اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



کارنامه عملى وهابیت!!!...

1. قتل و غارت وهّابیّان در منطقه نجد:

محمّد بن عبد الوهّاب با اعلام جهاد علیه مسلمانان به اتهام کفر، شرک و بدعت، اعراب بادیه نشین را تحریک کرد و به کمک ابن سعود، لشکرى فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان نشین، مردم را به خاک و خون کشید و اموال آنان را به عنوان غنایم جنگى غارت نمود(۲).

در این بخش به چند نمونه از کشتار بى رحمانه وهّابیّت که در منطقه نجد و اطراف ریاض انجام گرفته، اشاره مى کنیم.

الف: کشتار مسلمانان و قطع نخل ها و غارت مغازه ها:

ابن بشر عثمان بن عبد اللّه، مورخ آل سعود در باره آغاز دعوت وهّابیّت در منطقه نجد و کشت و کشتار مردم بى گناه به اتهام شرک مى نویسد:

عبد العزیز همراه با عدّه اى به قصد جهاد با اهل سرزمین «ثادق» حرکت کرد و آنان را به محاصره درآورد و بخشى از نخلستان هاى آنان را قطع کرد و تعدادى هم از مردان آنان را به قتل رساند(۳).

سپس عبد العزیز به قصد جهاد به سمت «خُرج» حرکت کرد و در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان را به کشت و مغازه ها را که مملوّ از اموال بود، غارت کرد و آن گاه به سرزمین «نَعْجان»، «ثَرْمَدا»، «دُلَم» و «خُرْج» رفت و عدّه اى را کشت و شتران بسیارى به غنیمت گرفت(۴).

ب: به آتش کشیدن محصولات زراعى:

ابن بشر در ادامه مى نویسد:

عبدالعزیز به قصد جهاد وارد «منفوحه» شد و محصولات زراعى آنان را به آتش کشید و بخش عظیمى از جواهرات، گوسفندان و شتران را به غنیمت گرفت و ده نفر را نیز کشت(۵).

ج: سقط جنین زنان باردار:

لشکر عبد العزیز شبانگاه وارد منطقه «حَرْمه» شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد اللّه پسر عبد العزیز، تیراندازان به صورت دسته جمعى به طرف شهر تیراندازى کردند و صداى مهیب تیرها، شهر را به لرزه درآورد به گونه اى که بعضى از زنان حامله، سقط کردند و مردم به وحشت افتاده و شهر به محاصره درآمد و مردم شهر، نه توان مقاومت و نه امکان فرار از شهر را داشتند(۶).

د: کشته شدن مردم ریاض در اثر گرسنگى و تشنگى:

ابن بشر در باره حمله وهّابیّت به ریاض مى نویسد:

ففرّ أهل الریاض فی ساقته الرجال والنساء والأطفال لا یلوى أحد على أحد، هربوا على وجوههم إلى البریّه فی السهباء قاصدین الخروج وذلک فی فصل الصیف، فهلک منهم خلق کثیر جوعا وعطشا(۷)؛

اهل ریاض، همه مردان، زنان و کودکان با شنیدن حمله لشکر وهّابیّت از ترس و وحشت، پا به فرار گذاشتند، از آن جایى که این حمله در فصل تابستان بود، جمعیّت زیادى در اثر گرسنگى و تشنگى جان سپردند.

ه: کشتار فراریان:

ابن بشر در ادامه مى گوید:

فلمّا دخل عبد العزیز الریاض وجدها خالیه من أهلها إلاّ قلیلاً فساروا فی أثرهم یقتلون ویغنمون.

ثمّ إنّ عبد العزیز جعل فی البیوت ضبّاطا یحفظون ما فیها. وحاز جمیع ما فى البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغیر ذلک وملک بیوتها ونخیلها إلاّ قلیلاً(۸)؛

وقتى عبد العزیز وارد ریاض شد دید جز اندکى از مردم، کسى در شهر نمانده، فراریان را دنبال کرد و عدّه اى را کشت و اموالى را که با خود داشتند به غنیمت گرفت.

و به شرطه ها دستور داد از خانه هاى خالى از صاحبانشان، محافظت کنند و آن گاه تمام اموال، اسلحه ها، مواد غذایى و وسایل خانه ها را به غنیمت گرفت و غالب خانه ها و نخلستان ها را به تصرّف خود درآورد.

و: کشتن مؤذن به جرم درود بر پیامبر صلى الله علیه و آله :

زینى دحلان مفتى مکّه مکرمه مى نویسد:

ویمنعون من الصلاه علیه صلى اللّه علیه وسلم على المنابر، بعد الأذان؛ حتى أنّ رجلاً صالحا کان أعمى ، وکان موءذّنا وصلى على النبی صلى الله علیه وسلم بعد الأذان، بعد أن کان المنع منهم ، فأتوا به إلى ابن عبد الوهاب فأمر به أن یقتل فقتل، ولو تتبّعت لک ما کانوا یفعلونه من أمثال ذلک، لملأت الدفاتر والأوراق.

وفی هذا القدر کفایه واللّه سبحانه وتعالى أعلم؛

وهّابى ها از درود فرستان به پیامبر گرامى [ صلى الله علیه و آله ] بر روى منابر و پس از اذان، ممانعت مى کردند، مرد صالح نابینایى که اذان مى گفت و پس از اذان به رسول اکرم[ صلى الله علیه و آله ] صلوات فرستاد، آن را نزد محمد بن عبد الوهّاب آوردند و او دستور داد مؤذن نابینا را به جرم درود بر حضرت، کشتند.

زینى دحلان در ادامه مى گوید: اگر مانند این کارهاى زشت وهّابى ها را بخواهم بنویسم، دفترها مملوّ خواهد شد(۱۰).

با این که درود به پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله نص قرآن و دستور الهى است که مى فرماید: «إِنَّ اللّه َ وَمَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما»(۱۱).

در آیه شریفه هیچ گونه قید مکانى و زمانى براى درود به حضرت ذکر نشده یعنى هر وقت و هر کجا مى شود به پیامبر گرامى درود فرستاد.



۲. کشتار بى رحمانه شیعیان کربلا:

کشتار وهّابیان در کربلاى معلّى در سال ۱۲۱۶، به راستى صفحه تاریخ را سیاه کرده و قلب هر خواننده را به درد مى آورد.

دکتر منیر عجلانى مى نویسد:

دخل اثنا عشر ألف جندی ولم یکن فی البلده، إلا عدد قلیل من الرجال المستضعفین لأن رجال کربلاء کانوا قد خرجوا یوم ذاک إلى النجف الأشرف لزیاره قبر الإمام أمیر الموءمنین یوم الغدیر، فقتل الوهّابیّون کل من وجدوهم، فقدر عدد الضحایا فی یوم واحد بثلاثه آلاف، وأما السلب فکان فوق الوصف ویقال أن مائتى بعیر حملت فوق طاقتها بالمنهوبات الثمینه(۱۲)؛

دوازده هزار نفر سپاه وهّابیّان به فرماندهى سعود، فرزند عبد العزیز وارد کربلا شدند در حالى که بیشتر مردم کربلا به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف به زیارت امیر المؤمنین[ علیه السلام [رفته بودند و در شهر جز عدّه اندکى از پیرها و ناتوان ها نمانده بودند.

سپاه وهّابیّان به هر کس که برخوردند، کشتند و آمار کشته ها به مرز سه هزار نفر رسید و اموال غارت شده از کربلا قابل وصف نبود و گفته مى شد که آن روز ۲۰۰ شتر بار سنگین از کربلا به غارت بردند.

محمد قارى غروى در تاریخ نجف از مجموعه شیخ خضر، نقل مى کند:

وهّابیّان صندوق قبر حبیب بن مظاهر را که از چوب بود شکستند و سوزاندند و با آن در ایوان طرف قبله حرم، قهوه درست کردند. آن ها مى خواستند صندوق قبر شریف حسین را هم بشکنند، اما چون داراى شبکه هاى آهنین بود، توفیق نیافتند(۱۳).

شیخ عثمان بن بشر مورّخ دیگر وهابى که خود اهل نجد بوده مى نویسد:

گنبد روى قبر (سید الشهداء) را ویران ساختند، و صندوق روى قبر را که زمرّد، یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند، و آنچه در شهر از مال، سلاح، لباس، فرش، طلا، نقره و قرآن هاى نفیس یافتند غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند(۱۴).

صلاح الدین مختار که خود وهّابى است مى نویسد:

در سال ۱۲۱۶ امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد، عشایر جنوب، حجاز و دیگر نقاط به قصد عراق حرکت کرد. در ماه ذى قعده به کربلا رسید. او تمام برج و باروى شهر را خراب کرد و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند، کشت و نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شد. آن گاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیّه را به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین لشگریان تقسیم نمود(۱۵).

شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى نویسد:

وهّابیان به صورت غافل گیرانه وارد کربلا شدند و بسیارى از اهل آن جا را در کوچه و بازار و خانه ها کشتند؛ روى قبر حسین علیه السلام را خراب کردند و آن چه در داخل قبّه بود به چپاول بردند و هرچه در شهر از اموال، اسلحه، لباس، فرش، طلا و قرآن هاى نفیس یافتند، ربودند. نزدیک ظهر در حالى که قریب به دو هزار نفر از اهالى کربلا را کشته بودند، از شهر خارج شدند(۱۶). برخى مى نویسند: «وهّابیان در یک شب، بیست هزار نفر را به قتل رساندند»(۱۷).

میرزا ابوطالب اصفهانى در سفرنامه خود مى نویسد:

هنگام برگشت از لندن و عبور از کربلا و نجف، دیدم که قریب بیست و پنج هزار نفر وهّابى وارد کربلا شدند و شعار «اقتلوا المشرکین واذبحوا الکافرین»(۱۸) سر مى دادند. آنان بیش از پنج هزار نفر را کشتند و زخمى ها حساب نداشت، صحن مقدّس امام حسین علیه السلام از لاشه کشتگان پر و خون از بدن هاى سر بریده شده، روان بود.

پس از یازده ماه بار دیگر به کربلا رفتم، دیدم که مردم، آن حادثه دل خراش را نقل مى کنند و گریه سرمى دهند به گونه اى که از شنیدن آن، موها بر اندام راست مى شد(۱۹).


۳. حمله به نجف اشرف:

حمله وهّابى ها به عراق از ۱۲۱۴ ه آغاز شد.

چون در آن سال وهّابى ها به نجف اشرف حمله نمودند، ولى عرب خزاعل جلو آن ها را گرفتند و سیصد نفر از آن ها را کشتند(۲۰).

در سال ۱۲۱۵ نیز گروهى براى انهدام مرقد مطهّر حضرت امیر علیه السلام عازم نجف اشرف شدند که در مسیر با عدّه اى از اعراب درگیر شدند و شکست خوردند(۲۱).

در مدّت نزدیک به ده سال چندین بار حملات شدیدى به شهر کربلا و نجف انجام دادند(۲۲). در سال ۱۲۱۶ وهّابیّان پس از کشتار بى رحمانه اهل کربلا و هتک حرمت حرم حسینى علیه السلام با همان لشگر راهى نجف اشرف شدند، ولى مردم نجف به سبب آگاهى از ماجراى کشتار و غارت کربلا و آمادگى دفاعى به مقابله برخواستند؛

حتّى زن ها از منزل ها بیرون آمدند و مردان خود را تشجیع و تحریک به دفاع کردند تا اسیر کشتار و چپاول وهّابیّان نشوند، در نتیجه سپاه وهّابى ها نتوانستند به شهر نجف وارد شوند(۲۳).

در سال ۱۲۲۰ یا ۱۲۲۱ وهّابى ها به سرکردگى «سعود» به نجف اشرف حمله بردند، ولى چون شهر داراى برج و بارو بود، و در بیرون نیز خندقى شهر را حفاظت مى کرد، به علاوه جمعى از مردم و طلاب علوم دینى در حدود دویست نفر تحت رهبرى شیخ جعفر نجفى (کاشف الغطاء) از مراجع اعلم عصر که خود مردى دلیر بود، شبانه روز مشغول دفاع از شهر بودند، کارى از پیش نبردند.

خانه شیخ جعفر کاشف الغطاء انبار اسلحه بود و او بر هر دروازه نجف و در هر برجى جمعى از طلاب و مردم را به دفاع واداشته بود.

شیخ حسین نجف، شیخ خضر شلال، و سید جواد عاملى صاحب مفتاح الکرامه و شیخ مهدى ملاکتاب از جمله علماى مدافع شهر بودند که از مردان بلند آوازه مى باشند.

قواى سعود در این حمله پانزده هزار وهابى جسور جنگجو بود. وهّابى ها چندان که سعى کردند نتوانستند وارد شهر شوند، و مدافعان نجف با سرسختى دفاع مى کردند.

در یکى از روزها برخى از وهّابى ها از دیوار شهر بالا آمدند و نزدیک بود شهر را اشغال کنند، ولى با دفاع مردانه مدافعان مسلح مواجه شدند، و عقب نشستند. در مدت محاصره نجف چون مدافعان از درون شهر و برج و باروها وهّابى ها را زیر آتش داشتند، توانستند هفتصد نفر از آن ها را به قتل رسانند.

سرانجام سعود با بقیه نفراتش ناامید از نجف اشرف بازگشت.

اهالى نجف قبل از رسیدن قواى سعود، خزانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را به بغداد و از آنجا به کاظمین منتقل ساختند و در محزن آنجا به ودیعت نهادند، و بدین گونه از دستبرد آن قوم غارتگر وحشى مصون ماند.

ابن بشر مورخ نجدى راجع به حمله سعود به نجف در تاریخ نجد مى نویسد:

«در سال ۱۲۲۰ سعود با سپاه انبوهى از نجد و نواحى آن در بیرون شهر معروف در عراق (نجف اشرف) فرود آمد، و سپاه مسلمین (وهّابى ها) را در اطراف شهر پراکنده ساخت، و دستور داد باروى شهر را خراب کنند.

چون یاران او به شهر نزدیک شدند، به خندقى عریض و عمیق برخورد کردند و نتوانستند از آن عبور کنند. در جنگى که میان طرفین روى داد در اثر تیراندازى از روى باروها و برجهاى شهر، جمعى از مسلمین (وهّابى ها) کشته شدند.

آن ها نیز از شهر عقب نشستند، و به غارت نواحى اطراف پرداختند»(۲۴). سعود در سال بعد یعنى ۱۲۲۲ نیز بار دیگر با بیست هزار جنگجوى جسور وهابى به نجف اشرف حمله برد، ولى چون دید مدافعان شهر به رهبرى کاشف الغطاء با توپ و تفنک آماده دفاع هستند نجف را رها ساخت، و به شهر «حله» روى آورد(۲۵).


۴. تخریب آثار بزرگان در مکه:

وهّابیون در سال ۱۲۱۸ پس از مسلط شدن بر مکّه تمام آثار بزرگان دین را تخریب نمودند. در «مُعَلّى» قبّه زادگاه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وس� �م را و همچنین قبّه زادگاه على بن ابى طالب علیه السلام و حضرت خدیجه و حتى ابوبکر را ویران و باخاک یکسان کردند.

آثار باستانى که در اطراف خانه خدا و بر روى زمزم را تخریب کرده و در تمام مناطقى که مسلط مى شدند آثار صالحین را نابود مى کردند و هنگام تخریب طبل مى زدند و به رقص و آواز خوانى مى پرداختند(۲۶).

رفاعى یکى از علماى بزرگ اهل سنّت کویت خطاب به علماى وهابى مى نویسد:

رضیتم ولم تعارضوا هدم بیت السیّده خدیجه الکبرى أمّ المؤمنین والحبیبه الأولى لرسول ربّ العالمین صلى اللّه علیه وآله، المکان الذی هو مهبط الوحی الأوّل علیه من ربّ العزّه والجلال، وسکتم على هذا الهدم راضین أن یکون المکان بعد هدمه دورات میاه وبیوت خلاء ومیضات، فأین الخوف من اللّه؟ وأین الحیاء من رسوله الکریم علیه الصلاه والسلام(۲۷)؛ شما به تخریب خانه ام المؤمنین خدیجه کبرى اوّلین حبیبه پیامبر صلى الله علیه و آله رضایت دادید و هیچ عکس العمل نشان ندادید با این که آن مکان محل نزول وحى قرآن بود.

و در برابر این جنایت سکوت انتخاب کردید و رضایت دادید که آن مکان مقدس به توالت و دستشویى مبدل شود.

پس چرا از خدا نمى ترسید؟

و از پیامبر کریم حیا نمى کنید؟

رفاعى در ادامه مى نویسد:

زادگاه رسول اکرم صلى الله علیه و آله وس� �م را ویران و به محل خرید وفروش حیوانات تبدیل شد که با تلاش افراد صالح و خیّر، از چنگال وهّابى ها در آمد و به کتابخانه مبدّل گردید ... شما وهّابیان در این سال هاى اخیر تصمیم گرفتید نیّات شوم خود را از طریق تهدید و انتقام پیاده کنید، تمام تلاش خود را جهت نابودى محل ولادت رسول گرامى صلى الله علیه و آله وس� �م به کار بستید، حتّى از شخصیّت ها و علماء بزرگ سعودى مجوّز ویران کردن آن مکان مقدس را گرفتید، ولى ملک فهد، عواقب شوم آن را ملاحظه کرد و شما را از این کار ننگین باز داشت.

این چه کار بى ادبانه اى است که از شما سر مى زند؟!

این چه بى وفایى است که در حق رسول گرامى صلى الله علیه و آله وسلم ! روا مى دارید در حالى که خداوند به وسیله آن حضرت، ما و شما و اجداد ما را از تاریکى هاى شرک به سوى نور اسلام هدایت فرمود؟!

بدانید که به هنگام مشاهده رسول گرامى صلى الله علیه و آله وسلم در کنار حوض، جز بى حیایى نصیب شما نخواهد شد.

و به یقین بدانید که نتیجه شقاوت خود را در نابودى آثار پاک آن نبى مکرم صلى الله علیه و آله وسلم که موجب رنجش گردیده است، مشاهده خواهید کرد(۲۸).

رفاعى در جاى دیگر مى نویسد:

آثار قبور صحابه و امّهات المؤمنین و آل البیت را نابود کرده و قبر آمنه بنت وهب مادر گرامى رسول اکرم صلى الله علیه و آله وس� �م را با بنزین به آتش کشیدید واثرى از آن ها باقى نگذاشتید(۲۹).


۵. آتش زدن کتابخانه هاى بزرگ:

دردناک ترین چیزى که وهّابیّت مرتکب شد و آثار قبیح آن براى همیشه باقى است، آتش زدن کتابخانه بزرگ «المکتبه العربیّه» بود که بیش از ۶۰ هزار عنوان کتاب گرانقدر و کم نظیر و بیش از ۴۰ هزار نسخه خطّى منحصر به فرد داشت که در میان آن ها برخى از آثار خطّى دوران جاهلیّت، یهودیان کفّار قریش و همچنین آثار خطّى على علیه السلام ، ابوبکر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد و برخى از صحابه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وس� �م و قرآن مجید به خطّ «عبد اللّه بن مسعود» وجود داشت.

و نیز در همین کتابخانه انواع سلاح هاى رسول اکرم صلى الله علیه و آله وسلم و بت هایى که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود، مانند «لات»، «عُزّى»، «مَناه» و «هُبَل» موجود بود.

«ناصر السعید» از قول یکى از مورّخان نقل مى کند که هنگام تسلط وهّابیان، این کتابخانه را به بهانه وجود کفریّات در آن به آتش کشیده و به خاکستر تبدیل کردند(۳۰).


۶. تصرف مدینه منوره:

سعود در سال ۱۲۲۰ یا ۱۲۲۱ در هجوم خود به مدینه پس از یک سال و نیم محاصره سرانجام آن شهر مقدّس را متصرّف شد. تمام اشیاء گران بهایى که در حرم پیامبر صلى الله علیه و آله بود را غارت نمود.

فقط از بیم عموم مسلمین از تعرّض به قبر مقدّس پیغمبر صلى الله علیه و آله خوددارى کردند.

آن ها چهار صندوق مملوّ از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گران بها را به غارت بردند.

از جمله، چهار شمعدان زمرّدین بود که به جاى شمع، در آن ها یک قطعه الماس شب نما و درخشنده بود، و حدود یک صد قبضه شمشیر با غلاف هاى مصلاّ به طلاى خالص و مرصع به الماس و یاقوت با دسته هایى از زمرّد و یَشْم که به هیچ وجه نمى شد آن ها را قیمت گذارى کرد(۳۱).

دریادار سرتیپ «ایّوب صبرى» سرپرست مدرسه عالى نیروى دریایى در دولت عثمانى مى نویسد:

سعود بن عبد العزیز،

پس از تصرّف مدینه منوّره، همه اهالى مدینه را در مسجد النبى گرد آورد و درهاى مسجد را بست و این گونه سخن آغاز نمود:

هان اى مردم مدینه! براساس آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» دین و آیین شما امروز به کمال رسید، به نعمت اسلام مشرّف شدید، حضرت احدیّت از شما راضى و خشنود گردید، دیگر ادیان باطل نیاکان خود را رها کنید و هرگز از آن ها به نیکى یاد نکنید، از درود و رحمت فرستادن بر آن ها به شدّت پرهیز نمایید، زیرا همه آن ها به آیین شرک درگذشته اند(۳۲).

پی نوشت:

(۱) ر. ک: کتاب شناسى توصیفى تألیفات علماى شیعه در پاسخ به شبهات و کتاب هاى اهل سنّت، که رساله کارشناسى ارشد دانش پژوه گرامى جناب آقاى طاهر عباس از کشور پاکستان است که این جانب (نگارنده) به عنوان استاد داورِ این رساله بودم و به حقّ از بهترین رساله هایى بود که در سال هاى اخیر مشاهده کردم.

(۲) ر. ک: تاریخ نجد، فصل سوم غزوات،ص ۹۵؛ تاریخ آل سعود، ج ۱، ص ۳۱ و تاریخچه نقد و بررسى وهّابى ها، ۱۳ ـ ۷۶.

(۳) «سار عبد العزیز رحمه الله غازیا بجمیع المسلمین وقصد بلد ثادق ونازلهم وحاصرهم ووقع بینهم قتال وقطع شیئا من نخیلهم فأقام على ذلک أیّاما، وقتل من أهل البلد ثمانیه رجال، وقتل من المسلمین ثمانیه رجال». عنوان المجد، ص ۳۴.

(۴) غزا عبد العزیز إلى الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانیه رجال ونهبوا بها دکاکین فیها أموال، ثمّ أغاروا على أهل بلد نَعْجان وقتلوا عوده بن على ورجع إلى وطنه، ثمّ بعد أیّام سار عبد العزیز بجیوشه إلى بلد (ثَرْمَدا) وقتل من أهلها أربعه رجال وأصیب من الغزو مبارک بن مزروع. ثمّ إنّ عبد العزیز کرّ راجعا وقصد (الدُلَم) و(الخُرْج) فقاتل أهلها وقتل من فزعهم سبعه رجال وغنم علیهم إبلاً کثیرا. عنوان المجد، ص ۴۳.

(۵) غزا عبد العزیز منفوحه وأشعل فی زروعها النار؟! وأخذ کثیرا من حللهم وغنم منهم إبلاً کثیرا وقتل من الأعراب عشره رجال.» عنوان المجد، ص ۴۳.

(۶) أتوا بلاد حَرْمه فی اللیل وهم هاجعون . . . فلمّا انفجر الصبح أمر عبد اللّه على صاحب بُندق یثورها، فثوروا البنادق دفعه واحده فارتجتّ البلد بأهلها وسقط بعض الحوامل، ففزعوا وإذا البلاد قدضبطت علیهم ولیس لهم قدره ولا مخرج. عنوان المجد، ص ۶۷.

(۷) عنوان المجد، ص ۶۰.

(۸) همان.

(۱۰) فتنه الوهابیه، ص ۲۰.

(۱۱) الأحزاب: ۵۶.

(۱۲) تاریخ العربیه السعودیه، ص ۱۲۶.

(۱۳) نزهه الغرى فى تاریخ النجف الغرى السرى، ص ۵۲.

(۱۴) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۲۱.

(۱۵) تاریخ مملکه السعودیه، ج ۳، ص ۷۳.

(۱۶) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۲۱، حوادث سال ۱۲۱۶.

(۱۷) تاریخچه نقد و بررسى وهّابى ها، ص ۱۶۲.

(۱۸) مشرکان را بکشید و کافران را ذبح کنید.

(۱۹) مسیر طالبى، ص ۴۰۸.

(۲۰) وهابیان، ص ۳۳۷.

(۲۱) ماضى النجف وحاضرها، ج ۱، ص ۳۲۵.

(۲۲) تاریخ المملکه السعودیّه، ج ۱، ص ۹۲.

(۲۳) ماضى النجف وحاضرها، ج ۱، ص ۳۲۵.

(۲۴) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱ ، ص ۱۳۷.

(۲۵) رجوع شوده به: مفتاح الکرامه، ج ۵ ص۵۱۲، مقدمه محقق توانا على دوانى بر کتاب فرقه وهابى سید محمد حسن قزوینى، ص ۴۱.

(۲۶) کشف الارتیاب، ص ۲۷، به نقل از تاریخ «الجبرتى».

(۲۷) نصیحه لإخواننا علماء نجد» ص ۵۹. تألیف: یوسف بن السیّد هاشم الرفاعى، با مقدمه دکتر محمّد سعید رمضان البوطی.

(۲۸) حاولتم ولا زلتم تحاولون وجعلتم دأبکم هدم البقعه الباقیه من آثار رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وآله وسلم ألا وهی (البقعه الشریفه التی ولد فیها)، التی هُدمت، ثمّ جُعلت سوقا للبهائم، ثمّ حولها بالحیله الصالحون إلى مکتبه هی (مکتبه مکّه المکرّمه).

فصرتم یرمون المکان بعیون الشرّ والتهدید والانتقام، وتتربّصون به الدوائر وطالبتم صراحه بهدمه واستعدیتم السلطه وحرضّتموها على ذلک بعد اتّخاذ قرار بذلک من هیئه کبار علمائکم قبل سنوات قلیله (وعندی شریط صریح بذلک) غیر أنّ خادم الحرمین الشریفین الملک فهد العاقل الحکیم العارف بالعواقب تجاهل طلبکم وجمّده.

فیا سوء الأدب وقلّه الوفاء لهذا النبیّ الکریم الذی أخرجنا اللّه به وإیّاکم والأجداد من الظلمات إلى النور! ویا قلّه الحیاء منه یوم الورود على حوضه الشریف! ویا بؤس وشقاء فرقه تکره نبیّها سواء بالقول أو بالعمل وتحقّره وتسعى لمحو آثاره!. نصیحه لإخواننا علماء نجد، ص ۶۰.

(۲۹) هدمتم معالم قبور الصحابه وأمّهات المؤمنین وآل البیت الکرام رضی اللّه عنهم وترکتموها قاعا صفصفا وشواهدا حجاره مبعثره لا یُعلم ولا یُعرف قبر هذا من هذا؛ بل سُکب على بعضها البنزین فلا حول و لاقوّه إلاّ باللّه. ثمّ ذکر فی الهامش: قبر السیدّه آمنه بنت وهب أم الحبیب المصطفى نبیّ هذه الأمّه [ صلى الله علیه و آله وس� �م ]. نصیحه لإخواننا علماء نجد: ۳۸.

(۳۰) ر.ک: کتاب تاریخ آل سعود، ج ۱، ص ۱۵۸، کشف الارتیاب، ص ۵۵، ۱۸۷، ۳۲۴، أعیان الشیعه، ج ۲، ص ۷، الصحیح من سیره النبیّ الأعظم، ج ۱، ص ۸۱ و آل سعود من أین إلى أین، ص ۴۷.

(۳۱) فرقه وهابى و پاسخ به شبهات آن ها، مقدمه على دوانى، ص ۴۰.

(۳۲) تاریخ وهّابیان، ۱۰۷، تاریخ الوهّابیّه، چاپ مصر، ص ۱۲۶.



۷. تخریب قبور طائف و مکه:

در سال ۱۳۴۳ وهّابى ها بار دیگر قبه ابن عباس و دیگر قبور طائف و قبرهاى عبدالمطلب، ابوطالب و حضرت خدیجه همسر پیامبر صلى الله علیه و آله و زادگاه حضرت زهرا علیهاالسلام و همه شعائر اسلامى مکه را ویران کردند(1).


۸. تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام :

در سال ۱۳۴۴، وهّابیّان پس از اشغال مکه، به مدینه روى آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، آن را اشغال نمودند، قبور ائمه بقیع و دیگر قبور همچون قبر إبراهیم فرزند پیامبر و زنان آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت عباس، قبه عبداللّه پدر پیامبر صلى الله علیه و آله ، إسماعیل پسر امام جعفر صادق و قبه همه صحابه و تابعین را بدون استثنا خراب کردند.

ضریح فولادى ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته و به مدینه حمل شده بود، از روى قبر حضرت امام حسن مجتبى،

امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام برداشته و بردند.

قبور عباس عموى پیامبر و فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین را که با قبور چهار امام همام، در زیر یک قبه بودند نیز ویران کردند(2).

هم چنین زادگاه امام حسن و امام حسین در مدینه، قبور شهداى بدر و نیز بیت الاحزانى را که حضرت على علیه السلام براى حضرت زهرا علیهاالسلام ساخته بود، ویران کردند(3).


۹. قتل عام مردم طایف:

برخى بر این پندارند که وهّابیّان فقط بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز قرار دادند، ولى با نگاهى به عمل کرد آنان در حجاز و شام، روشن خواهد شد که حتّى مناطق سنّى نشین نیز از حملات آنان در امان نمانده است.

زینى دحلان مفتى مکه مکرّمه مى نویسد:

ولمّا ملکوا الطائف فی ذى القعده سنه ۱۲۱۷ ألف ومائتین وسبعه عشر قتلوا الکبیر والصغیر والمأمور والآمر ولم ینج إلاّ من طال عمره، وکانوا یذبحون الصغیر على صدر أمّه ونهبوا الأموال وسبّوا النساء(4)؛ هنگامى که وهّابیّان در سال ۱۲۱۷ هجرى طایف را به تصرّف خود درآورند، کوچک و بزرگ، رئیس و کارمند، همه و همه را قتل عام کردند.

جز سال خوردگان کسى از دست آنان خلاصى نیافت، آنان کودک شیرخواره را در آغوش مادر سر بریدند و اموال مردم را غارت کردند و زنان را به اسارت در آوردند.

جَبَرْتى(5) موّرخ حنفى مى نویسد: فی أواخر سنه ۱۲۱۷ ه. أغار الوهّابیّون على الحجاز، فلما قاربوا الطائف خرج إلیهم الشریف غالب فهزموه، فرجع إلى الطائف وأحرقت داره وهرب إلى مکه، فحاربوا الطائف ثلاثه أیام حتّى دخلوها عنوه، وقتلوا الرجال وأسروا النساء والأطفال، وهذا دأبهم فى من یحاربهم، وهدموا قبه ابن عباس فى الطائف(6)؛

در اواخر سال ۱۲۷۱، وهّابیّان به حجاز یورش بردند و هنگامى که نزدیک طایف شدند شریف غالب، حاکم طایف، براى مقابله با آنان به بیرون طایف رفت، ولى او را شکست دادند و او به داخل شهر بازگشت.

خانه او را آتش زدند و او به سوى مکه فرار کرد و پس از آن به مدّت سه روز با مردم طایف جنگیدند و مردان آنان را کشتند و زنان و کودکان را به اسارت گرفتند.

روش وهّابیّان همه جا این چنین بود و در طایف، قبر ابن عباس را (که محل زیارت عموم بود) ویران کردند.

جمیل صدقى زهاوى، از علماى اهل سنّت عراق در حمله وهّابیان به طایف مى نویسد:

از زشت ترین کارهاى وهّابیان در سال ۱۲۱۷، قتل عام مردم طایف است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند، کودک شیرخوار را در آغوش مادر سر بریدند، جمعى را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند، کشتند و حتّى گروهى را که در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند و کتاب ها را که در میان آن ها تعدادى قرآن و نسخه هایى از صحیح بخارى و صحیح مسلم و دیگر کتاب هاى حدیثى و فقهى نیز بود، در کوچه و بازار افکنده و آن ها را پایمال کردند(7).

وهّابیان پس از قتل عام مردم طایف طى نامه اى، علماى مکه را به آیین خود دعوت کردند، آنان در کنار کعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابیان پاسخ بگویند که ناگهان جمعى از ستم دیدگان طایف داخل مسجدالحرام شدند و آن چه بر آنان گذشته بود بیان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند، گویا که قیامت برپا شده است.

آن گاه علما و مفتیان مذاهب چهارگانه اهل سنّت از مکه مکرّمه و دیگر بلاد اسلامى که براى اداى مناسک حج آمده بودند، به کفر وهّابیان حکم کردند و بر امیر مکّه واجب دانستند تا با آنان به مقابله برخیزد و فتوا دادند که بر مسلمانان واجب است تا در این جهاد شرکت نمایند و در صورت کشته شدن شهید خواهند بود(8).



۱۰. کشتار عمومى علماى اهل سنّت:

دریادار سرتیپ ایّوب صبرى مى نویسد: «عبد العزیز بن سعود که تحت تأثیر سخنان محمّد بن عبد الوهّاب قرار گرفته بود،

در نخستین سخنرانى خود در حضور شیوخ قبایل گفت: ما باید همه شهرها و آبادى ها را به تصرّف خود درآوریم و احکام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم ...»(9).

تا آن جا که مى گوید:

براى تحقّق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم که عالمان اهل سنّت را که مدّعى پیروى از سنّت سنیّه نبویّه و شریعت شریفه محمّدیّه هستند، از روى زمین برداریم.

و به عبارت دیگر، مشرکانى که خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى کنند از دم شمشیر بگذرانیم به ویژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زیرا تا این ها زنده اند هم کیشان ما روى خوشى نخواهند دید،

از این ره گذر باید نخست کسانى را که به عنوان عالم خودنمایى مى کنند ریشه کن نموده، سپس بغداد را تصرّف کرد(10).

در جاى دیگرى مى نویسد:

سعود بن عبد العزیز در سال ۱۲۱۸ به هنگام تسلّط بر مکه مکرّمه، بسیارى از دانشمندان اهل سنّت را بى دلیل به شهادت رساند و بسیارى از اعیان و اشراف را بدون هیچ اتّهامى به دار آویخت و هر کس را که در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان مى داد به انواع شکنجه ها تهدید کرد و آن گاه منادیانى فرستاد که در کوچه و بازار بانگ زدند: ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود؛

هان اى مردمان! به دین سعود داخل شوید و در زیر سایه گسترده اش مأوا گزینید!(11).


۱۱. قطع مناسبات تجارى با کشورهاى غیر وهابى:

فاسیلیف مستشرق روسى مى نویسد:

وقد بلغ تعصّب الوهّابیّین إلى حدّ حملهم على قطع العلاقات التجاریّه مع غیرهم، وکانت التجاره إلى عام ۱۲۶۹ ه مع الشام والعراق محرمه(12)؛

تعصّب وهّابیّان به جایى رسید که تجّار عربستانى را وادار به قطع مناسبات تجارى با کشورهاى غیر وهّابى کردند که تا سال ۱۲۶۹ تجارت با کشور سوریه و عراق از این جهت که وهّابى نبودند، حرام بود.

ابن بشر تاریخ نگار وهّابى مى نویسد:

وکانوا إذا وجدوا تاجراً فی طریق یحمل متاعاً إلى المشرکین صادروا ماله(13)؛ وهّابیّان اگر مشاهده مى کردند که بازرگانى، کالایى را به کشورهاى مشرکین (یعنى غیر وهّابى) حمل مى کند، آن را مصادره مى کردند.


۱۲. کشتار حجاج بیت اللّه الحرام:

الف: کشتار حجاج یمن:

در سال ۱۳۴۱ وهّابیّان با حجاج یمنى که خلع سلاح بودند و هیچ گونه دفاعى به همراه نداشتند، رو به رو شدند.

آنان ابتدا به حجاج امان دادند؛ ولى وقتى در بالاى کوه قرار گرفتند و حجاج یمنى در پایین قرار داشتند، دهانه توپ ها را به سوى آنان گرفته و تن ها دو نفر جان سالم به در بردند که جریان کشتار وحشیانه را به آگاهى مردم رساندند(14).

ب: قتل عام حجاج مصرى در منى:

در سال ۱۳۴۴ وهّابیان برخى از اعمال حاجیان مصرى در منى را حرام دانستند و عدّه اى از آن ها را کشتند(15).

ج: کشتار حجاج ایرانى:

عمّال وهّابى رژیم آل سعود در چهارم ذى الحجه ۱۴۰۷ ق (۹ مرداد ۱۳۶۶ ش) هزاران نفر از حجاج بیت اللّه الحرام را به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین در مکه به خاک و خون کشیدند و حتى آخوندهاى دربارى آنان، فریاد مى زدند و مى گفتند: «اقتل المجوس اقتل المشرکین»؛ مجوس و مشرکین را بکشید.

یکى از شاهدان عینى این واقعه تلخ را این چنین نقل مى کند:

با چشم خود دیدم که سعودى هاى کثیف، بى شرمانه و بى رحمانه با عصاى معلولین با دو دست محکم به صورت زن ها مى کوبیدند و نقش بر زمین مى کردند. اى کاش به زدن تنها قانع بودند. وقتى خانمى بر روى زمین مى غلطید، نفر بعدى با هر وسیله اى که در دست داشت به مغز نیمه جان او مى کوبید تا از دنیا برود(16).

د: حمله وهابیان افراطى به حجاج بحرینى:

در مهر ماه ۱۳۸۶ گروهى از وهّابیان تندرو با کمین در کوچه هاى اطراف مسجدالحرام پس از مشاهده مینى بوس شیعیان بحرینى با خرده شیشه هاى تیز و برنده به سوى حجاج شیعه یورش بردند و اقدام به فحاشى و به زبان آوردن القابى چون شیعیان سگ صفت کافر و ده ها فحش دیگر کردند(17).


۱۳. کشتار مردم بى دفاع اردن:

در سال ۱۳۴۳، جمعى از وهّابى ها ناگهان به اردن یورش بردند و مردم بى اطلاع «ام العمد» و همسایه آنان را مورد هجوم قرار دادند، مردان و زنان بى گناه را کشتند و اموال آنان را غارت کردند. اما طولى نکشید که با رانده شدن برخى و اسارت عده اى دیگر، عقب نشینى کردند که البته اسیران وهّابى به فرمان انگلیس آزاد شدند.

در سال ۱۳۴۶ وهابیان دوباره با سپاهى متشکل از سى هزار نفر به اردن حمله کردند و قتل و غارت و خونریزى شدیدى به راه انداختند(18).

۱۴. کشتار عزاداران امام موسى کاظم علیه السلام :

کشتار عزاداران امام موسى کاظم علیه السلام در ۲۵ رجب ۱۴۲۶ مصادف با شهادت امام موسى کاظم علیه السلام وهّابیون با پخش غذاهاى مسموم در اطراف حرم آن إمام علیه السلام و نیز انجام انفجارهاى متعدد در کاظمین بین صفوف عزاداران امام موسى کاظم علیه السلام ، باعث شهادت ۱۵۰۰ نفر از شیعیان عزادار شدند.



۱۵. جنایت هاى طالبان وهابى در افغانستان:

در اواخر سال ۱۳۷۲ شمسى گروهى وهّابى به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد شدند که از سوى عربستان و آمریکا حمایت مى شدند.

در شهریور ۱۳۷۵ کابل را تصرّف کردند و به کشتار مسلمانان شیعى پرداختند. در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ زنان و مردان و کودکان را از پشت بام ها به رگبار بستند و اهالى شهر مزار شریف را قتل عام کردند؛ سپس با هجوم به بیمارستان ها، بیماران شیعه را روى تخت ها به شهادت رساندند.

در سنگچارک و بامیان و یروان و کاپیسا، شکم بانوان حامله شیعه را پاره مى کردند و جنین آنان را بیرون کشیده و سر مى بریدند(19).

در عاشوراى ۱۲۶۷ شیعیان قندهار در حسینیه ها سرگرم عزادارى بودند که ناگهان وهّابیان جنایتکار با اسلحه هجوم آوردند و عدّه فراوانى از شیعیان بى دفاع را به فجیع ترین وضع به قتل رساندند(20).

۱۶. وهابیت و انفجار در اهواز:

در جریان دستگیرى عوامل بمب گذارى هاى پیاپى سال ۱۳۸۴ در اهواز، روشن شد که از مجموع ۴۶ دستگیر شده، ۴۴ نفر داراى عقاید وهّابیت هستند.

براساس اطّلاعات موثق، این عدّه از سوى اسرائیل، آمریکا و انگلیس حمایت مى شدند و از عوامل وهّابیت در ایران بودند(21).



۱۷. انفجار بزرگ در مسجد تاریخى براثا:

در عملیات انتحارى هجدهم فروردین ۱۳۸۵ در مسجد تاریخى براثاى بغداد، بیش از ۶۹ نفر کشته و ۱۳۰ نفر زخمى شدند(22).

18. انفجار حرم عسکریین:

۲۲ فوریه ۲۰۰۶ (۳/۱۲/۸۴)، انفجار ۲۱۵ کیلوگرم مواد منفجره منجر به آسیب کلى مرقد امام هادى و امام حسن عسکرى علیهماالسلام شد.

۱۳ ژوئن ۱۲۰۷، (۲۳/۳/۱۳۸۶)، انفجار مناره هاى عسکرین به دست وهّابیّان برگ دیگرى از جنایت وهّابیّت تکفیرى را رقم زد.

حدود ساعت ۹ صبح بر اثر وقوع چندین انفجار مهیب، دو مناره حرم عسکریین منفجر و تخریب شد. در انفجار نخست گلدسته طلایى سمت چپ و در انفجار دوم گلدسته سمت راست این حرم منفجر گردید.

همچنین در این اقدام تروریستى ، سقف سرداب غیبت حضرت ولى عصر(عج) نیز به کلى فرو ریخت(23).

پی نوشت:

(1) مقدمه علامه دوانى بر کتاب فرقه وهابى، ص ۵۵.

(2) مقدمه دوانى بر کتاب فرقه وهابى، ص ۵۶.

(3) پایگاه اطلاع رسانى مرکز اسناد انقلاب اسلامى، www.irdc.ir

(4) الدرر السنیّه، ص ۴۵.

(5) وى عبد الرحمان بن حسن بن ابراهیم مصرى حنفى، متوفّاى ۱۲۳۷ مى باشد.

(6) عجائب الآثار، ج ۲، ص ۵۵۴ و غالب محمّد أدیب در: أخبار الحجاز ونجد فى تاریخ الجبرتى، ص ۹۳.

(7) «ومن أعظم قبائح الوهابیّه اتّباع ابن عبد الوهّاب، قتلهم الناس حین دخلوا الطائف قتلاً عامّا حتّى استأصلوا الکبیر والصغیر، وأودّوا بالمأمور والأمیر، والشریف والوضیع، وصاروا یذبحون على صدر الأم طفلَها الرضیع، ووجدوا جماعه یتدارسون القرآن فقتلوهم عن آخرهم، ولمّا أبادوا من فی البیوت جمیعا خرجوا إلى الحوانیت والمساجد وقتلوا من فیها وقتلوا الرجل فی المسجد وهو راکع أو ساجد، حتّى أفنوا المسلمین فی ذلک البلد ولم یبق فیه إلاّ قدر نیف وعشرین رجلاً تمنعوا فی بیت الفتنى بالرصاص أن یصلوهم وجماعه فی بیت الفعر قدر المائتین وسبعین قاتلوهم یومهم ثم قاتلوهم فی الیوم الثانى والثالث حتّى راسلوهم بالأمان مکرا وخدیعه فلمّا دخلوا علیهم وأخذوا منهم السلاح قتلوهم جمیعا، وأخرجوا غیرهم أیضا بالأمان والعهود إلى وادی (وج) وترکوهم هنالک فی البرد والثلج حفاه عراه مکشوفی السوآت، هم ونساوءهم من مخدرات المسلمین ونهبوا الأموال والنقود والأثاث، وطرحوا الکتب على البطاح وفی الأزقه والأسواق تعصف بها الریاح، وکان فیها کثیر من المصاحف ومن نسخ البخارى ومسلم وبقیه کتب الحدیث والفقه وغیر ذلک، تبلغ الوفا موءلفه فمکثت هذه الکتب أیّاما وهم یطوءونها بأرجلهم ولا یستطیع أحد أن یرفع منها ورقه، ثم أخربوا البیوت وجعلوها قاعا صفصفا وکان ذلک سنه ۱۲۱۷.» الفجر الصادق، ص ۲۲.

(8) سیف الجبر المسلول على الأعداء، ص ۲.

(9) تاریخ وهّابیان، ۳۳.

در چاپ مصر این چنین آمده: «ها أنا ذا آمر حامیه، فأستطیع الآن أن أفصح عمّا أضمره فی خلدى إنّ هدفی من حشد هذا الجیش هو أن أنطلق من دار الخلافه وهی الدرعیّه ونجد بجحفل أشوس لا یقهر، فأحتلّ جمیع الدیار والقفار وأعلّم الناس الأحکام والشرائع، وأضمّ بغداد وبجمیع توابعها إلیّ فتنعم فی ظلّ العدل الذى نتصف به». تاریخ الوهّابیّه، ص ۵۴.

(10) تاریخ وهّابیان، ۳۳.

در چاپ مصر این چنین آمده: ولاجل تحقیق هذا الأمل فلابدّ من أن نجتثّ دابر علماء العامّه الذین یدّعون أنّهم یتّبعون السنّه النبویّه السنیّه والشریعه المحمّدیّه العلیّه وبعباره أخرى: نستأصل شأفه المشرکین الذین یسمّون أنفسهم باسم علماء أهل السنّه ولا سیّما من یشار إلیه بالبنان منهم.

إذ ما دام هؤلاء فی قید الحیاه فسوف لا یروق لأتباعنا بلغه من العیش، فلذا ینبغی أن نبید من یظهر بعنوان عالم أولاً، ثمّ نحتلّ بغداد ثانیا. تاریخ الوهّابیّه، ص ۵۵، ط. الهدف للإعلام والنشر قاهره سال ۲۰۰۳ م.

(11) تاریخ وهابیان، ص ۷۴.

عبارت چاپ مصر این چنین است: قتل سعود الوخیم العاقبه کثیرا من علماء العامّه بدون ذنب وأعدم شنقا کثیرا من الأعیان والأشراف دون أیّ تهمه، وهدّد بأنواع العذاب کلّ من یبدی تمسّکا بما علیه من عقائد دینیّه وحینئذ أرسل رجالاً ینادون بغایه الوقاحه فی الأزقّه والأسواق بأعلى أصواتهم «ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود» وبهذا النداء المسعور دعوا الناس عملاً إلى اعتناق دین محمّد بن عبد الوهّاب. تاریخ الوهّابیّه، ص ۹۵.

(12) تاریخ العربیه السعودیه، ص ۱۰۵ .

(13) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۲۲ .

(14) salaf.blogfa.com

(15) salaf.blogfa.com

(16) روزنامه جمهورى اسلامى ایران، ۱۶ آذر ۱۳۶۶، خاطرات سیدرضا موسوى کاظمى محمدى از نایین.

(17) www.shia-news.com

(18) www.salaf.blogfa.com

(19) www.salaf.blogfa.com

(20) محمد سلطان الواعظین، شب هاى پیشاور، ج ۱، تحقیق: عبدالرضا درایتى، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، پایى. ۱۳۸۵، ص ۳۴۶.

(21) www.aftabnews.ir

(22) روزنامه ایران، ۱۹ فروردین ۱۳۸۵، صفحه بین الملل.

(23) ر.ک: خبرگزارى مهر ۱۳/۳/۸۶؛ روزنامه کیهان، ۲۴ خرداد ۱۳۸۶، ۲۸ جمادى الأوّل ۱۴۲۸، ۱۴ ژوئن ۱۲۰۷، سایت مجمع جهانى محبین اهل البیت ۲۳ خرداد ۱۳۸۶.

منبع : انجمن گفتگوی دینی

http://www.askdin.com/showthread.php?t=6590

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو