تبلیغات
اخبار جهان اسلام - جنایات وهابیت در طول تاریخ (کارنامه عملی وهابیت)
اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



فصل سوم

كارنامه عملى وهابیت

جنایات وهابیت در طول تاریخ

1. قتل و غارت وهّابیّان در منطقه نجد: محمّد بن عبد الوهّاب با اعلام جهاد علیه مسلمانان به اتهام كفر، شرك و بدعت، اعراب بادیه نشین را تحریك كرد و به كمك ابن سعود، لشكرى فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان نشین، مردم را به خاك و خون كشید و اموال آنان را به عنوان غنایم جنگى غارت نمود(2). در این بخش به چند نمونه از كشتار بى رحمانه وهّابیّت كه در منطقه نجد و اطراف ریاض انجام گرفته، اشاره مى كنیم. الف: كشتار مسلمانان و قطع نخل ها و غارت مغازه ها: ابن بشر عثمان بن عبد اللّه، مورخ آل سعود در باره آغاز دعوت وهّابیّت


(1) ر. ك: كتاب شناسى توصیفى تألیفات علماى شیعه در پاسخ به شبهات و كتاب هاى اهل سنّت، كه رساله كارشناسى ارشد دانش پژوه گرامى جناب آقاى طاهر عباس از كشور پاكستان است كه این جانب (نگارنده) به عنوان استاد داورِ این رساله بودم و به حقّ از بهترین رساله هایى بود كه در سال هاى اخیر مشاهده كردم. (2) ر. ك: تاریخ نجد، فصل سوم غزوات،ص 95؛ تاریخ آل سعود، ج 1، ص 31 و تاریخچه نقد و بررسى وهّابى ها، 13 76.

(89)


در منطقه نجد و كشت و كشتار مردم بى گناه به اتهام شرك مى نویسد: عبد العزیز همراه با عدّه اى به قصد جهاد با اهل سرزمین «ثادق» حركت كرد و آنان را به محاصره درآورد و بخشى از نخلستان هاى آنان را قطع كرد و تعدادى هم از مردان آنان را به قتل رساند(1). سپس عبد العزیز به قصد جهاد به سمت «خُرج» حركت كرد و در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان را به كشت و مغازه ها را كه مملوّ از اموال بود، غارت كرد و آن گاه به سرزمین «نَعْجان»، «ثَرْمَدا»، «دُلَم» و «خُرْج» رفت و عدّه اى را كشت و شتران بسیارى به غنیمت گرفت(2). ب: به آتش كشیدن محصولات زراعى: ابن بشر در ادامه مى نویسد: عبدالعزیز به قصد جهاد وارد «منفوحه» شد و محصولات زراعى آنان را به آتش كشید و بخش عظیمى از جواهرات، گوسفندان و شتران را به غنیمت گرفت و ده نفر را نیز كشت(3).


(1) «سار عبد العزیز رحمه الله غازیا بجمیع المسلمین وقصد بلد ثادق ونازلهم وحاصرهم ووقع بینهم قتال وقطع شیئا من نخیلهم فأقام على ذلك أیّاما، وقتل من أهل البلد ثمانیة رجال، وقتل من المسلمین ثمانیة رجال». عنوان المجد، ص 34. (2) غزا عبد العزیز إلى الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانیة رجال ونهبوا بها دكاكین فیها أموال، ثمّ أغاروا على أهل بلد نَعْجان وقتلوا عودة بن على ورجع إلى وطنه، ثمّ بعد أیّام سار عبد العزیز بجیوشه إلى بلد (ثَرْمَدا) وقتل من أهلها أربعة رجال وأصیب من الغزو مبارك بن مزروع. ثمّ إنّ عبد العزیز كرّ راجعا وقصد (الدُلَم) و(الخُرْج) فقاتل أهلها وقتل من فزعهم سبعة رجال وغنم علیهم إبلاً كثیرا. عنوان المجد، ص 43. (3) غزا عبد العزیز منفوحة وأشعل فی زروعها النار؟! وأخذ كثیرا من حللهم وغنم منهم إبلاً كثیرا وقتل من الأعراب عشرة رجال.» عنوان المجد، ص 43.

(90)


ج: سقط جنین زنان باردار: لشكر عبد العزیز شبانگاه وارد منطقه «حَرْمه» شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد اللّه پسر عبد العزیز، تیراندازان به صورت دسته جمعى به طرف شهر تیراندازى كردند و صداى مهیب تیرها، شهر را به لرزه درآورد به گونه اى كه بعضى از زنان حامله، سقط كردند و مردم به وحشت افتاده و شهر به محاصره درآمد و مردم شهر، نه توان مقاومت و نه امكان فرار از شهر را داشتند(1). د: كشته شدن مردم ریاض در اثر گرسنگى و تشنگى: ابن بشر در باره حمله وهّابیّت به ریاض مى نویسد: ففرّ أهل الریاض فی ساقته الرجال والنساء والأطفال لا یلوى أحد على أحد، هربوا على وجوههم إلى البریّة فی السهباء قاصدین الخروج وذلك فی فصل الصیف، فهلك منهم خلق كثیر جوعا وعطشا(2)؛ اهل ریاض، همه مردان، زنان و كودكان با شنیدن حمله لشكر وهّابیّت از ترس و وحشت، پا به فرار گذاشتند، از آن


(1) أتوا بلاد حَرْمة فی اللیل وهم هاجعون . . . فلمّا انفجر الصبح أمر عبد اللّه على صاحب بُندق یثورها، فثوروا البنادق دفعة واحدة فارتجتّ البلد بأهلها وسقط بعض الحوامل، ففزعوا وإذا البلاد قدضبطت علیهم ولیس لهم قدرة ولا مخرج. عنوان المجد، ص 67. (2) عنوان المجد، ص 60.

(91)


جایى كه این حمله در فصل تابستان بود، جمعیّت زیادى در اثر گرسنگى و تشنگى جان سپردند. ه: كشتار فراریان: ابن بشر در ادامه مى گوید: فلمّا دخل عبد العزیز الریاض وجدها خالیة من أهلها إلاّ قلیلاً فساروا فی أثرهم یقتلون ویغنمون. ثمّ إنّ عبد العزیز جعل فی البیوت ضبّاطا یحفظون ما فیها. وحاز جمیع ما فى البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغیر ذلك وملك بیوتها ونخیلها إلاّ قلیلاً(1)؛ وقتى عبد العزیز وارد ریاض شد دید جز اندكى از مردم، كسى در شهر نمانده، فراریان را دنبال كرد و عدّه اى را كشت و اموالى را كه با خود داشتند به غنیمت گرفت. و به شرطه ها دستور داد از خانه هاى خالى از صاحبانشان، محافظت كنند و آن گاه تمام اموال، اسلحه ها، مواد غذایى و وسایل خانه ها را به غنیمت گرفت و غالب خانه ها و نخلستان ها را به تصرّف خود درآورد. و: كشتن مؤذن به جرم درود بر پیامبر صلى الله علیه و آله : زینى دحلان مفتى مكّه مكرمه مى نویسد: ویمنعون من الصلاة علیه صلى اللّه علیه وسلم على المنابر، بعد الأذان؛ حتى أنّ رجلاً صالحا كان أعمى ، وكان موءذّنا وصلى على


(1) همان.

(92)


النبی صلى الله علیه وسلم بعد الأذان، بعد أن كان المنع منهم ، فأتوا به إلى ابن عبد الوهاب فأمر به أن یقتل فقتل، ولو تتبّعت لك ما كانوا یفعلونه من أمثال ذلك، لملأت الدفاتر والأوراق. وفی هذا القدر كفایة واللّه سبحانه وتعالى أعلم؛ وهّابى ها از درود فرستان به پیامبر گرامى [ صلى الله علیه و آله ] بر روى منابر و پس از اذان، ممانعت مى كردند، مرد صالح نابینایى كه اذان مى گفت و پس از اذان به رسول اكرم[ صلى الله علیه و آله ] صلوات فرستاد، آن را نزد محمد بن عبد الوهّاب آوردند و او دستور داد مؤذن نابینا را به جرم درود بر حضرت، كشتند. زینى دحلان در ادامه مى گوید: اگر مانند این كارهاى زشت وهّابى ها را بخواهم بنویسم، دفترها مملوّ خواهد شد(1). با این كه درود به پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله نص قرآن و دستور الهى است كه مى فرماید: «إِنَّ اللّه وَمَلاَئِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما»(2). در آیه شریفه هیچ گونه قید مكانى و زمانى براى درود به حضرت ذكر نشده یعنى هر وقت و هر كجا مى شود به پیامبر گرامى درود فرستاد.

2. كشتار بى رحمانه شیعیان كربلا: كشتار وهّابیان در كربلاى معلّى در سال 1216، به راستى صفحه تاریخ را سیاه كرده و قلب هر خواننده را به درد مى آورد. دكتر منیر عجلانى مى نویسد:


(1) فتنه الوهابیه، ص 20. (2) الأحزاب: 56.

(93)


دخل اثنا عشر ألف جندی ولم یكن فی البلدة، إلا عدد قلیل من الرجال المستضعفین لأن رجال كربلاء كانوا قد خرجوا یوم ذاك إلى النجف الأشرف لزیارة قبر الإمام أمیر الموءمنین یوم الغدیر، فقتل الوهّابیّون كل من وجدوهم، فقدر عدد الضحایا فی یوم واحد بثلاثة آلاف، وأما السلب فكان فوق الوصف ویقال أن مائتى بعیر حملت فوق طاقتها بالمنهوبات الثمینة(1)؛ دوازده هزار نفر سپاه وهّابیّان به فرماندهى سعود، فرزند عبد العزیز وارد كربلا شدند در حالى كه بیشتر مردم كربلا به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف به زیارت امیر المؤمنین[ علیه السلام [رفته بودند و در شهر جز عدّه اندكى از پیرها و ناتوان ها نمانده بودند. سپاه وهّابیّان به هر كس كه برخوردند، كشتند و آمار كشته ها به مرز سه هزار نفر رسید و اموال غارت شده از كربلا قابل وصف نبود و گفته مى شد كه آن روز 200 شتر بار سنگین از كربلا به غارت بردند. محمد قارى غروى در تاریخ نجف از مجموعه شیخ خضر، نقل مى كند: وهّابیّان صندوق قبر حبیب بن مظاهر را كه از چوب بود شكستند و سوزاندند و با آن در ایوان طرف قبله حرم، قهوه درست كردند. آن ها مى خواستند صندوق قبر شریف حسین را هم بشكنند، اما چون داراى شبكه هاى آهنین بود، توفیق نیافتند(2). شیخ عثمان بن بشر مورّخ دیگر وهابى كه خود اهل نجد بوده مى نویسد: گنبد روى قبر (سید الشهداء) را ویران ساختند، و صندوق روى قبر


(1) تاریخ العربیة السعودیه، ص 126. (2) نزهة الغرى فى تاریخ النجف الغرى السرى، ص 52.

(94)


را كه زمرّد، یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند، و آنچه در شهر از مال، سلاح، لباس، فرش، طلا، نقره و قرآن هاى نفیس یافتند غارت كردند و نزدیك ظهر از شهر بیرون رفتند(1). صلاح الدین مختار كه خود وهّابى است مى نویسد: در سال 1216 امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد، عشایر جنوب، حجاز و دیگر نقاط به قصد عراق حركت كرد. در ماه ذى قعده به كربلا رسید. او تمام برج و باروى شهر را خراب كرد و بیشتر مردم را كه در كوچه و بازار بودند، كشت و نزدیك ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شد. آن گاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیّه را به نسبت هر پیاده یك سهم و هر سواره دو سهم، بین لشگریان تقسیم نمود(2). شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى نویسد: وهّابیان به صورت غافل گیرانه وارد كربلا شدند و بسیارى از اهل آن جا را در كوچه و بازار و خانه ها كشتند؛ روى قبر حسین علیه السلام را خراب كردند و آن چه در داخل قبّه بود به چپاول بردند و هرچه در شهر از اموال، اسلحه، لباس، فرش، طلا و قرآن هاى نفیس یافتند، ربودند. نزدیك ظهر در حالى كه قریب به دو هزار نفر از اهالى كربلا را كشته بودند، از شهر خارج شدند(3). برخى مى نویسند: «وهّابیان در یك شب، بیست هزار نفر را به قتل


(1) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج 1، ص 121. (2) تاریخ مملكة السعودیه، ج 3، ص 73. (3) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج 1، ص 121، حوادث سال 1216.

(95)


رساندند»(1). میرزا ابوطالب اصفهانى در سفرنامه خود مى نویسد: هنگام برگشت از لندن و عبور از كربلا و نجف، دیدم كه قریب بیست و پنج هزار نفر وهّابى وارد كربلا شدند و شعار «اقتلوا المشركین واذبحوا الكافرین»(2) سر مى دادند. آنان بیش از پنج هزار نفر را كشتند و زخمى ها حساب نداشت، صحن مقدّس امام حسین علیه السلام از لاشه كشتگان پر و خون از بدن هاى سر بریده شده، روان بود. پس از یازده ماه بار دیگر به كربلا رفتم، دیدم كه مردم، آن حادثه دل خراش را نقل مى كنند و گریه سرمى دهند به گونه اى كه از شنیدن آن، موها بر اندام راست مى شد(3).

3. حمله به نجف اشرف: حمله وهّابى ها به عراق از 1214 ه آغاز شد. چون در آن سال وهّابى ها به نجف اشرف حمله نمودند، ولى عرب خزاعل جلو آن ها را گرفتند و سیصد نفر از آن ها را كشتند(4). در سال 1215 نیز گروهى براى انهدام مرقد مطهّر حضرت امیر علیه السلام عازم نجف اشرف شدند كه در مسیر با عدّه اى از اعراب درگیر شدند و


(1) تاریخچه نقد و بررسى وهّابى ها، ص 162. (2) مشركان را بكشید و كافران را ذبح كنید. (3) مسیر طالبى، ص 408. (4) وهابیان، ص 337.

(96)


شكست خوردند(1). در مدّت نزدیك به ده سال چندین بار حملات شدیدى به شهر كربلا و نجف انجام دادند(2). در سال 1216 وهّابیّان پس از كشتار بى رحمانه اهل كربلا و هتك حرمت حرم حسینى علیه السلام با همان لشگر راهى نجف اشرف شدند، ولى مردم نجف به سبب آگاهى از ماجراى كشتار و غارت كربلا و آمادگى دفاعى به مقابله برخواستند؛ حتّى زن ها از منزل ها بیرون آمدند و مردان خود را تشجیع و تحریك به دفاع كردند تا اسیر كشتار و چپاول وهّابیّان نشوند، در نتیجه سپاه وهّابى ها نتوانستند به شهر نجف وارد شوند(3). در سال 1220 یا 1221 وهّابى ها به سركردگى «سعود» به نجف اشرف حمله بردند، ولى چون شهر داراى برج و بارو بود، و در بیرون نیز خندقى شهر را حفاظت مى كرد، به علاوه جمعى از مردم و طلاب علوم دینى در حدود دویست نفر تحت رهبرى شیخ جعفر نجفى (كاشف الغطاء) از مراجع اعلم عصر كه خود مردى دلیر بود، شبانه روز مشغول دفاع از شهر بودند، كارى از پیش نبردند. خانه شیخ جعفر كاشف الغطاء انبار اسلحه بود و او بر هر دروازه نجف و


(1) ماضى النجف وحاضرها، ج 1، ص 325. (2) تاریخ المملكة السعودیّة، ج 1، ص 92. (3) ماضى النجف وحاضرها، ج 1، ص 325.

(97)


در هر برجى جمعى از طلاب و مردم را به دفاع واداشته بود. شیخ حسین نجف، شیخ خضر شلال، و سید جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامه و شیخ مهدى ملاكتاب از جمله علماى مدافع شهر بودند كه از مردان بلند آوازه مى باشند. قواى سعود در این حمله پانزده هزار وهابى جسور جنگجو بود. وهّابى ها چندان كه سعى كردند نتوانستند وارد شهر شوند، و مدافعان نجف با سرسختى دفاع مى كردند. در یكى از روزها برخى از وهّابى ها از دیوار شهر بالا آمدند و نزدیك بود شهر را اشغال كنند، ولى با دفاع مردانه مدافعان مسلح مواجه شدند، و عقب نشستند. در مدت محاصره نجف چون مدافعان از درون شهر و برج و باروها وهّابى ها را زیر آتش داشتند، توانستند هفتصد نفر از آن ها را به قتل رسانند. سرانجام سعود با بقیه نفراتش ناامید از نجف اشرف بازگشت. اهالى نجف قبل از رسیدن قواى سعود، خزانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را به بغداد و از آنجا به كاظمین منتقل ساختند و در محزن آنجا به ودیعت نهادند، و بدین گونه از دستبرد آن قوم غارتگر وحشى مصون ماند. ابن بشر مورخ نجدى راجع به حمله سعود به نجف در تاریخ نجد مى نویسد: «در سال 1220 سعود با سپاه انبوهى از نجد و نواحى آن در بیرون شهر معروف در عراق (نجف اشرف) فرود آمد، و سپاه مسلمین (وهّابى ها) را در اطراف شهر پراكنده ساخت، و دستور داد باروى شهر را خراب كنند. چون یاران او به شهر نزدیك شدند، به خندقى عریض و عمیق برخورد كردند و نتوانستند از آن عبور كنند. در جنگى كه میان طرفین روى داد در اثر تیراندازى از روى باروها و برجهاى شهر،

(98)


جمعى از مسلمین (وهّابى ها) كشته شدند. آن ها نیز از شهر عقب نشستند، و به غارت نواحى اطراف پرداختند»(1). سعود در سال بعد یعنى 1222 نیز بار دیگر با بیست هزار جنگجوى جسور وهابى به نجف اشرف حمله برد، ولى چون دید مدافعان شهر به رهبرى كاشف الغطاء با توپ و تفنك آماده دفاع هستند نجف را رها ساخت، و به شهر «حله» روى آورد(2).

4. تخریب آثار بزرگان در مكه: وهّابیون در سال 1218 پس از مسلط شدن بر مكّه تمام آثار بزرگان دین را تخریب نمودند. در «مُعَلّى» قبّه زادگاه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم را و همچنین قبّه زادگاه على بن ابى طالب علیه السلام و حضرت خدیجه و حتى ابوبكر را ویران و باخاك یكسان كردند. آثار باستانى كه در اطراف خانه خدا و بر روى زمزم را تخریب كرده و در تمام مناطقى كه مسلط مى شدند آثار صالحین را نابود مى كردند و هنگام تخریب طبل مى زدند و به رقص و آواز خوانى مى پرداختند(3). رفاعى یكى از علماى بزرگ اهل سنّت كویت خطاب به علماى وهابى مى نویسد: رضیتم ولم تعارضوا هدم بیت السیّدة خدیجة الكبرى أمّ المؤمنین


(1) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج 1 ، ص 137. (2) رجوع شوده به: مفتاح الكرامة، ج 5 ص512، مقدمه محقق توانا على دوانى بر كتاب فرقه وهابى سید محمد حسن قزوینى، ص 41. (3) كشف الارتیاب، ص 27، به نقل از تاریخ «الجبرتى».

(99)


والحبیبة الأولى لرسول ربّ العالمین صلى اللّه علیه وآله، المكان الذی هو مهبط الوحی الأوّل علیه من ربّ العزّة والجلال، وسكتم على هذا الهدم راضین أن یكون المكان بعد هدمه دورات میاه وبیوت خلاء ومیضات، فأین الخوف من اللّه؟ وأین الحیاء من رسوله الكریم علیه الصلاة والسلام(1)؛ شما به تخریب خانه ام المؤمنین خدیجه كبرى اوّلین حبیبه پیامبر صلى الله علیه و آله رضایت دادید و هیچ عكس العمل نشان ندادید با این كه آن مكان محل نزول وحى قرآن بود. و در برابر این جنایت سكوت انتخاب كردید و رضایت دادید كه آن مكان مقدس به توالت و دستشویى مبدل شود. پس چرا از خدا نمى ترسید؟ و از پیامبر كریم حیا نمى كنید؟ رفاعى در ادامه مى نویسد: زادگاه رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم را ویران و به محل خرید وفروش حیوانات تبدیل شد كه با تلاش افراد صالح و خیّر، از چنگال وهّابى ها در آمد و به كتابخانه مبدّل گردید ... شما وهّابیان در این سال هاى اخیر تصمیم گرفتید نیّات شوم خود را از طریق تهدید و انتقام پیاده كنید، تمام تلاش خود را جهت نابودى محل ولادت رسول گرامى صلى الله علیه و آله وسلم به كار بستید، حتّى از شخصیّت ها و علماء بزرگ سعودى مجوّز ویران كردن آن مكان مقدس را گرفتید، ولى ملك فهد، عواقب شوم آن را ملاحظه كرد و شما را از این كار ننگین باز داشت.


(1) نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 59. تألیف: یوسف بن السیّد هاشم الرفاعى، با مقدمه دكتر محمّد سعید رمضان البوطی.

(100)


این چه كار بى ادبانه اى است كه از شما سر مى زند؟! این چه بى وفایى است كه در حق رسول گرامى صلى الله علیه و آله وسلم ! روا مى دارید در حالى كه خداوند به وسیله آن حضرت، ما و شما و اجداد ما را از تاریكى هاى شرك به سوى نور اسلام هدایت فرمود؟! بدانید كه به هنگام مشاهده رسول گرامى صلى الله علیه و آله وسلم در كنار حوض، جز بى حیایى نصیب شما نخواهد شد. و به یقین بدانید كه نتیجه شقاوت خود را در نابودى آثار پاك آن نبى مكرم صلى الله علیه و آله وسلم كه موجب رنجش گردیده است، مشاهده خواهید كرد(1). رفاعى در جاى دیگر مى نویسد: آثار قبور صحابه و امّهات المؤمنین و آل البیت را نابود كرده و قبر آمنه بنت وهب مادر گرامى رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم را با بنزین به آتش


(1) حاولتم ولا زلتم تحاولون وجعلتم دأبكم هدم البقعة الباقیة من آثار رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وآله وسلم ألا وهی (البقعة الشریفة التی ولد فیها)، التی هُدمت، ثمّ جُعلت سوقا للبهائم، ثمّ حولها بالحیلة الصالحون إلى مكتبة هی (مكتبة مكّة المكرّمة). فصرتم یرمون المكان بعیون الشرّ والتهدید والانتقام، وتتربّصون به الدوائر وطالبتم صراحة بهدمه واستعدیتم السلطة وحرضّتموها على ذلك بعد اتّخاذ قرار بذلك من هیئة كبار علمائكم قبل سنوات قلیلة (وعندی شریط صریح بذلك) غیر أنّ خادم الحرمین الشریفین الملك فهد العاقل الحكیم العارف بالعواقب تجاهل طلبكم وجمّده. فیا سوء الأدب وقلّة الوفاء لهذا النبیّ الكریم الذی أخرجنا اللّه به وإیّاكم والأجداد من الظلمات إلى النور! ویا قلّة الحیاء منه یوم الورود على حوضه الشریف! ویا بؤس وشقاء فرقة تكره نبیّها سواء بالقول أو بالعمل وتحقّره وتسعى لمحو آثاره!. نصیحة لإخواننا علماء نجد، ص 60.

(101)


كشیدید واثرى از آن ها باقى نگذاشتید(1).

5. آتش زدن كتابخانه هاى بزرگ: دردناك ترین چیزى كه وهّابیّت مرتكب شد و آثار قبیح آن براى همیشه باقى است، آتش زدن كتابخانه بزرگ «المكتبة العربیّة» بود كه بیش از 60 هزار عنوان كتاب گرانقدر و كم نظیر و بیش از 40 هزار نسخه خطّى منحصر به فرد داشت كه در میان آن ها برخى از آثار خطّى دوران جاهلیّت، یهودیان، كفّار قریش و همچنین آثار خطّى على علیه السلام ، ابوبكر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد و برخى از صحابه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم و قرآن مجید به خطّ «عبد اللّه بن مسعود» وجود داشت. و نیز در همین كتابخانه انواع سلاح هاى رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم و بت هایى كه هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود، مانند «لات»، «عُزّى»، «مَناة» و «هُبَل» موجود بود. «ناصر السعید» از قول یكى از مورّخان نقل مى كند كه هنگام تسلط وهّابیان، این كتابخانه را به بهانه وجود كفریّات در آن به آتش كشیده و به خاكستر تبدیل كردند(2).


(1) هدمتم معالم قبور الصحابة وأمّهات المؤمنین وآل البیت الكرام رضی اللّه عنهم وتركتموها قاعا صفصفا وشواهدا حجارة مبعثرة لا یُعلم ولا یُعرف قبر هذا من هذا؛ بل سُكب على بعضها البنزین فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه. ثمّ ذكر فی الهامش: قبر السیدّة آمنة بنت وهب أم الحبیب المصطفى نبیّ هذه الأمّة [ صلى الله علیه و آله وسلم ]. نصیحة لإخواننا علماء نجد: 38. (2) ر.ك: كتاب تاریخ آل سعود، ج 1، ص 158، كشف الارتیاب، ص 55، 187، 324، أعیان الشیعة، ج 2، ص 7، الصحیح من سیرة النبیّ الأعظم، ج 1، ص 81 و آل سعود من أین إلى أین، ص 47.

(102)


6. تصرف مدینه منوره: سعود در سال 1220 یا 1221 در هجوم خود به مدینه پس از یك سال و نیم محاصره سرانجام آن شهر مقدّس را متصرّف شد. تمام اشیاء گران بهایى كه در حرم پیامبر صلى الله علیه و آله بود را غارت نمود. فقط از بیم عموم مسلمین از تعرّض به قبر مقدّس پیغمبر صلى الله علیه و آله خوددارى كردند. آن ها چهار صندوق مملوّ از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گران بها را به غارت بردند. از جمله، چهار شمعدان زمرّدین بود كه به جاى شمع، در آن ها یك قطعه الماس شب نما و درخشنده بود، و حدود یك صد قبضه شمشیر با غلاف هاى مصلاّ به طلاى خالص و مرصع به الماس و یاقوت با دسته هایى از زمرّد و یَشْم كه به هیچ وجه نمى شد آن ها را قیمت گذارى كرد(1). دریادار سرتیپ «ایّوب صبرى» سرپرست مدرسه عالى نیروى دریایى در دولت عثمانى مى نویسد: سعود بن عبد العزیز، پس از تصرّف مدینه منوّره، همه اهالى مدینه را در مسجد النبى گرد آورد و درهاى مسجد را بست و این گونه سخن آغاز نمود: هان اى مردم مدینه! براساس آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ» دین و آیین شما امروز به كمال رسید، به نعمت اسلام مشرّف شدید، حضرت احدیّت از شما راضى و خشنود گردید، دیگر ادیان باطل نیاكان خود را رها كنید و هرگز از آن ها به نیكى یاد نكنید، از درود و رحمت فرستادن بر آن ها به شدّت پرهیز


(1) فرقه وهابى و پاسخ به شبهات آن ها، مقدمه على دوانى، ص 40.

(103)


نمایید، زیرا همه آن ها به آیین شرك درگذشته اند(1).

7. تخریب قبور طائف و مكه: در سال 1343 وهّابى ها بار دیگر قبه ابن عباس و دیگر قبور طائف و قبرهاى عبدالمطلب، ابوطالب و حضرت خدیجه همسر پیامبر صلى الله علیه و آله و زادگاه حضرت زهرا علیهاالسلام و همه شعائر اسلامى مكه را ویران كردند(2).

8. تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام : در سال 1344، وهّابیّان پس از اشغال مكه، به مدینه روى آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، آن را اشغال نمودند، قبور ائمه بقیع و دیگر قبور همچون قبر إبراهیم فرزند پیامبر و زنان آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت عباس، قبه عبداللّه پدر پیامبر صلى الله علیه و آله ، إسماعیل پسر امام جعفر صادق و قبه همه صحابه و تابعین را بدون استثنا خراب كردند. ضریح فولادى ائمه بقیع را كه در اصفهان ساخته و به مدینه حمل شده بود، از روى قبر حضرت امام حسن مجتبى، امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام برداشته و بردند. قبور عباس عموى پیامبر و فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین را كه با قبور چهار امام همام، در زیر یك قبه بودند نیز ویران كردند(3). هم چنین زادگاه امام حسن و امام حسین در مدینه، قبور شهداى بدر


(1) تاریخ وهّابیان، 107، تاریخ الوهّابیّه، چاپ مصر، ص 126. (2) مقدمه علامه دوانى بر كتاب فرقه وهابى، ص 55. (3) مقدمه دوانى بر كتاب فرقه وهابى، ص 56.

(104)


و نیز بیت الاحزانى را كه حضرت على علیه السلام براى حضرت زهرا علیهاالسلام ساخته بود، ویران كردند(1).

9. قتل عام مردم طایف: برخى بر این پندارند كه وهّابیّان فقط بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز قرار دادند، ولى با نگاهى به عمل كرد آنان در حجاز و شام، روشن خواهد شد كه حتّى مناطق سنّى نشین نیز از حملات آنان در امان نمانده است. زینى دحلان مفتى مكه مكرّمه مى نویسد: ولمّا ملكوا الطائف فی ذى القعدة سنة 1217 ألف ومائتین وسبعة عشر قتلوا الكبیر والصغیر والمأمور والآمر ولم ینج إلاّ من طال عمره، وكانوا یذبحون الصغیر على صدر أمّه ونهبوا الأموال وسبّوا النساء(2)؛ هنگامى كه وهّابیّان در سال 1217 هجرى طایف را به تصرّف خود درآورند، كوچك و بزرگ، رئیس و كارمند، همه و همه را قتل عام كردند. جز سال خوردگان كسى از دست آنان خلاصى نیافت، آنان كودك شیرخواره را در آغوش مادر سر بریدند و اموال مردم را غارت كردند و زنان را به اسارت در آوردند. جَبَرْتى(3) موّرخ حنفى مى نویسد: فی أواخر سنة 1217 ه. أغار الوهّابیّون على الحجاز، فلما قاربوا


(1) پایگاه اطلاع رسانى مركز اسناد انقلاب اسلامى، www.irdc.ir (2) الدرر السنیّه، ص 45. (3) وى عبد الرحمان بن حسن بن ابراهیم مصرى حنفى، متوفّاى 1237 مى باشد.

(105)


الطائف خرج إلیهم الشریف غالب فهزموه، فرجع إلى الطائف وأحرقت داره وهرب إلى مكة، فحاربوا الطائف ثلاثة أیام حتّى دخلوها عنوة، وقتلوا الرجال وأسروا النساء والأطفال، وهذا دأبهم فى من یحاربهم، وهدموا قبة ابن عباس فى الطائف(1)؛ در اواخر سال 1271، وهّابیّان به حجاز یورش بردند و هنگامى كه نزدیك طایف شدند شریف غالب، حاكم طایف، براى مقابله با آنان به بیرون طایف رفت، ولى او را شكست دادند و او به داخل شهر بازگشت. خانه او را آتش زدند و او به سوى مكه فرار كرد و پس از آن به مدّت سه روز با مردم طایف جنگیدند و مردان آنان را كشتند و زنان و كودكان را به اسارت گرفتند. روش وهّابیّان همه جا این چنین بود و در طایف، قبر ابن عباس را (كه محل زیارت عموم بود) ویران كردند. جمیل صدقى زهاوى، از علماى اهل سنّت عراق در حمله وهّابیان به طایف مى نویسد: از زشت ترین كارهاى وهّابیان در سال 1217، قتل عام مردم طایف است كه بر صغیر و كبیر رحم نكردند، كودك شیرخوار را در آغوش مادر سر بریدند، جمعى را كه مشغول فراگرفتن قرآن بودند، كشتند و حتّى گروهى را كه در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند و كتاب ها را كه در میان آن ها تعدادى قرآن و نسخه هایى از صحیح بخارى و صحیح مسلم و دیگر كتاب هاى حدیثى و فقهى


(1) عجائب الآثار، ج 2، ص 554 و غالب محمّد أدیب در: أخبار الحجاز ونجد فى تاریخ الجبرتى، ص 93.

(106)


نیز بود، در كوچه و بازار افكنده و آن ها را پایمال كردند(1). وهّابیان پس از قتل عام مردم طایف طى نامه اى، علماى مكه را به آیین خود دعوت كردند، آنان در كنار كعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابیان پاسخ بگویند كه ناگهان جمعى از ستم دیدگان طایف داخل مسجدالحرام شدند و آن چه بر آنان گذشته بود بیان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند، گویا كه قیامت برپا شده است. آن گاه علما و مفتیان مذاهب چهارگانه اهل سنّت از مكه مكرّمه و دیگر بلاد اسلامى كه براى اداى مناسك حج آمده بودند، به كفر وهّابیان حكم كردند و بر امیر مكّه واجب دانستند تا با آنان به مقابله برخیزد و فتوا دادند كه بر مسلمانان واجب است تا در این جهاد شركت نمایند و در صورت


(1) «ومن أعظم قبائح الوهابیّة اتّباع ابن عبد الوهّاب، قتلهم الناس حین دخلوا الطائف قتلاً عامّا حتّى استأصلوا الكبیر والصغیر، وأودّوا بالمأمور والأمیر، والشریف والوضیع، وصاروا یذبحون على صدر الأم طفلَها الرضیع، ووجدوا جماعة یتدارسون القرآن فقتلوهم عن آخرهم، ولمّا أبادوا من فی البیوت جمیعا خرجوا إلى الحوانیت والمساجد وقتلوا من فیها وقتلوا الرجل فی المسجد وهو راكع أو ساجد، حتّى أفنوا المسلمین فی ذلك البلد ولم یبق فیه إلاّ قدر نیف وعشرین رجلاً تمنعوا فی بیت الفتنى بالرصاص أن یصلوهم وجماعة فی بیت الفعر قدر المائتین وسبعین قاتلوهم یومهم ثم قاتلوهم فی الیوم الثانى والثالث حتّى راسلوهم بالأمان مكرا وخدیعة فلمّا دخلوا علیهم وأخذوا منهم السلاح قتلوهم جمیعا، وأخرجوا غیرهم أیضا بالأمان والعهود إلى وادی (وج) وتركوهم هنالك فی البرد والثلج حفاة عراة مكشوفی السوآت، هم ونساوءهم من مخدرات المسلمین ونهبوا الأموال والنقود والأثاث، وطرحوا الكتب على البطاح وفی الأزقة والأسواق تعصف بها الریاح، وكان فیها كثیر من المصاحف ومن نسخ البخارى ومسلم وبقیة كتب الحدیث والفقه وغیر ذلك، تبلغ الوفا موءلفة فمكثت هذه الكتب أیّاما وهم یطوءونها بأرجلهم ولا یستطیع أحد أن یرفع منها ورقة، ثم أخربوا البیوت وجعلوها قاعا صفصفا وكان ذلك سنة 1217.» الفجر الصادق، ص 22.

(107)


كشته شدن شهید خواهند بود(1).

10. كشتار عمومى علماى اهل سنّت: دریادار سرتیپ ایّوب صبرى مى نویسد: «عبد العزیز بن سعود كه تحت تأثیر سخنان محمّد بن عبد الوهّاب قرار گرفته بود، در نخستین سخنرانى خود در حضور شیوخ قبایل گفت: ما باید همه شهرها و آبادى ها را به تصرّف خود درآوریم و احكام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم ...»(2). تا آن جا كه مى گوید: براى تحقّق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم كه عالمان اهل سنّت را كه مدّعى پیروى از سنّت سنیّه نبویّه و شریعت شریفه محمّدیّه هستند، از روى زمین برداریم. و به عبارت دیگر، مشركانى كه خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى كنند از دم شمشیر بگذرانیم به ویژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زیرا تا این ها زنده اند هم كیشان ما روى خوشى نخواهند دید، از این ره گذر باید نخست كسانى را كه به عنوان عالم


(1) سیف الجبر المسلول على الأعداء، ص 2. (2) تاریخ وهّابیان، 33. در چاپ مصر این چنین آمده: «ها أنا ذا آمر حامیة، فأستطیع الآن أن أفصح عمّا أضمره فی خلدى إنّ هدفی من حشد هذا الجیش هو أن أنطلق من دار الخلافة وهی الدرعیّة ونجد بجحفل أشوس لا یقهر، فأحتلّ جمیع الدیار والقفار وأعلّم الناس الأحكام والشرائع، وأضمّ بغداد وبجمیع توابعها إلیّ فتنعم فی ظلّ العدل الذى نتصف به». تاریخ الوهّابیّه، ص 54.

(108)


خودنمایى مى كنند ریشه كن نموده، سپس بغداد را تصرّف كرد(1). در جاى دیگرى مى نویسد: سعود بن عبد العزیز در سال 1218 به هنگام تسلّط بر مكه مكرّمه، بسیارى از دانشمندان اهل سنّت را بى دلیل به شهادت رساند و بسیارى از اعیان و اشراف را بدون هیچ اتّهامى به دار آویخت و هر كس را كه در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان مى داد به انواع شكنجه ها تهدید كرد و آن گاه منادیانى فرستاد كه در كوچه و بازار بانگ زدند: ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود؛ هان اى مردمان! به دین سعود داخل شوید و در زیر سایه گسترده اش مأوا گزینید!(2).


(1) تاریخ وهّابیان، 33. در چاپ مصر این چنین آمده: ولاجل تحقیق هذا الأمل فلابدّ من أن نجتثّ دابر علماء العامّة الذین یدّعون أنّهم یتّبعون السنّة النبویّة السنیّة والشریعة المحمّدیّة العلیّة وبعبارة أخرى: نستأصل شأفة المشركین الذین یسمّون أنفسهم باسم علماء أهل السنّة ولا سیّما من یشار إلیه بالبنان منهم. إذ ما دام هؤلاء فی قید الحیاة فسوف لا یروق لأتباعنا بلغة من العیش، فلذا ینبغی أن نبید من یظهر بعنوان عالم أولاً، ثمّ نحتلّ بغداد ثانیا. تاریخ الوهّابیّة، ص 55، ط. الهدف للإعلام والنشر قاهره سال 2003 م. (2) تاریخ وهابیان، ص 74. عبارت چاپ مصر این چنین است: قتل سعود الوخیم العاقبة كثیرا من علماء العامّة بدون ذنب وأعدم شنقا كثیرا من الأعیان والأشراف دون أیّ تهمة، وهدّد بأنواع العذاب كلّ من یبدی تمسّكا بما علیه من عقائد دینیّة وحینئذ أرسل رجالاً ینادون بغایة الوقاحة فی الأزقّة والأسواق بأعلى أصواتهم «ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود» وبهذا النداء المسعور دعوا الناس عملاً إلى اعتناق دین محمّد بن عبد الوهّاب. تاریخ الوهّابیّه، ص 95.

(109)


11. قطع مناسبات تجارى با كشورهاى غیر وهابى: فاسیلیف مستشرق روسى مى نویسد: وقد بلغ تعصّب الوهّابیّین إلى حدّ حملهم على قطع العلاقات التجاریّة مع غیرهم، وكانت التجارة إلى عام 1269 ه مع الشام والعراق محرمة(1)؛ تعصّب وهّابیّان به جایى رسید كه تجّار عربستانى را وادار به قطع مناسبات تجارى با كشورهاى غیر وهّابى كردند كه تا سال 1269 تجارت با كشور سوریه و عراق از این جهت كه وهّابى نبودند، حرام بود. ابن بشر تاریخ نگار وهّابى مى نویسد: وكانوا إذا وجدوا تاجراً فی طریق یحمل متاعاً إلى المشركین صادروا ماله(2)؛ وهّابیّان اگر مشاهده مى كردند كه بازرگانى، كالایى را به كشورهاى مشركین (یعنى غیر وهّابى) حمل مى كند، آن را مصادره مى كردند.

12. كشتار حجاج بیت اللّه الحرام: الف: كشتار حجاج یمن: در سال 1341 وهّابیّان با حجاج یمنى كه خلع سلاح بودند و هیچ گونه


(1) تاریخ العربیة السعودیة، ص 105 . (2) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج 1، ص 122 .

(110)


دفاعى به همراه نداشتند، رو به رو شدند. آنان ابتدا به حجاج امان دادند؛ ولى وقتى در بالاى كوه قرار گرفتند و حجاج یمنى در پایین قرار داشتند، دهانه توپ ها را به سوى آنان گرفته و تن ها دو نفر جان سالم به در بردند كه جریان كشتار وحشیانه را به آگاهى مردم رساندند(1). ب: قتل عام حجاج مصرى در منى: در سال 1344 وهّابیان برخى از اعمال حاجیان مصرى در منى را حرام دانستند و عدّه اى از آن ها را كشتند(2). ج: كشتار حجاج ایرانى: عمّال وهّابى رژیم آل سعود در چهارم ذى الحجه 1407 ق (9 مرداد 1366 ش) هزاران نفر از حجاج بیت اللّه الحرام را به جرم سر دادن فریاد برائت از مشركین در مكه به خاك و خون كشیدند و حتى آخوندهاى دربارى آنان، فریاد مى زدند و مى گفتند: «اقتل المجوس اقتل المشركین»؛ مجوس و مشركین را بكشید. یكى از شاهدان عینى این واقعه تلخ را این چنین نقل مى كند: با چشم خود دیدم كه سعودى هاى كثیف، بى شرمانه و بى رحمانه با عصاى معلولین با دو دست محكم به صورت زن ها مى كوبیدند و نقش بر زمین مى كردند. اى كاش به زدن تنها قانع بودند. وقتى خانمى بر روى زمین مى غلطید، نفر بعدى با هر وسیله اى كه در


(1) salaf.blogfa.com (2) salaf.blogfa.com

(111)


دست داشت به مغز نیمه جان او مى كوبید تا از دنیا برود(1). د: حمله وهابیان افراطى به حجاج بحرینى: در مهر ماه 1386 گروهى از وهّابیان تندرو با كمین در كوچه هاى اطراف مسجدالحرام پس از مشاهده مینى بوس شیعیان بحرینى با خرده شیشه هاى تیز و برنده به سوى حجاج شیعه یورش بردند و اقدام به فحاشى و به زبان آوردن القابى چون شیعیان سگ صفت كافر و ده ها فحش دیگر كردند(2).

13. كشتار مردم بى دفاع اردن: در سال 1343، جمعى از وهّابى ها ناگهان به اردن یورش بردند و مردم بى اطلاع «ام العمد» و همسایه آنان را مورد هجوم قرار دادند، مردان و زنان بى گناه را كشتند و اموال آنان را غارت كردند. اما طولى نكشید كه با رانده شدن برخى و اسارت عده اى دیگر، عقب نشینى كردند كه البته اسیران وهّابى به فرمان انگلیس آزاد شدند. در سال 1346 وهابیان دوباره با سپاهى متشكل از سى هزار نفر به اردن حمله كردند و قتل و غارت و خونریزى شدیدى به راه انداختند(3).


(1) روزنامه جمهورى اسلامى ایران، 16 آذر 1366، خاطرات سیدرضا موسوى كاظمى محمدى از نایین. (2) www.shia-news.com (3) www.salaf.blogfa.com

(112)


14. كشتار عزاداران امام موسى كاظم علیه السلام :كشتار عزاداران امام موسى كاظم علیه السلام در 25 رجب 1426 مصادف با شهادت امام موسى كاظم علیه السلام وهّابیون با پخش غذاهاى مسموم در اطراف حرم آن إمام علیه السلام و نیز انجام انفجارهاى متعدد در كاظمین بین صفوف عزاداران امام موسى كاظم علیه السلام ، باعث شهادت 1500 نفر از شیعیان عزادار شدند.

15. جنایت هاى طالبان وهابى در افغانستان: در اواخر سال 1372 شمسى گروهى وهّابى به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد شدند كه از سوى عربستان و آمریكا حمایت مى شدند. در شهریور 1375 كابل را تصرّف كردند و به كشتار مسلمانان شیعى پرداختند. در 17 مرداد 1377 زنان و مردان و كودكان را از پشت بام ها به رگبار بستند و اهالى شهر مزار شریف را قتل عام كردند؛ سپس با هجوم به بیمارستان ها، بیماران شیعه را روى تخت ها به شهادت رساندند. در سنگچارك و بامیان و یروان و كاپیسا، شكم بانوان حامله شیعه را پاره مى كردند و جنین آنان را بیرون كشیده و سر مى بریدند(1). در عاشوراى 1267 شیعیان قندهار در حسینیه ها سرگرم عزادارى بودند كه ناگهان وهّابیان جنایتكار با اسلحه هجوم آوردند و عدّه فراوانى از شیعیان بى دفاع را به فجیع ترین وضع به قتل رساندند(2).

16. وهابیت و انفجار در اهواز: در جریان دستگیرى عوامل بمب گذارى هاى پیاپى سال 1384 در


(1) www.salaf.blogfa.com (2) محمد سلطان الواعظین، شب هاى پیشاور، ج 1، تحقیق: عبدالرضا درایتى، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، پایى. 1385، ص 346.

(113)


اهواز، روشن شد كه از مجموع 46 دستگیر شده، 44 نفر داراى عقاید وهّابیت هستند. براساس اطّلاعات موثق، این عدّه از سوى اسرائیل، آمریكا و انگلیس حمایت مى شدند و از عوامل وهّابیت در ایران بودند(1).

17. انفجار بزرگ در مسجد تاریخى براثا: در عملیات انتحارى هجدهم فروردین 1385 در مسجد تاریخى براثاى بغداد، بیش از 69 نفر كشته و 130 نفر زخمى شدند(2). انفجار حرم عسكریین: 22 فوریه 2006 (3/12/84)، انفجار 215 كیلوگرم مواد منفجره منجر به آسیب كلى مرقد امام هادى و امام حسن عسكرى علیهماالسلام شد. 13 ژوئن 1207، (23/3/1386)، انفجار مناره هاى عسكرین به دست وهّابیّان برگ دیگرى از جنایت وهّابیّت تكفیرى را رقم زد. حدود ساعت 9 صبح بر اثر وقوع چندین انفجار مهیب، دو مناره حرم عسكریین منفجر و تخریب شد. در انفجار نخست گلدسته طلایى سمت چپ و در انفجار دوم گلدسته سمت راست این حرم منفجر گردید. همچنین در این اقدام تروریستى ، سقف سرداب غیبت حضرت ولى عصر(عج) نیز به كلى فرو ریخت(3).


(1) www.aftabnews.ir (2) روزنامه ایران، 19 فروردین 1385، صفحه بین الملل. (3) ر.ك: خبرگزارى مهر 13/3/86؛ روزنامه كیهان، 24 خرداد 1386، 28 جمادى الأوّل 1428، 14 ژوئن 1207، سایت مجمع جهانى محبین اهل البیت 23 خرداد 1386.

منبع:انجمن گفتگوی دینی

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin