اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



اهمیّت وحدت در عصر حاضر

شكّى نیست كه ما در عصرى زندگى مى كنیم كه تمامى دشمنان براى نابودى اسلام هم پیمان گشته و همه امكانات سیاسى و اقتصادى خود را براى از بین بردن اسلام از صحنه بین الملل به كار گرفته اند. طرح نوین هانتینگتون، بزرگ نظریّه پرداز كاخ سفید و استراتژیست معروف یهودى در كتاب برخورد تمدّن ها مؤیّد این مطلب است(1).


(1) در تابستان 1993 میلادى، ساموئل هانتینگتون رئیس موءسّسه استراتژیك دانشگاه هاروارد در شماره تابستانى نشریّه فارین افرز در مقاله اى مى گوید: سیاست جهانى اینك وارد مرحله جدیدى شده است. او جهان آینده را عرصه كنش و واكنش بین هفت یا هشت تمدّن بزرگ مى داند، تمدّن غربى، كنفوسیوسى، ژاپنى، اسلامى، هندو، اسلاوى ارتدكسى، آمریكاى لاتین و احتمالاً آفریقایى. فرضیّه او این است كه اصولاً نقطه اصلى برخورد در این جهان نو، نه رنگ و بوى ایدئولوژیكى دارد و نه بوى اقتصادى، شكاف هاى عمیق میان افراد و به اصطلاح نقطه جوش برخوردها داراى ماهیّت فرهنگى خواهد بود. پس دولت ملّت ها نیرومندترین بازى گران در عرصه جهان باقى خواهند ماند. لیكن درگیرى اصلى در صحنه سیاست خارجى میان ملّت ها و گروه هایى با تمدن هاى مختلف روى خواهد داد. هانتینگتون كانون درگیرى در آینده نزدیك را میان غرب و چند كشور اسلامى كنفوسیوسى مى داند. او سپس با ذكر این نكته كه مفهوم تمدّن جهانى، از تمدّن غرب برآمده است به برترى پیروزى تمدّن غربى تصریح مى كند. هانتینگتون، طى مصاحبه اى با شبكه تلویزیونى «سى. ان. ان. ترك» واقعه یازده سپتامبر را نماد بارز نظریّه برخورد تمدّن هاكه تقریباً یك دهه پیش مطرح شده است، دانست. رویداد یازده سپتامبر روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون كرد، به طورى كه احساسات ضدّ آمریكایى در جهان اسلام (به خصوص خاورمیانه) و در مقابل احساسات ضدّ اسلامى در غرب شدت یافت.

(34)


و هم چنین دكتر مایكل برانت، معاون سابق سازمان اطّلاعات مركزى آمریكا (سیا) در كتاب A Plan to divis and desnoylte theology «نقشه اى براى جدایى مكاتب الهى» مى گوید: افرادى كه با شیعه اختلافات نظر دارند آن ها را علیه شیعه منظم و مستحكم كرده، وكافر بودن شیعه گسترش داده شود و آن ها را از جامعه جدا نموده و علیه آن ها مواد نفرت برانگیز نوشته شود(1). بنابراین، در چنین عصرى بیش از هر عصر دیگر، مسلمانان نیاز به وحدت دارند و شاید بیش از هر زمانى جامعه اسلامى به همكارى و مساعدت یك دیگر نیازمند است. گِلادِستون(2) نخست وزیر اسبق بریتانیا مى گوید: مادام هذا القرآن موجودا فى أیدى المسلمین، فلن تستطیع أروبا السیطرة على الشرق ولا أن تكون هى نفسها فى أمان(3)؛ مادامى كه قرآن در دست مسلمان هاست، اروپا نه مى تواند بر شرق تسلّط یابد و نه احساس امنیّت كند.


(1) روزنامه جمهورى اسلامى، تاریخ 5/3/1383 و هفته نامه افق حوزه، تاریخ 28/2/1383. (2) Gladstone سیاستمدار انگلیسى ( 1809 1898) رهبر لیبرال ها بود و چهار بار به مقام نخست وزیرى انگلستان رسید. (3) الإسلام على مفترق الطرق، ص 39.

(35)


بِن گُوریون(1) نخست وزیر سابق دولت غاصب صهیونیستى مى گوید: إنّ أخشى ما نخشاه أن یظهر فى العالم العربى، محمد جدید(2)؛ آن چه ما را به وحشت انداخته این است كه مى ترسیم در جهان عرب، محمّد تازه اى ظهور كند. با این كه یكى از اصول مسلّم مسیحیّت، كشته شدن حضرت مسیح به دست یهود بوده و به همین سبب، در طول 20 قرن بغض و كینه و عداوت میان آنان حاكم بود، ولى براى ایجاد وحدت میان مسیحیّت و یهود در برابر مسلمانان، دولت واتیكان طىّ اطّلاعیه رسمى از این اصل صرف نظر كرده و یهود را از این جنایت تبرئه مى كند. و جاى شگفتى است كه این اعلامیه در سال 1393 هجرى مطابق با 1973 میلادى هم زمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهاى یهود و نصارى را در برابر مسلمانان بسیج نماید(3). با توجّه به نكات یاد شده، اهمّیّت سخن رسول اكرم صلى الله علیه و آله روشن


(1) بن گوریون Ben Gurion كسى است كه نام «اسرائیل» را بر رژیم صهیونیستى نهاد و 9 بار به نخست وزیر رژیم صهیونیستى رسید. او زندگى خود را وقف صهیونیسم كرد، جنگ اشغال فلسطین را در سال 1948 فرماندهى كرد. از جمله رخ دادهایى كه در دوره نخست وزیرى وى صورت گرفت مى توان به موارد زیر اشاره نمود: 1 . جنگ 1948 كه باعث بوجود آمدن رژیم صهیونیستى شد. 2 . موج هاى بى سابقه مهاجرت یهودیان. 3 . افزایش شهرك هاى صهیونیست نشین. 4 . حمله مشترك و سه گانه رژیم صهیونیستى، انگلیس و فرانسه علیه مصر در سال 1956. (2) روزنامه الكفاح الإسلامى، سال 1955. م، هفته دوم، ماه نیسان. (3) مع رجال الفكر فى القاهره، ج 1، ص 162.

(36)


مى شود كه مى فرماید: «من أصبح ولم یهتمّ بأمور المسلمین فلیس بمسلم؛ كسى كه به فكر مشكلات برادران دینى خود نباشد، مسلمان نیست»(1). بدیهى است در موقعیّت فعلى، هرگونه حركت مشكوك كه موجب تفرقه میان صفوف مسلمانان باشد، به نفع اسلام نیست. و هرگونه فحش و ناسزا پیش از آن كه به وحدت میان مسلمانان و تقریب بین مذاهب ضربه بزند، چهره نورانى مكتب اسلام را در سطح بین الملل مخدوش مى كند و طبقه تحصیل كرده را به مكتب نورانى اسلام بدبین مى سازد.

اهداف وحدت

از مسایلى كه مورد اختلاف میان صاحب نظران اسلامى است تعریف جامع از اهداف وحدت مى باشد و باید روشن شود كه هدف از وحدت، یكى كردن مذاهب و از بین بردن دیگر مذاهب نیست و غرض مؤسّسان تقریب هم، جایگزینى اشعرى به جاى معتزله و تبدیل سنّى به شیعه و حنفى به حنبلى و یا به عكس نبوده است؛ زیرا این امر نه تنها كارى دشوار بلكه امرى غیر ممكن مى باشد؛ بلكه همّت آنان نزدیك نمودن صاحبان مذاهب مختلف به هم دیگر با تكیه بر مشتركات و قرار دادن همه مسلمانان در صف واحد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام بوده است. مرحوم شیخ محمّد تقى قمّى، مؤسّس «دار التقریب بین المذاهب الإسلامیّه» و نماینده حضرت آیة اللّه العظمى بروجردى در مدرسه فیضیّه مى گفت:


(1) كافى، ج 2، ص 163.

(37)


هدف از تأسیس این مركز، تقریب میان مذاهب است نه توحید مذاهب؛ یعنى هدف این نیست كه شیعه از اصول و معتقدات خودش فاصله بگیرد و یا سنّى از مبانى اعتقادى اش دست بردارد. علّت فاصله میان مذاهب، عدم آشنایى صحیح از مبانى فكرى یك دیگر است و با تأسیس این مركز، صاحبان اندیشه هاى هر یك از مذاهب، با حفظ مبانى اعتقادى خود و احترام به معتقدات هم دیگر، مسایل اختلافى را در محیطى آرام مطرح نمایند. تا ضمن آشنایى با افكار هم دیگر و مشتركات میان مذاهب، تفاهم بیشترى داشته باشند. كه این قضیّه در نهایت به نفع شیعه است. در 24 ژوئن 2001، برابر با سوم تیر 1380، شبكه تلویزیونى ANNدر لندن، میزگردى درباره تقریب بین مذاهب اسلامى و وحدت مسلمانان، با شركت جمعى از متفكران ایرانى، لبنانى، مصرى و بریتانیایى تشكیل داده بود، آقاى شیخ محمّد عاشور، معاون دانشگاه «الأزهر» و رئیس كمیته گفت وگوى بین مذاهب اسلامى كه به صورت تلفنى با برنامه در تماس بود، گفت: فكرة التقریب بین المذاهب الإسلامیّة لاتعنى توحید المذاهب الإسلامیّة ولاصَرْف أیّ مسلم مذهبه وصرف المسلم عن مذهبه تحت التقریب تضلیل فكرة التقریب ... فإنّ الاجتماع على فكرة التقریب یجب أن یكون أساسه البحث والإقناع والاقتناع، حتّى یمكن لسلاح العلم والحجّة محاربة الأفكار الخرافیّة ... وأن یلتقى علماء المذاهب ویتبادلون المعارف والدراسات لیعرف بعضهم بعضا فى هدوء العالم المتثبّت الذی لاهمّ له إلاّ أن یدرى ویعرف

(38)


ویقول فینتج(1)؛ هدف از اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامى، یكى كردن همه مذاهب و روى گردانى از مذهبى و روى آوردن به مذهبى دیگرنیست كه این به بى راهه كشاندن اندیشه تقریب است، تقریب باید بر پایه بحث وپذیرش علمى باشد تا بتوان با این اسلحه علمى به نبرد با خرافات پرداخت و باید دانشمندان هر مذهبى در محیطى آرام در گفت وگوهاى علمى خود دانش خود را مبادله كنند، و نتیجه بگیرند.

برداشت انحرافى از وحدت در نگاه شهید مطهّرى

شهید مطهرى در زمینه ارائه برداشتِ غلط از وحدت اسلامى مى نویسد: «... بدون شك نیاز مسلمین به اتّحاد و اتّفاق از مبرم ترین نیازهاست و درد اساسى جهان اسلام همین كینه هاى كهنه میان مردم مسلمان است. دشمن هم همواره از همین ها استفاده مى كند ... . مفهوم اتّحاد اسلامى كه در صد سال اخیر میان علما و فضلاى مؤمن و روشن فكر اسلامى، از اصول اعتقادى و یا غیر اعتقادى خود صرف نظر كنند و به اصطلاح، مشتركات همه فرق را بگیرند و مختصّات همه را كنار بگذارند، چه این كار، نه منطقى است و نه عملى.


(1) مطارحات فكریّة فى القنوات الفضائیّة، شماره 3، رجب سال 1422، ص 19 و بازخوانى اندیشه تقریب، ص 31.

(39)


چگونه ممكن است از پیروان یك مذهب تقاضا كرد كه به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین از فلان اصل اعتقادى یا عملى خود كه به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام مى داند صرف نظر كند؟ در حكم این است كه از او بخواهیم به نام اسلام از جزیى از اسلام چشم بپوشد ... »(1). ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروى اهل البیت علیهم السلام را داریم، كوچك ترین چیزى حتّى یك مستحبّ و یا مكروه كوچك را قابل مصالحه نمى دانیم، نه توقّع كسى را در این زمینه مى پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم كه به نام مصلحت و به خاطر اتّحاد اسلامى از یك اصل از اصول خود دست بردارند آن چه ما انتظار و آرزو داریم این است كه محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما كه از خود اصول و فروعى داریم، فقه، حدیث، كلام، فلسفه و ادبیات داریم، بتوانیم كالاى خود را به عنوان بهترین كالا عرضه بداریم تا شیعه بیش از این در حال انزوا به سر نبرد و بازارهاى مهمّ جهان اسلامى به روى كالاى نفیس معارف اسلامى شیعى بسته نباشد(2).

آیا اخذ به مشتركات امكان پذیر است؟

شهید مطهرى در ادامه سخنان خود مى نویسد: اخذ مشتركات اسلامى و طرد مختصّات هر فرقه اى نوعى خرق


(1) امامت و رهبرى، انتشارات صدرا، چاپ سوم، زمستان 1364، ص 16. (2) همان، ص 17.

(40)


اجماع مركّب است، محصول آن چیزى است كه قطعا غیر از اسلام واقعى است؛ زیرا بالاخره مختصّات یكى از فرق، جزء متن اسلام است و اسلامِ مجرّد از همه این مشخصّات و ممیّزات و مختصّات، وجود ندارد. گذشته از همه این ها طرّاحان فكر عالى اتّحاد اسلامى كه در عصر ما مرحوم آیة اللّه العظمى بروجردى قدس سره در شیعه و علاّمه شیخ عبد المجید سلیم و علاّمه شیخ محمود شلتوت در اهل تسنّن در رأس آن قرار داشتند چنان طرح را در نظر نداشتند. آن چه كه آن بزرگان در نظر داشتند این بود كه فرقه هاى اسلامى در عین اختلافاتى كه دركلام، فقه و غیره باهم دارند به واسطه مشتركات بیشترى كه در میان آن ها هست مى توانند در مقابل دشمنان خطرناك اسلام دست برادرى بدهند و جبهه واحدى تشكیل دهند. این بزرگان هرگز در فكر طرح وحدت مذهبى تحت عنوان وحدت اسلامى كه هیچ گاه عملى نیست، نبودند(1).

حزب واحد یا جبهه واحد، كدامیك؟

شهید مطهّرى مى افزاید: در اصطلاحات معمولى عرف، فرق است میان حزب واحد و جبهه واحد، وحدت حزبى ایجاب مى كند كه افراد از نظر فكر و ایدئولوژى و راه و روش و بالاخره همه خصوصیّات فكرى به استثناى مسایل


(1) همان، ص 18.

(41)


شخصى یك رنگ و یك جهت باشند. امّا معناى وحدت جبهه این است كه احزاب و دستجات مختلف در عین اختلاف در مسلك و ایدئولوژى و راه و روش، به واسطه مشتركاتى كه میان آن ها هست در مقابل دشمن مشترك، در یك صف، جبهه بندى كنند. و بدیهى است كه صف واحد در برابر دشمن تشكیل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلك هاى برادر و دعوت سایر برادران هم جبهه به مسلك خود به هیچ وجه منافات ندارد. آن چه مخصوصا مرحوم آیة اللّه العظمى بروجردى بدان مى اندیشید این بود كه زمینه را براى پخش و انتشار معارف اهل البیت علیهم السلام در میان برادران اهل سنّت فراهم كند و معتقد بود كه این كار، جز با ایجاد حسن تفاهم، امكان پذیر نیست، توفیقى كه آن مرحوم در طبع برخى كتب فقهى شیعه در مصر به دست خود مصریان در اثر حسن تفاهمى كه به وجود آورده بود كسب كرد از مهم ترین موفّقیّت هاى علماى شیعه است. جزاه اللّه عن الإسلام والمسلمین خیر الجزاء(1).

آیا بحث امامت اختلاف انگیز است؟

شاید به ذهن برخى خطور كند كه طرح مسایل اختلافى میان شیعه و سنّى و یا شیعه و وهّابیّت با جریان وحدت میان مسلمانان منافات دارد و


(1) همان، ص 18.

(42)


زمینه رنجش خاطر بعضى را فراهم مى آورد و یا این كه موجب تفرقه گردد.

دیدگاه شهید مطهّرى:

شهید مطهّرى در این باره مى گوید: به هر حال طرف دارى از تز «اتّحاد اسلامى» ایجاب نمى كند كه در گفتن حقایق كوتاهى شود، آن چه نباید صورت گیرد، كارهایى است كه احساسات و تعصّبات و كینه هاى مخالف را برمى انگیزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات(1).

نقطه نظر آیت اللّه العظمى مكارم شیرازى:

حضرت آیة اللّه العظمى مكارم شیرازى مى فرماید: بعضى تا سخن از مسئله امامت به میان مى آید فوراً مى گویند: امروز، روز این حرف ها نیست! امروز روز وحدت مسلمین است و گفت وگو از جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله مایه تفرقه و پراكندگى است. ما امروز دشمنان مشتركى داریم كه باید به فكر آن ها باشیم؛ صهیونیسم و استعمار غرب و شرق و بنابراین، این مسایل اختلافى را باید كنار بگذاریم؛ ولى این طرز تفكّر مسلماً اشتباه است زیرا: اوّلاً: آن چه مایه اختلاف و پراكندگى است جرّ و بحث هاى تعصب آمیز و غیر منطقى و پرخاش گرى هاى كینه توزانه است. ولى


(1) همان، ص 19.

(43)


بحث هاى منطقى و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگرى، در محیطى صمیمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگیز نیست، بلكه فاصله ها را كم مى كند و نقاط مشترك را تقویت مى نماید. من در سفرهاى خود به حجاز براى زیارت خانه خدا كراراً بحث هایى با علما و دانشمندان اهل سنّت داشته ام، هم ما و هم آن ها احساس مى كردیم این بحث ها نه تنها سوءِ اثرى در مناسبات ما ندارد؛ بلكه باعث تفاهم و خوش بینى بیشتر مى شود، فاصله ها را كمتر مى كند و كینه هاى احتمالى را از سینه ها مى شوید. مهم این است كه در این بحث ها روشن مى شود ما با یك دیگر نقطه هاى مشترك فراوانى داریم كه مى توانیم در برابر دشمنان مشترك، روى آن تكیه و تأكید كنیم(1).

دیدگاه آیت اللّه العظمى فاضل لنكرانى:

حضرت آیة اللّه العظمى فاضل لنكرانى رحمه الله در پیام خود به مناسبت ایّام فاطمیّه سال 1382 فرمود: «بزرگداشت شهادت این بانوى بزرگوار كه اوّلین و باشخصیت ترین شهیده راه ولایت است، تجدید عهد با مقام شامخ ولایت كه اكمال دین و اتمام نعمت خداوند با آن است، مى باشد... . در این جا تذكّر مجدّد این نكته را لازم مى دانم كه تعظیم این ایّام و به پا داشتن مجالس عزا و مصیبت از سیره مسلّمه و عملى امام


(1) پنجاه درس اصول عقائد، ص 227.

(44)


خمینى رضوان اللَّه تعالى علیه بود و این امر ارتباطى به قضیّه وحدت ندارد. مسئله وحدتى راكه امام بزرگوار و آیة اللّه بروجردى قدس سرّهما بر آن تأكید داشتند نه به این معنا است كه شیعه نسبت به اعتقادات مسلّمه خود سكوت كند یا آن را نادیده بگیرد بلكه مقصود وحدت تمامى مسلمین در برابر استكبار جهانى است كه داعیه قدرت منحصره دارد و با الهام از صهیونیزم در فكر فرو پاشیدن مبانى متقن اسلام است. اینك بر عموم شیعیان است كه در روز سوم جمادى الثانیه كه از طرف دولت جمهورى اسلامى تعطیل رسمى است، محافل و مجالس عزا اقامه نموده و با دستجات عزادار در كوچه ها و خیابان ها ظاهر شوند تا گوشه اى از حقِّ آن شهید را ادا كرده باشیم». ایشان در پیام خود به مناسبت فاطمیّه سال 1381 نیز فرمودند: «صحیح است كه مسئله وحدت مورد تأكید معمار بزرگ انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى قدس سره بود؛ امّا مقصود آن حضرت این نبود كه شیعه از مبانى اعتقادى متقن و محكم خویش دست بردارد و شاهد كذب و دروغ حتّى نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام باشد(1).

نظر امام جمعه زاهدان:

مولوى عبدالحمید امام جمعه زاهدان در خطبه نماز جمعه 17 بهمن 1385، گفتند:


(1) به نقل از: سایت معظّمٌ له.

(45)


«هركسى هر استدلالى دارد باید در چارچوب عقل و منطق مطرح كند و كسى گلایه ندارد، ولى توهین به مقدّسات در هیچ مذهبى جایز نیست و هركسى كه روا بداند این برخلاف نص قرآن و سنّت است، ما حتّى به مقدّسات یهود و نصارى هم نباید اهانت كنیم»(1).

راهى كه پیامبر اكرم (ص) براى وحدت ترسیم نمود

الف: پیشگویى از تفرقه تلخ وشكننده میان امّت اسلامى: شكى نیست كه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله از آینده امّت اسلامى و از اختلافى كه پس از ایشان ایجاد مى شد، باخبر بود و از این رو، از پى آمد تلخ تفرقه میان آنان هشدار داده، با صراحت فرمود: تفرّقت الیهود على إحدى وسبعین فرقة أو اثنتین وسبعین فرقة والنصارى مثل ذلك وتفترق امّتى على ثلاث وسبعین فرقة(2)؛


(1) به نقل از: سایت رسمى حوزه علمیّه زاهدان sonnionain.com. (2) سنن ترمذى، ج 4، ص 134، ح 2778، أبواب الإیمان، باب افتراق الأمّة؛ مسند أحمد، ج 2، ص332، ح 1203 و سنن ابن ماجة، ج 2، ص 1321، ح 3991. ترمذى گفته است: «حدیث أبی هریرة، حدیث حسن»؛ حدیث ابوهریره، حدیث خوب است. سنن ترمذى، ج 4، ص 134، ح 2778. ناصر الدین البانى وهّابى گفته است: «این حدیث صحیح است». سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج 1، ص 358، ح 204 و ج 3، ص 480، ح 1492. حاكم نیشابورى گفته است: «هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه»؛ این حدیث بر مبناى شرایط مسلم، صحیح است. مستدرك، ج 1، ص 128 و 6، ج 4، ص 430. هیثمى نیز حدیث را صحیح مى داند. مجمع الزوائد، ج 1، ص 179 و 189.

(46)


همان طورى كه امّت موسى و عیسى به هفتاد و یك و یا هفتاد و دو فرقه منشعب شدند امّت من نیز به هفتاد و سه فرقه متفرّق خواهند شد. و در برخى دیگر از روایات آمده كه حضرت فرمود: كلّهم فى النار إلاّ ملّة واحدة(1)؛ یعنى جز یك فرقه، تمام فرقه ها در آتش هستند. و نیز تردیدى نیست كه اختلاف عمده امّت اسلامى بر سر رهبرى بود. چنان كه شهرستانى، عالم مشهور اهل سنّت مى گوید: وأعظم خلاف بین الأمة خلاف الإمامة، إذ ما سُلّ سیف فى الإسلام على قاعدة دینیّة مثل ما سُلّ على الإمامة فى كلّ زمان(2)؛ بزرگ ترین اختلاف میان امّت اسلامى اختلاف در امامت بود و هیچ زمان نسبت به یك امر دینى همانند امر امامت شمشیر كشیده نشده است. در این جا این پرسش ها مطرح مى شود: آیا پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله كه با تلاش بیست و سه ساله خویش حكومت اسلامى را تأسیس نمود، نسبت به آینده آن بى تفاوت بوده است؟ آیا بدون انتخاب جانشین براى هدایت و سرپرستى امّت اسلامى،


(1) سنن ترمذى، ج 4، ص 135، ح 2779. ر.ك: مسند أحمد، ج 3، ص 145، مستدرك، ج 1، ص 129؛ مجمع الزوائد، ج 1، ص 189 و ج 6، ص 233 و 226؛ مصنف عبدالرزاق صنعانى، ج 10، ص 155 و 156؛ عمرو بن أبى عاصم، كتاب السنة، ص 7 و كشف الخفاء عجلونى، ج 1، ص 149 و 309. (2) ملل و نحل، 30.

(47)


دار فانى را وداع فرموده است؟ آیا رسول اللّه صلى الله علیه و آله راهى براى جلوگیرى از تفرقه و اختلاف معیّن ننموده است؟ این پرسش ها و صدها سؤال دیگر كه نیازمند پاسخ صحیح از ناحیه كسانى است كه عقیده دارند پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله جانشین بعد از خویش را معین نفرمود و موضوع انتخاب را به عهده امّت واگذار نمود. ب: تمسك به قرآن و عترت تنها راه وحدت: با مراجعه به كتاب هاى فریقین (شیعه و سنّى) درمى یابیم كه رسول گرامى صلى الله علیه و آله راه را براى رفع اختلاف و ایجاد وحدت براى ملّت اسلامى نشان داده و تكلیف را براى همگان روشن ساخته است. ایشان تنها عامل وحدت را «تمسّك به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام » معیّن فرموده است. مى توان گفت: بهترین عامل، بلكه منحصرترین راه براى تقریب میان مذاهب و وحدت میان مسلمانان، عمل به توصیه رسول اكرم صلى الله علیه و آله در تمسّك به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام كه ضامن هدایت و بیمه از هر گونه ضلالت و گمراهى است، مى باشد. رسول گرامى صلى الله علیه و آله بارها نسبت به تمسّك مردم به قرآن و اهل بیت علیهم السلام گوشزد نمود و فرموده است: إنّى تارك فیكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدی، أحدهما أعظم من الآخر، كتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرّقا حتّى یردا علیّ الحوض، فانظروا كیف

(48)


تخلفونی فیهما(1)؛ من دو چیز گران بها در میان شما به یادگار مى گذارم، اگر به آن دو چنگ زدید، هیچ گاه گمراه نخواهید شد، یكى از این دو، بزرگ تر و مهم تر از دیگرى است، كتاب خدا (قرآن) این ریسمان الهى كه از آسمان تا زمین كشیده شده است و عترت و خاندان من، این دو از هم دیگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند، پس بیندیشید كه چگونه حقّ مرا در باره این دو ادا مى كنید. برخى از بزرگان اهل سنّت این روایت را صحیح شمرده اند(2).


(1) صحیح ترمذى، ج 5، ص 329، ح 3876، درّ المنثور، ج 6، ص 7 و 306؛ صواعق المحرقه، ص 147 و 226؛ أسد الغابه، ج 2، ص 12 و تفسیر ابن كثیر، ج 4، ص 113. (2) ابن كثیر دمشقى سلفى متعصّب مى نویسد: «وقد ثبت فى الصحیح أنّ رسول اللّه صلى الله علیه و آله قال فى خطبته بغدیر خم: «إنّى تارك فیكم الثقلین كتاب اللّه وعترتى وإنّهما لم یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض؛ در روایت صحیح آمده كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله در خطبه غدیر فرمود: من دو چیز گران بها در میان شما مى گذارم، كتاب خدا و عترت خود و این دو از یك دیگر جدا نخواهند شد تا نزد حوض كوثر به من ملحق شوند». تفسیر ابن كثیر، ج 4، ص 122. و هم چنین گفته: «قال شیخنا أبو عبد اللّه الذهبى: وهذا حدیث صحیح؛ استاد من، ذهبى گفته است كه این روایت صحیح است. بدایة ونهایة، ج 5، ص 228. ناصر الدین البانى وهّابى نیز به صحّت حدیث ثقلین تصریح كرده است. صحیح الجامع الصغیر، ج 2، ص 217، ح 2454 و ج 1، ص 482، ح 2457. حاكم نیشابورى گفته است: «هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله؛ این حدیث مطابق شرط بخارى و مسلم صحیح است و آن دو در كتاب صحیح خویش نیاورده اند». مستدرك، ج 3، ص 109. هیثمى نیز حدیث را صحیح شمرده است. مجمع الزوائد، ج 1، ص 170. ابن حجر مكى در كتابى كه بر ضدّ شیعه نوشته گفته است: «روى هذا الحدیث ثلاثون صحابیّا وإنّ كثیرا من طرقه صحیح وحسن؛ این روایت را سى نفر از صحابه نقل كرده اند و بسیارى از سندهاى آن صحیح و نیكو است». صواعق المحرقه، ص 122.

(49)


در برخى از روایات به جاى ثقلین تعبیر به دو خلیفه و جانشین شده است: إنّی تارك فیكم خلیفتین: كتاب اللّه ... وعترتی أهل بیتى، وأنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض(1)؛ من دو جانشین در میان شما مى گذارم: كتاب خدا و عترت و اهل بیت من و آن دو از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض به من ملحق شوند. و در بعضى از روایات آمده است: فلا تقدّموهما فتَهلِكوا، ولا تُقَصِّروا عنهما فتهلكوا، ولا تعلّموهم فإنّهم أعلم منكم(2)؛ بر آنان پیشى نگیرید و فاصله نداشته باشید كه موجب هلاكت است و در مقام آموزش به آنان نباشید كه آنان از همه شما داناترند. ج: تفسیر حبل اللّه به اهل بیت علیهم السلام : برخى از مفسّران بزرگ اهل سنّت مانند فخر رازى این حدیث را در ذیل آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا(3)»(4) آورده اند.


(1) مسند أحمد، ج 5، ص 182 و 189، به دو طریق صحیح، مجمع الزوائد، ج 9، ص 162؛ الجامع الصغیر، ج 1، ص 402 و درّ المنثور، ج 2، ص 60. (2) معجم كبیر طبرانى، ج 5، ص 166، ح 4971، مجمع الزوائد، ج 9، ص 163 و درّ المنثور، ج 2، ص 60. (3) آل عمران (3) آیه 103: همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید. (4) رازى در تفسیر آیه مى گوید: «وروى عن أبی سعید الخدری عن النبیّ صلى الله علیه و آله أنّه قال: إنّی تارك فیكم الثقلین، كتاب اللّه تعالى حبل ممدود من السماء إلى الأرض، وعترتی أهل بیتی». تفسیر رازى، ج 8، ص 173.

(50)


هم چنین آلوسى كه تفكّر سلفى و وهّابى دارد این حدیث را در تفسیر آیه شریفه از زید بن ثابت نقل كرده، مى گوید: «وورد بمعنى ذلك أخبار كثیرة(1)؛ به این مضمون، روایات زیادى وارد شده است». ثعلبى متوفّاى 427، از مفسّران اهل سنّت در تفسیر آیه شریفه از امام صادق علیه السلام نقل كرده كه فرمود: نحن حبل اللّه الذى قال اللّه: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاتَفَرَّقُوا»(2) و (3)؛ ما اهل بیت، همان ریسمان خداوندى هستیم كه خداوند در قرآن فرموده: همگى به ریسمان خدا چنگ بزنید و دچار تفرقه نشوید. حاكم حسكانى (متوفّاى حدود 470) از علماى اهل سنّت نیز از رسول اكرم صلى الله علیه و آله نقل كرده كه فرمود: من أحبّ أن یركب سفینة النجاة ویتمسّك بالعروة الوثقى ویعتصم


(1) آلوسى در تفسیر آیه مى گوید: «وأخرج أحمد عن زید بن ثابت قال: قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله : إنّی تارك فیكم خلیفتین كتاب اللّه عزّوجلّ ممدود مابین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وإنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض وورد بمعنى ذلك أخبار كثیرة». تفسیر آلوسى، ج 4، ص 18. (2) آل عمران (3) آیه 103. (3) تفسیر ثعلبى (الكشف والبیان) ج 3، ص 163؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 168، ح 177، قندوزى از ثعلبى در ینابیع المودة لذوى القربى، ج 1، ص 356 و ج 2، ص 368 و 440 و صواعق المحرقه، «باب حادى عشر، فصل اوّل»، ص 151.

(51)


بحبل اللّه المتین فلیوال علیّا ولیأتمّ بالهداة من ولده(1)؛ هر كس دوست دارد كه سوار كشتى نجات شود و به ستون قابل اعتماد تكیه كند و به ریسمان محكم الهى چنگ زند، على را ولى خود انتخاب كند و فرزندان هدایت گر على را امامان خویش قرار دهد.


(1) شواهد التنزیل، ج 1، ص 168، ح 177.

(52)


(1) موفقیات زبیر بن بكار، ص 576؛ مروج الذهب، ج 3، ص 454، شرح حوادث سال 212؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 5، ص 130 و النصائح الكافیة، ص 124. (2) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 10، ص 101. (3) تفسیر المنار، ج 11، ص 260؛ الوحى المحمدى، ص 232، محمود أبو ریة، ص 185 و مع رجال الفكر، ج 1، ص 299.

(54)


حكومت اسلامى را از نظام دموكراسى به نظام استبدادى تبدیل كرد؛ اگر معاویه این كار را نكرده بود اسلام سراسر جهان را فرا گرفته بود و مردم آلمان و سایر كشورهاى اروپایى همه مسلمان عربى بودیم. 2. مروان بن حكم متوفاى 61: حاكم نیشابورى و احمد بن حنبل نقل مى كنند: مروان، در مسجد نبوى، ابو ایوب انصارى، صحابه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله را مى بیند كه روى قبر حضرت نشسته و با ایشان راز دل مى گوید و اظهار عشق و ارادت مى كند، گردن او را گرفت و گفت: أتدری ما تصنع؟؛ مى فهمى دارى چه كار مى كنى؟ ابو ایّوب انصارى به او جواب مى دهد: «جئت رسول اللّه [ صلى الله علیه و آله ] ولم آت الحجر، سمعت رسول اللّه [ صلى الله علیه و آله ] یقول: لا تبكوا على الدین إذا ولیه أهله، ولكن ابكوا علیه إذا ولیه غیر أهله(1)؛ اینجا براى زیارت پیامبر اكرم [ صلى الله علیه و آله ] آمده ام، براى دیدار خاك و سنگ نیامده ام. از پیامبر گرامى [ صلى الله علیه و آله ] شنیدم كه مى فرمود: زمانى كه انسان هاى شایسته، در مسند حكومت نشستند، غصه ندارد؛ غصه و گریه روزى است كه مثل تو نااهلى در مسند قدرت قرار گرفته باشد.


(1) مستدرك على الصحیحین، ج 4، ص 515؛ مسند أحمد، ج 5، ص 22؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 57، ص 249، و مجمع الزوائد، ج 5، ص 245.

(55)


3. حجاج بن یوسف متوفاى 95: ابن ابى الحدید معتزلى شافعى(1) متوفاى 655، مى نویسد: حجاج بن یوسف ثقفى وقتى به مدینه آمد و مشاهده كرد كه مردم اطراف قبر پیامبر صلى الله علیه و آله پروانه وار مى چرخند، گفت: تبّا لهم! إنّما یطوفون بأعواد ورمة بالیة ، هَلاّ طافوا بقصر أمیر الموءمنین عبدالملك؟ ألا یعلمون أنّ خلیفة المرء خیر من رسوله؟!(2)؛ مرگ بر این ها كه بر اطراف استخوان هاى پوسیده پیامبر مى چرخند نستجیر باللّه چرا این ها نمى روند اطراف قصر عبدالملك بگردند، مگر نمى دانند كه عبدالملك خلیفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خدا است. مبرد، از پیشوایان ادبیات عرب متوفاى 286، مى نویسد: إنّ ذلك ممّا كفّرت به الفقهاء الحجاج ، وأنّه إنّما قال ذلك والناس یطوفون بالقبر؛(3) از این رو، فقهاء حجاج را كافر مى دانند، زیرا این سخن را در حالى گفت: كه مردم مشغول طواف قبر پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله بودند. 4. بَرْبَهارى متوفاى 329: حسن بن على بَرْبَهارى، عالم معروف حنبلى زیارت قبور، نوحه گرى و


(1) جهت آگاهى از مذهب ابن ابى الحدید رجوع شود به كتاب: وفیات الأعیان ابن خلكان، ج 7 ، ص 342 و فوات الوفیات ابن شاكر، ج2، ص 259. (2) شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 242، النصائح الكافیة، ص 106. (3) الكامل فى اللغة والأدب، ج 1، ص 222 چاپ نهضت مصر.

(56)


مرثیه خوانى بر امام حسین علیه السلام را براى اولین بار منع كرد و زیارت حضرت را قدغن ساخت و دستور كشتن نوحه خوانان را صادر كرد(1). 5. ابن بَطَّه متوفاى 387: عبیداللّه بن محمد بن حمدان عكبرى، معروف به ابن بَطَّه، از فقهاى حنبلى است. بنا به نقل ابن تیمیّه، وى زیارت و شفاعت پیغمبر [ صلى الله علیه و آله ] را انكار كرد و معتقد بود كه سفر براى زیارت قبر پیغمبر [ صلى الله علیه و آله ] سفر معصیت مى باشد و باید نماز را در این سفر تمام خواند(2).

منبع: انجمن گفتگوی دینی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic