اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



سلمان العوده چهره سرشناس وهابی: از زیارت قبر پیامبر لذت بردم

در چند سال اخیر هر از چند گاهی مشاهده می‌شود که فلان چهره وهابی طی اظهاراتی فلان مسأله ای را که وهابیت به شدت با آن مخالف هستند را حلال دانسته و بر خلاف خط فکری خود آن مسأله را طبیعی، قانونی و شرعی اعلام کرده است.

در یکی از جدیدترین حالات این نمونه، شیخ "سلمان العوده" چهره سرشناس وهابیت عربستان سعودی طی اظهاراتی با تعدادی از نظرات وهابیت در مورد زیارت قبور ائمه اطهار و غیره مخالفت ورزیده است. وی طی مقاله ای که در روزنامه عربستانی الوطن چاپ شد در این باره می‌نویسند: آخرین باری که به مسجد النبی(ص) رفتم، بر سر قبر مبارک حضرت محمد مصطفی(ص) و قبور أبوبکر و عمربن خطاب ایستادم و در نزدیکی آن نماز خواندم. احساس بسیار خوبی به من دست داد. احساس کردم که دوباره متولد شدم.

این چهره سرشناس وهابیت در ادامه افزود: چه احساس خوبی بود. حس ویژه ای پیدا کرده بودم. احساس کردم که حضرت جبرئیل(ع) از کنارم گذشت. آرام شدم و آرامش خاصی بدنم را فرا گرفت.

در همین حال وی طی اظهارات دیگری ازدواج عُرفی که تا حدودی شبیه به ازدواج مؤقت است را جایز و حلال دانسته و گفت: با توجه به اینکه شرایط ازدواج دائم در ازواج عُرفی نیز فراهم شده، بنابراین این نوع ازدواج نیز جایز و حلال است حتی اگر هم به صورت رسمی در یک مرکز قانونی یا دولتی ثبت نشود زیرا مهم این است که شرایط شریعی آن فراهم شده باشد.

قابل ذکر است اندیشه وهابیت و وهابییون در طول تاریخ خود یعنی از زمان به وجود آمدن تا به امروز، همواره جزو سرسخت ترین مخالفان زیارت قبور و خواندن نماز و دعا در نزدیکی قبور مطهر و نیز مخالف هر نوع ازدواجی به جز ازدواج دائم بوده اند.


خداى وهابیت چگونه است؟!

بخارى در صحیح خود از ابو هریر نقل کرده که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «یضحک اللّه إلى رجلین یقتل أحدهما الآخر فکلاهما یدخل الجنّه» خداوند مى خندد بر دو نفرى که همدیگر را مى کشند و هر دو وارد بهشت مى شوند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از پایگاه وهابیت و اسلام، ابن تیمیه در رساله «عقیده الحمویّه» مى نویسد: خداوند مى خندد، و روز قیامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى کند:

((مجموعه الرسائل الکبرى، رساله یازدهم: ۴۵۱.)).

بخارى از ابو هریره از قول یکى از صحابه نقل مى کند که از مهمانى پذیرائى کرده بود، به محضر پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)رسید و حضرت فرمود: «ضحک اللّه اللیله». خداوند شب گذشته به خاطر پذیرائى تو از مهمان، خندید . ((صحیح بخاری، ج ۴، ص ۲۲۶، کتاب المناقب، باب مناقب الأنصار.)).

بخارى در صحیح خود از ابو هریر نقل کرده که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «یضحک اللّه إلى رجلین یقتل أحدهما الآخر فکلاهما یدخل الجنّه» خداوند مى خندد بر دو نفرى که همدیگر را مى کشند و هر دو وارد بهشت مى شوند .((صحیح بخاری، ج ۳، ص ۲۱۰، کتاب الجهاد مناقب، باب وجوب النفیر، صحیح مسلم، ج ۶، ص ۴۰، کتاب الإماره، باب بیان الرجلین یقتل أحدهما الآخر.)).

قال ابوبکر ابن العربی فی العواصم: (الرحمن على العرش استوى)قالوا: «إنّه جالس علیه، متّصل به، وأنّه أکبر بأربع أصابع، إذ لایصحّ أن یکون أصغر منه، لأنّه العظیم، ولا یکون مثله لأنّه (لیس کمثله شیء) فهو أکبر من العرش بأربع أصابع» . ((العواصم من القواصم: ۲۰۹.)).

ابن عربى در تفسیر آیه شریفه (الرحمن على العرش استوى)مى گوید: خداوند بر روى عرش مى نشیند و چهار انگشت از عرش بزرگتر (پهن تر) مى باشد زیرا خداوند عظیم است و نمى شود که با عرش یکسان باشد و از این روى چهار انگشت از عرش بزرگتر مى باشد.

طبرى در تفسیر خود در ذیل آیه شریفه (وسع کرسیّه السماوات والأرض) از عبد اللّه بن خلیفه از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کرده که فرمود: «وإنّه لیقعد علیه فما یفضل منه مقدار أربع أصابع، ثمّ قال بأصابعه» خداوند بر روى کرسى مى نشیند و از هر طرف به مقدار چهار انگشت از کرسى پهن تر مى باشد، آنگاه حضرت فرمود: به مقدار چهار انگشت خداوند.

وقال الدیلمی قال ابن عمر : «إنّ اللّه عزّ وجل ملأ عرشه یفضل منه کما یدور العرش أربعه أصابع بأصابع الرحمن عز وجل».(فردوس الأخبار ج ۱ ص ۲۱۹)

دیلمى از عبد اللّه عمر نقل کرده که خداوند، عرش خود را پر مى کند به طورى که از هر طرف، چهار انگشت به اندازه انگشت خداوند، بیشتر مى آید.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سبطین


قامت خدای وهابیت 60 ذراع است!

از آنجا كه وهابیت روی دیگر صهیونیست و دنباله روی یهود است،‌ پس جای تعجب نیست كه عقاید خود را از منابع تحریف شده یهودیت بگیرد ، چرا كه هدف این دو قوم یكیست، و آن زشت جلوه دادن دین اسلام و بر هم زدن وحدت بین مسلمانان است. از این رو، گاه روایات و فتواهای عجیب و صد البته، مضحك وهابیت مطابق با چیزی است كه یهودیان در كتابهای تحریف شده شان آورده اند.

به عنوان مثال؛ با جستجو در عهد قدیم یا آنچه كه كتاب مقدّس تورات نامیده می شود، روایتی می یابیم كه كاملاً منطبق است با آنچه كه وهابیت روایت كرده اند كه «خداوند انسان را به شكل خودش آفریده» و این اعتقاد را اساس عقاید فاسد خود در توصیف خداوند تعالی و تجسیم (جسمیّت دادن به خداوند) قرار داده اند. در اینجا دو روایت از آنها را می آوریم تا شما قضاوت كنید:

احمد بن حنبل در مسند، تحت حدیث شماره 7941 می آورد:

ابوعامر، از مغیرة بن عبدالرحمن، از أبی الزناد، از موسی بن أبی عثمان، از پدرش، از أبی هریره نقل می كند كه: نبی اكرم صلّی الله علیه و آله فرمود: "همانا خداوند عزّ و جلّ آدم را به صورت خودش خلق نمود... و در كتاب پدرم (پدر احمد بن حنبل) است كه قد خداوند 60 ذراع است!

همین روایت در صحیح مسلم بخاری موجود است...

در سِفر تكوین، از كتاب مقدّس تورات یهودیان ج1ص26 نیز روایت زیر آمده است:

و خداوند فرمود: (باید انسان را به صورت خودمان خلق كنیم، شبیه خودمان).

و در همین صفحه است: (پس خداوند انسان را به صورت خود خلقش نمود).

خواننده گرامی! اكنون اگر این دو روایت را تطبیق دهید، می بینید كه متن روایات متفاوت است، در صورتی كه معنی و مضمون یكی است...

بنابراین به راحتی می توان نتیجه گرفت كه، عقیده تجسیم و تشبیه را بزرگان وهابیت از طریق رؤسای یهودی شان گرفته اند كه البته جای تعجّبی هم ندارد.

منبع: سلام شیعه

نقل نوشته اصلی

قامت خدای وهابیت 60 ذراع است!

اتفاقا در عهد قدیم اینچنین ذکر گردیده که حضرت موسی ( العیاذ بالله الکریم) با خداوند کشتی گرفت و خدا را زمین زد.

خب وقتی اندازه قامتش را احمدبن حنبل به نقل از پدرش 60 ذراع توصیف می کند حتما اون یهودی درست تحریف کرده.

بعید نیست آدمی بتواند آدم دیگری هم شکل خودش که 60 ذراع ممکن است قدش باشد زیر دو خم بگیرد و به زمین بزند.

هرچه در قرآن تمثیل است برای تشخیص صحیح مطالب بعضی ها نمی توانند مطالب صحیح استنتاج کنند و باعث تاسف است.

اکنون زمان ختم بخاری است امیدوارم این ختم باعث تصحیح این اشتباهات گردد.

یاحق

حال این جماعت که خدایشان 60 ذراع است حکم تکفیر شیعه را امضاء نموده اند اسمشان هم اینهاست

لیستی از نام های بعضی از علمای وهابی عربستان که بیانیه تکفیر شیعیان را امضا کرده اند. چاپ

نوشته شده توسط مصطفی جوادی نسب

پنجشنبه ، 6 خرداد 1389 ،

1-الشیخ العلامة/عبد الرحمن بن ناصر البراك (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

2-الشیخ العلامة/ عبد الله بن محمد الغنیمان ( رئیس قسم الدراسات العلیا بالجامعة الإسلامیة سابقاً )

3-الشیخ العلامة/ عبد العزیز بن عبد الله الراجحی (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

4-الشیخ/ عبد الله بن عبد الله الزاید( رئیس الجامعة الإسلامیة بالمدینة سابقاً)

5-الشیخ/ سفر بن عبد الرحمن الحوالی (رئیس قسم العقیدة بجامعة أم القرى سابقاً)

6- الشیخ/عبد الله بن حمود التویجری (رئیس قسم السنة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

7-الشیخ/ عبد الرحمن الصالح المحمود (عضو هیئة التدریس بقسم العقیدة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

8-الشیخ/ ناصر بن سلیمان العمر (وكیل كلیة أصول الدین بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً والمشرف العام على موقع المسلم)

9-الشیخ/ العباس بن أحمد الحازمی (مدیر المعهد العلمی بصبیا سابقاً)

1 -الشیخ/ عبد العزیزبن عبد الفتاح القارئ ( رئیس لجنة مصحف المدینة وعمید كلیة القرآن بالجامعة الإسلامیة سابقاً)

11-الشیخ/خالد بن عبد الرحمن العجیمی (عمید شؤون الطلاب بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

12-الشیخ/أحمد بن عبد الله شیبان (المعلم فی منطقة عسیر سابقاً)

13-الشیخ/ علی بن سعید الغامدی (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود سابقاً)

14-الشیخ/ محمد بن سعید القحطانی (عضو هیئة التدریس بقسم العقیدة بجامعة أم القرى سابقاً)

15- الشیخ/ سعد بن عبد الله الحمید (عضو هیئة التدریس بجامعة الملك سعود)

16-الشیخ/عبد الله بن عمر الدمیجی (عمید كلیة أصول الدین بجامعة أم القرى)

17-الشیخ/عبد العزیز ناصر الجلیل (باحث شرعی وداعیة)

18-الشیخ/عبد الله بن ناصر السلیمان (المفتش القضائی بوزارة العدل بالریاض)

19-الشیخ/محمد بن أحمد الفراج (المحاضر فی جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

2 -الشیخ/ خالد بن عبد الله الشمرانی (رئیس قسم القضاء بكلیة الشریعة فی جامعة أم القرى)

21-الشیخ/ أحمد بن سعد بن غرم الغامدی (عضو هیئة التدریس بكلیة المعلمین بالباحة)

22-الشیخ/ سلیمان بن حمد العودة (عمید كلیة اللغة العربیة والاجتماعیة بالقصیم سابقاً)

23-الشیخ/یوسف بن عبد الله الأحمد (عضو هیئة التدریس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

24-الشیخ/فهد بن سلیمان القاضی (إدارة التوعیة والتوجیه بهیئة الأمر بالمعروف والنهی عن المنكر سابقاً )

25-الشیخ/محمد بن سلیمان المسعود (القاضی بالمحكمة العامة بجده)

26-الشیخ/عبد العزیز بن سالم العمر (إمام وخطیب جامع الحبیشی بالریاض )

27-الشیخ/ أحمد عبد الله العماری ( عضو هیئة التدریس بالجامعة الإسلامیة بالمدینة سابقاً )

28-الشیخ/ حمد بن إبراهیم الحیدری (عضو هیئة التدریس بكلیة الشریعة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة )

29-الشیخ/ سعد بن ناصر الغنام (داعیة معروف، ومدرِّس فی محافظة الخرج )

3 -الشیخ/عبد الرحمن بن سعد الشثری (كاتب عدل بالریاض )

31-الشیخ/ خالد بن محمد الماجد(عضو هیئة التدریس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

32-الشیخ/ناصر بن عبد الله الجربوع(القاضی بالمحكمة العامة بالریاض)

33- الشیخ/ إبراهیم بن محمد الجار الله( مفكر وكاتب إسلامی بالمنطقة الغربیة)

34-الشیخ/ عبدالرحیم بن صمایل السلمی( عضو مركز الدعوة والإرشاد بجدة )

35-الشیخ/ خالد بن محمد آل زریق الشهرانی (مدرِّس فی منطقة عسیر )

36-الشیخ/ أحمد بن حسن بن محمد آل عبدالله(الموجه فی تعلیم عسیر سابقاً)

37-الشیخ/محمد بن عبدالله الهبدان(المشرف العام على موقع نور الإسلام)

38-الشیخ/محمد بن عبد العزیز اللاحم(مشرف تربوی وخطیب جامع)

منبع:(نداء لأهل السنة فی العراق وما یجب على الأمة من نصرتهم) (بیانیه ای موجه به اهل سنت ساکن درعراق ). تاریخ انتشار بیانیه: پنجشنبه 16،ذو القعدة،1427هـ).

یاحق


قصه صحابی ای كه در نماز چشم چرانی میكرد

البانی قصه صحابی ای كه در نماز چشم چرانی میكرد را فاش میكند

متن كلام محمد ناصر الدین البانی (مجدّد دین اهل سنت وجماعت , آن طور كه بن باز او را خواند) :

یكی أز صحابه رسول خدا عمدا در صف آخر نماز میخواند .. برای چه ؟

برای إین كه زن زیبائی بود كه در صف أوّل نماز میخواند ..

پس وقتی كه سجده میكرد أز زیر بغل او را نگاه میكرد ..

(بعد كمی خودش وشاگردانش میخندند)

سپس میگوید : رضی الله عنه .. خدا أز او راضی باشد .. به حق .. چون كه او صحابی است ..

شاید یادتان آید .. من نمیگویم تا مثل آنها انجام دهید .. (بعد كمی میخندد) ..

ولی میگویم تا بدانید كه ما مثل آنها در فضیلت نیستیم وبدانید كه خدا بر حسب حسنات وسیئات محاسبه میكند ..

پس كسی كه حسناتش بر سیئاتش غلبه كند أز رهیافته گان خواهد بود .. وبر عكسش هم بر عكس .. وبهترین وبیشترین فضیلت همان صحبت رسول خدا است ..

لینک دانلود صوت البانی:

http://www.ansarweb.net/artman2/uploads/1/albani_97abi_9ayi3.ram


صحابه جلیل عادل (رُوَیشِدالثقفی) .. ولی خمّار وخمر فروش !!

صحابه جلیل عادل .. ولی خمّار وخمر فروش !!

إین هم أز مطالب عجیب وغریب وهّابیّت است كه همه صحابه عادلند .. !!

خلیفه دوّم عمر بن خطّاب خانه وی (رُوَیشِدالثقفی) را آتش زد به دلیل إین كه جائی برای فروش خمر شده بود ..

حالا به چه شكل آقایان میگویند كه تمام صحابه عادل هستند ..

در حالی كه خود خلیفه دوّم خانه إین ها را آتش زده است !؟

إین مطلب در كتاب معتبر :

تاریخ مدینه منوّره

نوشته : ابن شبّه نمیری (كه أز علمای بزرگ أهل تسنّن میباشد )

تحقیق : فهیم محمد شلتوت

نشر : دار التراث


آقایان وهّابی ها ؛ به إین شكل دین خود را میگیرید ؟!

إین مطلب را أز دو كتاب معتبر ومشهور أهل تسنّن برای شما نقل وترجمه میكنیم ؛

تهذیب التهذیب ؛ ابن حجر عسقلانی , ترجمه : عمرو بن مرّة الجملی

میزان الإعتدال ؛ ذهبی : ج5/ص346

قال شعبة :مارأیت من لایدلــــــس من اصحاب الحدیث الا عمرو بن مرة وابن عون

شعبة گفت : ندیدم كسی كه در حدیث تدلیس (جعل) نكند مگر عمرو بن مرّة و ابن عون

حالا قبل أز پرسیدن چند سؤال یك توضیح مختصری میدهیم درباره تدلیس ومدلّسین :

خطیب بغدادی به نقل أز شافعی نقل میكند : شعبه میگوید : (تدلیس (جعل-فریب كاری-در حدیث) برادر دروغ است) ... غندر گفت : أز شعبه شنیدم : (تدلیس (جعل) در حدیث بدتر أز زنا است) , (وافتادن أز آسمان برای من خوشنودتر أز آن است كه تدلیس كنم) , معافی هم به نقل أز شعبه گفت : (إین كه زنا كنم برای من آسان تر است تا آن كه تدلیس در حدیث كنم) سپس عبارات دیگری را خطیب بغدادی نقل میكند مثل : (خدا خانه مدلّسین را خراب كند) , (آنها نزد من جز كذّاب ودروغ گو نیستند) , (تدلیس خود دروغ است) ...

مراجعه كنید : خطیب بغدادی ؛ الكفایة فی علم الروایة : 395 , چاپ دار الكتب العلمیّة-بیروت

آیا إین إعتراف نشان نمیدهد كه أكثر أحادیث شما أز جعل كننده گان است ؟!

سؤال ما إین است كه شما حالا دینتان را أز كی میگیرید ؟!

وأز چه طریقی میفهمید عقایدتان أز مدلّسین است یا نیست ؟!

وجوابتان چیست درباره كلام نبیّ رحمت حضرت محمّد مصطفى (ص) وقتی كه فرمودند :

إنّی تارك فیكم الثّقلین كتاب الله وعترتی أهل بیتی ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدی أبدا

؟!

آیا إین إعترافی نیست به آن كه شما گمراه هستید به دلیل أخذ دینتان أز جعل كننده گان ؟!

وآیا إین درست است كه بعضی أز علمای شما بخاری را مدلّس میدانند ؟!

مراجعه كنید :

ذهبی ؛ سیر أعلام النبلاء : ج12/275 ؛ چاپ مؤسسة الرسالة - بیروت

ابن حجر ؛ لسان المیزان : ج7/ص507 , چاپ مؤسسة الأعلمی - بیروت

المباركفوری ؛ تحفة الاحوذی : ج3/ص217 , چاپ دار الكتب العلمیة - بیروت

ذهبی ؛ میزان الاعتدال : ج2/ص442 , چاپ دار المعرفة - بیروت

بخاری همچنین خیلی روایت ها را أز راویان وأشخاص ضعیف و... نقل میكند !

مراجعه كنید :

ابن حجر ؛ طبقات المدلّسین : 24 شماره 23 , چاپ مكتبة المنار - أردن

سبط ابن عجمی ؛ التّبیین لأسماء المدلّسین : 177 شماره 64 , چاپ دار الكتب العلمیّة - بیروت

ابن رجب ؛ جامع العلوم والحكم : 259 , چاپ دار المعرفة - بیروت

ابن حجر ؛ مقدمه فتح الباری : 550 - 650

خطیب بغدادی ؛ الكفایة فی علم الروایة : 136

بدر العینی ؛ عمدة القاری : ج1/ص8 , چاپ دار إحیاء التراث العربی - بیروت

أحمد محمّد شاكر ؛ شرح ألفیّة السّیوطی : 36

همچنین أز مروان بن الحكم 23 حدیث نقل كرده است در مختلف أبواب فقه ,

كسی كه ذهبی درباره او مگوید :

(كارهای بد وزشتی دارد , أز خدا سلامت میخواهیم , طلحه را كشت و .. و ..)

مراجعه كنید :

ذهبی ؛ میزان الاعتدال : ج4/ص89


کعب الاحبار : کشتی بر کف دست خدا حركت میكند !!

السنة , نوشته : عبد الله بن احمد بن حنبل إمام حنبلی ها , یكی أز چهار إمام أهل تسنّن

كعب الاحبار دست نشانده خلیفه دوّم این عقائد عجیب وغریب را بین مسلمانان منتشر كرده است !!

اندازه این تصویر تغییر داده شده است برای نمایش اندازه واقعی كلیك نمایید .

سریج بن عبید از كعب الاحبار نقل میكند : كه او مباشره زن ومرد را در كشتی مكروه میدانست ؛ به دلیل این كه

كشتی بر كف دست خدا حركت میكند !


مناظره محمد بن عبدالوهاب با خدا !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه در اینجا می خوانید مناظره ای است فرضی میان خداوند متعال و محمدبن عبدالوهاب که سخنان خداوند از قرآن کریم اخذ و سخنان محمدبن عبدالوهاب از افکارش و افکار وهابیان امروز گرفته شده است.

- خداوند متعال : و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین (بقره /34) ؛ هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید , همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافرین بود.

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا این شرک است که تو به ملائکه فرمان داده ای آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار می کنی ؟

- خداوند متعال : و رفع ابویه علی العرش و خرُّوا له سُجدا و قال یا ابت هذا تأویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا (یوسف/100) ؛ یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران یوسف پیش او به سجده افتادند . یوسف گفت : ای پدر! این تأویل خواب من است که پیش از این دیده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.

- خداوند متعال : و إذ جعلنا البیت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی (بقره/125) ؛ [به یاد بیاورید] هنگامی که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلی امن قرار دادیم. [برای تجدید خاطره] مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید .

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا چرا گفته ای مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید . چرا مکان یک بشر را محل عبادت خود قرار می دهی ؟ این شرک است . هیچ بشری به هیچ وجهی نباید دخلی در عبادت تو پیدا کند. چرا یک بیابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادی که مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دادی ؟ این باعث می شود مردم یاد بگیرند و محل اولیای دیگری چون رسول خدا(ص) و علی (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . این ها همه شرک است .

- خداوند متعال : فی بیوت أذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛ خانه هایی که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که برای او صبح و شب تسبیح بگویند .

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا تو اذن داده ای که خانه هایی محل عبادت قرار گیرند؟ در آن صورت مردم می آیند در قبر رسول الله (ص) نماز می گذارند که این خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسیر این آیه گفته این خانه ها خانه های پیامبر است و خانه های علی و فاطمه هم از افضل ترین این خانه ها است . مردم می آیند در این خانه ها عبادت می کنند و مشغول نماز می شوند . محل قبر علی و فاطمه را هم چون پیامبرت گفته که خانه های آن ها هم از خانه های مأذون است , محل عبادت قرار می دهند. این ها همه شرک است .

- خداوند متعال : ما من شفیع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(یونس/3)؛ هیچ شفاعت کننده ای وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . این خدای شما است آن را پرستش کنید . آیا به یاد نمی آورید؟ .

- خداوند متعال : و کم من مَلَک فی السماوات لاتغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی (نجم/26) ؛ چه بسیارند فرشتگانی در آسمان که شفاعت شان هیچ سودی ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد برای کسانی بخواهد و راضی گردد.

- خداوند متعال : و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛ شفاعت سودی ندارد جز برای کسی که اذن داده شده باشد .

- ا بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده ای که جز برای کسیکه اذن شفاعت داده شود . باید بگویی به هیچ وجه شفاعتی در کار نیست و هیچ کسی نمی تواند شفیع باشد . اینکه تو استثنا کرده ای سبب می شود برخی از پیامبر و اولیایت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . این شرک است که از غیر خدا شفاعت بخواهی .

- خداوند متعال : قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین (یوسف /97) قال ساستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (یوسف/98) ؛ برادران یوسف گفتند : ای پدر برای گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. یعقوب گفت : بزودی برای شما طلب آمرزش می کنم از خدای خود که او بخشنده مهربان است.

- محمد بن عبدالوهاب : دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .

- خداوند متعال : یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛ ای مومنان از خدا بترسید و بسوی او وسیله ای بجویید و در راه خدا کوشش کنید باشد که به رستگاری برسید.

- محمد بن عبدالوهاب : خدایا ! چرا امر کرده ای که مومنان به نزد تو وسیله بجویند. آنان باید مستقیما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفیعی رفته او را وسیله ای جهت تقرب به تو قرار دهند. این شرک است که مردم به غیر تو مراجعه کنند.

- خداون متعال : اذهبوا بقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیرا وأتونی باهلکم اجمعین(یوسف/93) فلما أن جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم مالا تعلمون (یوسف96) ؛ یوسف گفت : این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیاندازید تا بینا شود و تمام اهل خود را بیاورید. وقتی قاصد رسید پیراهن را به صورت یعقوب انداخت و یعقوب بینا شد. و یعقوب گفت مگر من نگفتم من چیزی می دانم که شما نمی دانید.

- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا ! چرا این آیه را آورده ای . پیراهن که هیچ تأثیری ندارد . اینکه پیراهنی بتواند چشم نابینا را بینا کند نادرست است و این باعث خواهد شد مردم به ضریح پیامبر و اولیای تو چشم بمالند و از پیامبر و اولیا شفاطلب کنند چون فکر می کنند وقتی پیراهن یوسف بتواند چشم یعقوب را بینا کند , ضریح رسول خدا(ص) که افضل انبیاء است حتما این کار را می تواند انجام دهد. درحالیکه درخواست شفا از غیر خدا شرک است و مشرک واجب القتل .

- خداوند متعال : و کذالک اعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم . قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا(کهف/21) ؛ و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است. و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست . در آن هنگام که میان خود نزاع داشتند ؛ گروهی می گفتند: بنایی بر آنان بسازید(تابرای همیشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگویید که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولی آن ها که از راز شان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند : مامسجدی در کنار مدفن آن ها می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا چرا این داستان را نقل کردی . وقتی هم نقل کرده بودی باید آن را شدیدا رد می کردی . چرا از کنار بنای مسجد بر قبر بدون هیچ انکار و ردی گذشتی در حالیکه در آیه بعدی که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده ای : فلاتمار فیهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دلیل در مورد آن ها حرف نزنید. اینجا کار جدال کنندگان را تقبیح کرده ای اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبیح نکرده ای . در حالیکه بنای مسجد بر قبر ها شرک است .

- خداون متعال : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه /7) ؛ کسانی به خدا و رسولش ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند , آن ها بهترین مخلوقاتند.

- محمد بن عبدالوهاب : خدا یا پیامبرت گفته : منظور از خیر البریه در این آیه علی و شیعیانش هستند . چرا تو این آیه را فرموده ای در حالیکه شیعیان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حالیکه تو آن ها را بهترین مخلوقات دانسته ای .

منبع: وبلاگ نسیم ایمان


نسبت وصف های شنیع وهابیت به ساحت قدس الهی

وهابیت به ساحت قدس إلهی وصف های شنیع نسبت میدهند !

ابن عثیمین یكی از علمای وهابی عربستان است كه چند سال پیش از دنیا رفت , او كتابی دارد به نام (العقیدة) كه ما بعضی از مطالب موهن را از این كتاب برای شما ترجمه میكنیم ونشان میدهیم .

در كتاب العقیده ص50 آمده است :

(نمیشود خدا را به مكر توصیف كرد)

همچنین در همان صفحه نوشته است :

خدا به مكر توصیف نمیشود مگر با ضوابطی , واگر گفته شد كه چه جور ممكن است كه خدا به این صفت موصوف شود واین كار را انجام دهد با این كه این كار مذموم است , میگوئیم : مكر وحیله در محلّش خوب است (استفاده از مكر در جای مناسب خوب است) !!

در ص51 میگوید :

خدا هم خسته وبی حوصله میشود , ولی بی حوصله گی خدا طوری است كه به ذات او لائق است . !!

در ص52 میگوید :

اما فریب كاری , این صفت هم از صفات خدا است ومثل مكر وحیله میباشد .. یعنی : (فریب كاری در جای مناسب خوب است) !!

در ص120 میگوید :

ابن تیمیه گفت : وكسانی كه نزدیك شدن عباد ومؤمنین را به ذات خدا اثبات میكنند , این قول معروف سلف پیشین وائمه است (منظور از ائمه : علمای بزرگ خودشون) !!

در كتاب : شرح حدیث النزول , ص198 :

خدا در وسط شب خم میشود تا آسمان دنیا !!

در كتاب : قرة عیون الموحدین , نوشته نوه محمد بن عبد الوهاب ص176 آمده است :

خندیدن خدا یك أصل وحقیقت است , وخدا هر جوری كه بخواهد میخندد !!


ویژگی های مشابه بین وهابیت و یهود

دوستان عزیز. در این مقاله قصد داریم در مقام قیاس بعضی از وجوه مشابه بین وهابیه سلفیه و یهود را با تکیه بر مؤلفات ابن تیمیه البحرانی ارائه دهیم.

1- ابن تیمیه شیخ سلفیه، گفته در زمان رسول الله (ص) خاخام های یهودی نزد وی آمدند و مسأله تجسیم خداوند را به ایشان عرضه داشتند و پیامبر درستی سخنان آنها را تصدیق نمود! و این یکی از موارد مشابه بین یهود و وهابیت تجسیم خداوند تعالی است!

2- تورات نزد ابن تیمیه صحیح است و برای (مسلمانان) حجت می باشد به جز این عبارت که "عزیر پسر خداست"، یهودیان نیز به صحّت تورات اعتقاد دارند و اینکه آن حجت برای تمام مردم است!

3- ابن تیمیه با شجاعت تمام از یهود دفاع می کند و می گوید: "همه یهودیان معتقد نیستند که عزیر پسر خداست! » او با جدیت تمام تلاش کرد که اثبات کند که جنس بازی اشکال ندارد! و لذا بر قوم یهود واجب است که سپاسگزار ابن تیمیه باشند! چرا که آنان وارثان اویند!

4- درنزد ابن تیمیه یهودیان اصلا اهل دروغ و تحریف نیستند، زیرا اگر چنین بود رسول الله (ص) آنان را انکار می کرد! پس تمام سخنان بزرگانشان درست است جزء فنحاص بن عازورا یا دیگران فقط...

5- آنچه در قرآن و احادیث آمده -بر حسب اعتقاد وهابیت- موافق و مطابق تورات است! روشن است که ابن تیمیه در عبارت «موافق و مطابق» اغراق نموده و انسان باهوش معنی آن را می فهمد.

6- آنها به عقیده یهود در تجسیم خداوند معتقدند و معتقدند این به توافق بین سخنان دو پیامبر الهی (موسی و محمد (ص)) و دو کتاب آسمانی (قرآن و تورات) دلالت دارد، و اگر غیر از این بود بین رسالت دو پیامبر انقطاع و گسیختگی به وجود می آمد...

7- یهود و وهابیان هر دو معتقدند که پیامبران نیز مجسمه بوده اند!

8- وهابیت، یهود را در تحریف تورات تبرئه می کنند به این دلیل که امت یهود با این کثرت و عظمت که در مشرق و مغرب زمین منتشرند،

چه غرضی دارند که دروغ بگویند، و این دروغ آشکار وهابیت در تعظیم یهود است که از نادرستی سخنان آنان حکایت دارد! برای درک بیشتر این مطلب قسمتی از کتاب ((درء تعارض العقل و النقل)) تألیف ابن تیمیه ص88 ، را در ذیل می آوریم:

"معلوم است که همه یهودیان معتقد نیستند که عزیر پسر خداست و این سخن را فقط یک طایفه از آنان گفته اند کسانی مثل فنحاص بن عازورا و ... و به طور کلّی معتقدان به آن عده کمی هستند.

امّا صفاتی از خدا در تورات آمده که مخالفان آنها را تشبیه و تجسیم می دانند،

بلکه اینطور نیست؛ چرا که آن صفات در اثبات مکان برای خدا و تکلّم او با صدای خودش است و اینکه خدا آدم را به صورت خود خلق نمود و امثال این امور، اگر چیزهایی که یهود می گویند دروغ باشد مسلماً پیامبر آنها را انکار می کرد و مسأله آن را بیان می نمود!

و از طرف دیگر بیان قرآن موافق چیزی است که در تورات آمده است! قبلاً هم گفتیم که همه اینها ضرورتاً به پیروی موسی از محمد و محمد (ص) از اهل کتاب منجر نمی شود و این بر صدق قول دو پیامبر و دو کتاب عظیم آنان دلالت دارد!"

منبع: شبکه انصار

ترجمه: سلام شیعه


اهانت مقامات این كشور به غار حراء


مسئولان سعودی با رها كردن میمون‌های تربیت شده در اطراف غار حراء درصدد از بین بردن آداب و سنت‌های پیامبر، آثار وحی الهی و اذیت و آزار زائران این مكان مقدس هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در مكه، مسئولان عربستان سعودی كه خود را خادمین حرمین شریفین «مسجد رسول‌الله و حرم امن الهی» می‌خوانند، مدتی است درصدد از بین بردن آداب و سنت‌هایی هستند كه شیعه و سنی در آن اتفاق نظر و اجماع دارند.

اقدام مشكوك سران سعودی در تخریب و توهین به عبادتگاه و محل نزول وحی الهی، نمونه بارز اهانت مقامات این كشور به غار حراء است.

طبق دستور مقامات عربستان كه به تبعیت از وهابیت دست به اقداماتی علیه زائران می زنند، چند سال پیش در اطراف غار حراء چند قلاده میمون دست‌آموز رها شدند كه امروز با زاد و ولد تعداد آنها زیاد شده و چهره بسیار زشت و توهین‌آمیزی به آن محل داده و باعث دزدیدن وسایل زائران می‌شود.

این درحالی است كه در مقابل این امر، شاهد ساخت بازارها و مراكز خرید شیك و مجللی هستیم كه انسان را یاد شهرهای توریستی اروپا می‌اندازد و جای سؤال است كه آیا در این سال‌ها نمی‌شد اقدامی جهت تسهیل زیارت زائران عبادتگاه پیامبر و محل نزول وحی الهی انجام داد و در حفظ حرمت آن كوشید.

رفتار مأموران سعودی با زائران به خصوص زائران ایرانی خلاف این را نشان می‌دهد.

ایجاد مزاحمت برای زائران در اجرای مناسك، توهین و انگشت‌نگاری از زائران، ممانعت از ورود بانوان ایرانی و اقدامات متعدد از این دست، پرده از اقدام ظالمانه سران سعودی بر‌می‌دارد.


متن فتوای یکی از شیوخ وهابی در مورد تکفیر شیعیان

غرض اصلی سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است.

شماره فتوا: 18080

تاریخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2006-12-17 میلادی)

سوال:

حضرت! شیخ (عبد الرحمن بن البرّاک) ، سلام علیکم.

یکی از برادران، تکفیر رافضی هایی را که به اعمال شرک آمیز چون استعانت و استغاثه از حسین و زیارت و حج ضریح ها می پردازند، صحیح ندانسته است.

این برادر (با اینکه از من در طلب علم پیشقدم بوده) گفته تکفیر عقیده شیعیان به معنی تکفیر عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نیست، بلکه اگر نصیحت شوند و برایشان حجت آورده شود و باز از عقیده فاسدشان برنگردند، آنگاه تکفیر آنان واجب است، نظر حضرت شیخ چیست؟ آیا افراد جاهل آنان معذور از شرک می باشند؟

جواب:

رافضیان خود را شیعه می نامند و ادّعای دوستی آل بیت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترین طوایف امّت اسلامی هستند، مؤسس این مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئیه یاران افراطی او بودند که ادّعای خدایی علی را کردند و اکنون می بینید که به امامانشان از ذریه علی مقام خدایی می دهند، «اینان به اجماع تمام مسلمین کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقیده شان را کتمان کنند، منافق محسوب می شوند، اینان از طوایف افراطی رافضه اند که عدّه ای از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضی بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان می دارند.

از میان رافضیان عده ای سبّابه نامیده می شوند.(چون که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام می دهند و به آنان بغض و کینه دارند و جز عدّه کمی، آنان را کافر و فاسق می دانند، و در مقابل علی رضی الله عنه را به جانشینی بعد از پیامبر شایسته تر می دانند، (و میگویند) که پیامبر آن را وصیت کرد، ولی صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.

سپس شیعیان به اصول معتزله مانند نفی صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندین قرن بر قبور امامنشان ضریح و مسجد بنا کردند و در میان امّت شرک و بدعت قبور را ایجاد نمودند. اکثر طوایف صوفی مسلک نیز به این راه رفتند.

غرض اصلی سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. این واقعیت حال رافضه امامیه است که مشهورترینشان دوازده امامی هستند.

آنان در حقیقت کافر و مشرکند ولی آن را کتمان می کنند، اگر در بین مسلمانان باشند در جهت کتمان عقیده باطلشان و سازش با مخالفان تقیه می کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بیت خصوصاً علی و فاطمه و فرزندانشان تربیت می کنند، و اینها نشان می دهد که آنها کافر و مشرک و منافقند!

این حکم برای تمام طایفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور که اهل علم بیان داشته اند، حکم بر افراد معین، متوقف بر چند شرط و نبودن مانع است، بر این اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر می کنند. اما باید از آنان بر حذر بود و نباید به چیزهایی که از نصرت اسلام می گویند، مغرور شد.

این سخنان آنان منطبق بر این آیه قرآن است که می فرماید: {وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ} ،وقوله تعالی {وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ }،

و لازم نیست که حتماً یکی از اصول کفریه و بدعیه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و علمایشان آنان را به گمراهی کشانده اند و این عذر عوام آنان پذیرفته نیست؛ چرا که آنان افرادی متعصّبند که اصلاً به سخن منادی حق گوش نمی دهند و برای همین اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کید و مکر می کنند! ولی به مانند منافقان آن را پنهان می دارند و لذا «خطر شیعیان برای مسلمانان به خاطر خفای امرشان، بزرگتر از خطر یهود و نصاراست»

و به این سببب بسیاری از جاهلان اهل سنت تقریب بین سنی و شیعه را باور کرده اند... در حالی که آن دعوت باطلی است، مذهب اهل سنّت و مذهب شیعه دو ضدّی است که با هم جمع نمی شوند و نزدیک ساختن این دو جز با دست کشیدن از اصول مذهب سنت یا از بعضی از آن یا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نیست، و این مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقیده رافضیان) به کلّی از صراط مستقیم منحرف است.

مشرکان هم از پیامبر می خواستند با قسمتهایی از دینشان موافقت کند یا از آنان چیزی نگوید تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خدای تعالی فرموده{ وَدّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون}، والله أعلم.

سایت رسمی عبد الرحمن بن البرّاک (شیخ وهابی)

لینک فتوا: http://albarrak.islamlight.net/index...ew&ampid=18080

منبع خبر: سلام شیعه


شیطنت وهابی‏ها و هوشیاری دانشجویان شیعه

پس از این اقدام و با هوشیاری دانشجویان، این کتاب‏ها جمع آوری و تحویل معاون فرهنگی کاروان ها شد. این کتاب‏ها با موضوع تحریف واقعه غدیر خم، ظهور مهدی موعود (عج) و تفسیر قرآن چاپ شده است.

به گزارش لبیک، برخی از وهابیون مدینه با سوءاستفاده از حضور دانشجویان ایرانی در اماکن تاریخی و مقدس این شهر، به منظور ایجاد شبهه به توزیع کتب ضاله به زبان فارسی میان دانشجویان اقدام کردند.

مبلغان وهابی در مدینه منوره مطابق سنوات اخیر و با سوءاستفاده از حضور دانشجویان ایرانی در اماکن تاریخی و مقدس این شهر، به منظور ایجاد شبهه در اعتقادات آنان به توزیع کتب ضاله به زبان فارسی میان دانشجویان اقدام کردند.

پس از این اقدام و با هوشیاری دانشجویان، این کتاب‏ها جمع آوری و تحویل معاون فرهنگی کاروان ها شد. این کتاب‏ها با موضوع تحریف واقعه غدیر خم، ظهور مهدی موعود (عج) و تفسیر قرآن چاپ شده است.

منبع : انجمن گفتگوی دینی

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic