اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



سوال : جایگاه جهان¬های موازی درکابالا چگونه است و آیا با آنچه درعرفان حلقه بیان شده است مشترک می¬باشد؟
 
هرچند مبحثِ جهان¬های موازی که عبارت است از وجود کیهان¬هایی موازی و دقیقا شبیه به کیهان ما، در فیریک کوانتوم از سال 1957 توسط اوِرت مطرح شد؛ اما عرفان حلقه و کابالا نیز از بعد عرفانی و جدای از مباحث علمی بدان پرداخته اند.


عرفان حلقه وجود جهان¬های موازی را قبول کرده است و علت وجودی آن را نامحدود بودن تجلیات یار معرفی می نماید و بیان می کند از آنجا که خداوند نامحدود است تجلیات او نیز نامحدود می باشد؛ لذا علاوه بر جهان دو قطبی که ما در آن زندگی می کنیم، بی-نهایت جهان های ناشناختۀ موازی یکدیگر نیز وجود دارد.(عرفان کیهانی،ص 68)


فارغ از اینکه این نظریه از کدام منابع در تعالیم عرفان حلقه رسوخ کرده و چه نقدهایی برآن وارد است، باید گفت کابالا نیز براساس متون کلاسیکی همچون زوهر و نیز آراء متصوفه ای چون اسحاق لوریا وجود جهان¬های موازی را تایید نموده است.


اینکه جهان¬های موازی در کدام سطح از عالم قرار دارند مساله ای است که عرفان حلقه بدان نپرداخته است اما کابالا با طرح این موضوع که کیهان¬های موازی در سطح «روح» (متافیزیک) قرار دارند، این جهان¬ها را متشکل از مسیرهایی ممتد و تمام نشدنی می داند که مسیرهای روح  نامیده می شود.

.
از دیدگاه زوهر این عالم¬های موازیِ متافیزیک در سه سطح واقع می شوند. قلمرو «نِفِش»، یا نفس نامتعالی، قلمرو «رواح» و بالاتر از همه قلمرو «نشاماه».عوالم موازی فارغ از زمان  و فضا هستند. حتی گذشته و حال، در این عوالم همزمان واقع می¬شوند. در جهان¬های موازی متافیزیک سفر در زمان، نه در سطح «نِفِش» که نامتعالی است بلکه در سطح «رواح» یا روان خالص صورت می پذیرد.


بنا بر اعتقاد کابالا، قبل از گناه آدم تمام جهان هستی در مرتبۀ «رواح» وجود داشت و اسیر زنجیرهای زمان و مکان نبود و اصل هرج و مرج و مرگ بر آن سایه نیفکنده بود. با سقوط آدم، کل جهان از آن جایگاه برین به عالم «نِفِش» سقوط کرد. در عالم «نِفِش» نیز شاهدِ سطوح مختلف و موازی هستیم به گونه ای که هر قسمت از این جهان با بخشهای دیگر در ارتباط متقابل است و آموزۀ بسیار مهم در اینجا نقشی است که انسان برعهده دارد. چرا که از یک سو عامل تعیین کننده در حرکت عالم است و از دیگر سو نسخۀ مشابه هر آنچیزی است که در عالم وجود دارد.(ستاره بینی،فیلیب برگ صص72-73)


کابالا می آموزد که سفر در عوالم موازی متافیزیک از دو طریق امکان پذیر است اول: نیایش و دوم: مدیتاسیون. با این روشها انسان می تواند به گذشته و آینده سفر کند، شاهد وقایع گذشته باشد و حتی بر تناسخ های قبلی خود واقف گردد. روحی که بتواند به سطح عالم موازی «رواح» برسد دیگر تحت تاثیر عالم «نِفِش» نیست و حتی می تواند شاهد دریافت ده فرمان توسط موسی باشد.(همان،ص71)


کابالیستها معتقدند هر فرد حاوی لایه ها و سطوح گوناگون عوالم موازی است . در درون عوالم موازی، حالات موازی آگاهی وجود دارد و این عالم¬ها نهایتا خود را به صورت الگوها و نتایج متفاوت زندگی یک فرد نشان می دهند. از دیدگاه زوهر جسم انسان مرتبط با سراسر کهکشان و عالم است. کابالیست ها در پی آنند تا با سفر در زمان و عبور از عوالم موازی متافیزیک به کانالهای انتقال انرژی و هوش این سطوح دست یابند تا در دوران آکواریوس(عصر ماشیح و آزادی) با استفاده از این نیروها و هدایت و کنترل آن از طریق کانالهای کیهانی، به مدیریت و کنترل جهان بپردازند.

فاطمه مهدیه:پژوهشگر عرفانهای نوظهور

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات