تبلیغات
اخبار جهان اسلام - راه ها و بی راهه های عشق (نقدی بر اندیشه های اشو)قسمت دوم
اخبار جهان اسلام
تعجیل در فرج منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) صلوات...



اشو در عشق و رابطة جنسی فاصله را دیده حزن و اندوه را کاملاً طبیعی می داند. و البته آن را مبارک معرفی می کند. او روابط جنسی را و عشق شهوانی را آزاد اعلام می کند تا به این اندوه برسد و سپس می گوید این اندوه را جدی بگیرید. میل به وحدت و رهایی از تنهایی شما را به رابطه ای، به عشقی فرامی‌خواند اما اوج این رابطه برای لحظه ای شما را از خود بی خود می کند مثل مشروبات الکلی که از طریق شیمیایی شما را از خود بی خود می کند. رابطة جنسی و عشق جنسی نیز برای لحظه ای اما از راه طبیعی و نه شیمیایی این کار را می‌کند. بگذار چنین شود تا تو به فکر راهی دیگر برای حل این مشکل بیفتی. البته او هشدار می دهد که هر بار این میل شدیدتر می شود و این جاست که باید به چاره ای اندیشید. او اذعان می کند که این سراب است حالتی عرفانی اما از دست رفتنی و برگشت پذیر که گرهی را نمی‌گشاید. توصیة اشو این است که بارها و بارها رابطة جنسی را تکرار کنید و هر بار از فرصت به درون بازگشتن استفاده کنید تا بتوانید بالاخره در ژرفای این تنهایی خدای یکتا را بیابید!

او توضیح نمی‌دهد کسی كه برای شهواتش حد تعریف شده‌ای ندارد چگونه به طور طبیعی از این لذت در دست‌رس صرف نظر می‌كند. بلكه رهایی شهوات نتیجه‌ای برعكس داشته، شخص نسبت به این لذات شرطی می‌شود و در یک تسلسل لذت طلبی می‌افتد و همواره وحشی‌تر، هوس‌ران تر و حیوانی‌تر خواهد شد. یا اینکه از این رنج‌های پس از لذت و اندوه‌های بعد از شادی به شدت سرخورده و افسرده شده، به پوچی و بی‌معنایی می‌رسد. بنابراین آیا راهی جز این هست که حریمی برای جاده قرار داده شود تا بی‌راهه از راه باز شناخته شود؟ و آیا انسان نباید در جایی غیر از لذت طلبی افسار گسیخته و خوشی خواهی پوچ در جستجوی خویشتن و خداوند برآید؟ این راهی است که تربیت عرفانی در اسلام ارائه داده، از همان آغاز مهار عشق و روابط جنسی را توصیه می کند و در صورت قرار گرفتن عشق و سکس در چارچوب روابط خانوادگی مهارت در پایداری بر عشق را سر مشق می سازد.

اندوه پس از عشق فرصت مباركی است[99] اما نه برای كسی كه خود را به هوس‌ها و امیال سپرده و اكنون سرد وسست شده است. بلكه برای كسی كه آتش اشتیاق در او شعله‌ور بوده، لحظه‌ای تفكر و جهت دهی نیروی عظیمی را در او شكوفا می‌سازد برای همین است كه مهار عشق دشوار است، خودداری و عفت كارسنگینی ست. زیرا نیروهای باشكوه و بزرگی را در درون انسان شكوفا و فعال می‌سازد. برای رسیدن به عشق الاهی باید از خود گذشت و خود را حل و محو كرد اما این محو شدن با رها كردن هوس‌ها تحقق نمی‌یابد. برای رسیدن به خدا باید از خود گذشت ولی این بی‌نفسی با نظارة محض افكار و امیال صورت نمی‌گیرد. راه درست عشق ورزی از میان برداشتن نفس است، نه تعطیل كردن تفكر، باید اراده و امیال خود را پیش خداوند قربانی كنی تا او تو و هستی‌ات را بپذیرد. باید خود را به او بدهی تا او خود را در تو ببارد و جاری سازد و جانت را از نور و حضور خود لبریز سازد.

* عفت کیمیای مقدس..................................

عشق در طرح نخست و پیش از كشف عشق الاهی از خودخواهی نفس پرستی خالی نیست و اگر چه بسیار پاک به نظرآید، لذت طلبی‌ها و شهوترانی‌هایی را در خود پنهان دارد. برای همین نیازمند مهار و تطهیر است و باید تقدیس شود. با مهار عشق در حقیقت عشق از نفسانیت خالی می شود و نفس در آن می‌میرد و عشق خالص می‌ماند. بردباری و خودداری و رنج و سختی آن عشق را و نیز عاشق را تهذیب می‌کند. اگر چه در آغاز عشقی حرام باشد اما با مهار و عفت ورزی، روی عشق و دل عاشق از حرام به حرم می‌گردد و به حریم اسرار الاهی راه می‌یابد. و شاهد اسراری می‌شود که از نظرها پنهان بوده، کلیدش عشق ناب است. هم از این رو رسول اکرم ص فرمودند: «مَن عَشَقَ و عَفَّ و کَتَمَ ثُمَّ ماتَ ماتَ شهیداً.»[100] كسی كه عاشق شود و خود داری ورزد و بپوشاند سپس بمیرد، شهید است.

این شهادت، شهادت اکبر است که در جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس نصیب مجاهدان راه خدا می‌شود. چنانکه در حدیث معراج در بارة اولیاء خدا فرمود: «مردمان در عمرشان یک بار می میرند. اما آنها روزی هفتاد بار در اثر مجاهده بانفس و مخالفت با هوس ها مرگ را تجربه می کنند.» و بدون تردید تولد را و گذر از این جهان و دیدار خدا و اسرار پنهان هستی و زندگی را که امام علی (ع) فرمود: «اگر همة حجاب ها را برگیرند بر آگاهی و یقینم افزوده نمی شود.»

عشق در طرح نخست به نوعی آزمون ابراهیمی است. آزمون به قربان گاه رفتن و قربانی کردن. فروپوشیدن عشق و مهار آن یعنی آتش را در دست گرفتن و از دل بیرون انداختن؛ اما براستی این آتش که با اختیار نیامد تا با اختیار رود. پس نمی‌توان این آتش را از دل برون راند. راز عشق عفیف همین جاست دقیقاً وقتی که شخص عزم عفت کرده، برای مهار عشقش قیام می‌کند، و نفس خویش را به قربانگاه می برد، قربانی او قبول شده و ندایی از ژرفای جان برمی‌آید که او را به سوی خود می‌خواند. ندایی که می‌گوید این آتش به دست تو تقدیس شد و شایستگی خداوند را پیدا کرد تو این عشق را به پلیدی نیالودی پس بگذار در دلت بماند که عشق تو، که دلت، برگزیده شد و این دل خانة خدا گردید.

آری عشق را نمی‌توان از دل بیرون راند، همانطور که تیغ گلوی اسماعیل را نبرید. چون به محض شكل گرفتن عزم نیك به او خواهی رسید و او از نزدیك‌ترین است و راهش كوتاه.[101] عفت‌ورزی در عشق‌های ناپاک موجب تقدیس عشق است و اگر عشق مقدس شود آنگاه معشوق حقیقی پرده از روی می‌اندازد و عشق خاک آلودی که از زمین سردرآورده بود، پاک و طاهر به آسمان ها پرمی‌کشد. و روح آدمی را بالا می‌برد.[102]

وقتی که عشق در دل پنهان داشته می‌شود همانند آتشی پلیدی‌های درون را می‌سوزد و هر آنچه الاهی است می‌ماند و سرانجام معشوق حقیقی کشف می‌شود. عشق در طرح نخست که آشکار یا پنهان کامجویی و خودخواهی را همراه دارد اگر کمی نگهداشته شود دگرگونی عظیمی در انسان پدید آورده، در حالی که خودش پاك و پیراسته می‌شود، تمام هستی آدمی را نیز تقدیس می‌کند.

شادباش ای عشق خوش سودای ما           ای طبیب جمله علت های ما

ای دوای نخوت و ناموس ما                       ای تو افلاطون و جالینوس ما

عشق شهوانی و نیروی جنسی حامل انرژی بالایی است و بدون تردید از آن نیلوفری هزار برگ خواهد رویید اما نه با رها کردن این نیرو و سردی و افسردگی پس از آن ـ این طور توان شخص فروکاهیده شده، رمقی برای سیر به سوی خداوند باقی نمی‌ماند. ـ با کمی بردباری و خودداری این انرژی به طور فزاینده‌ای تراکم یافته، قدرتمند می‌شود و به نور و نیروی بی‌کران مبدّل می‌گردد. و صد البته مهار و بكار گیری این نیروی عظیم دشوار است. نیرویی که انسان را به چیز دیگری تبدیل کرده، آمادگی برقراری پیوند با خداوند و احساس راستین یگانگی با او را ایجاد می‌كند. چنین کسی خداوند را به تماشاخانة دل آورده، پرده از حسن و لطف و جمال او برمی‌گیرد.

در حالی که برهم نهادن گوشة چشم بصیرت‌های شگفت‌انگیز درون را می‌گشاید و روشنی می‌بخشد[103] مهار کردن زبانه‌های سرکش و سوزان عشق چه انقلابی در درون برپاخواهد ساخت؟ و براستی چه چیزی غیر از عشق می‌تواند بشر خاکی را به انسان خدایی متحول سازد؟ آیا در سکس آزاد این تحول تحقق می‌یابد، یا با خود داری و فروپوشاندن عشق و بازگرداندن نیروی عظیم عشق به درون برای خودکاوی و خودسازی؟

بدون تردید با رها کردن عشق جنسی به لذتی جسمانی می‌رسیم و بر اثر تکرار این رفتار نسبت به آن شرطی شده و به محض برانگیخته شدن تمایات شهوانی یا عشق جنسی به سوی آن حرکت می کنیم. چون هیچ خط قرمزی وجود ندارد، هیچ چراغی در این راه روشن نیست تا بی راهه از راه بازشناخته شود. فقط هنگامی که رمقی باقی نمی ماند و نیروی زیادی در کار نیست به درون کاوی می پردازیم و آن هم براستی خودکاوی نیست، استراحتی برای بازگشت مجدد به لذت زودیاب و زودگذر حسی است. براستی چقدر فاصله است بین این کاوش سست و بی رمق، و ژرف جویی پرانرژی در خویشتن در پی مهار هوس و خود داری از رهایی عشق جنسی. نیروی عشق و انرژی جنسی مهار شده وقتی به درون باز می گردد به طور معجزه آسایی برکت و افزایش می یابد و انسان را بسیار نیرومند و بابصیرت می سازد. و وضعیت آرامش پایدار، شادمانی عمیق، احساس رضایت و اقتدار و روشن بینی را ایجاد می کند. چنانکه خدا را می تواند ببیند و عشق حقیقی را در دیدار با معشوق حقیقی کشف نماید.

وقتی انسان خواسته های هوس خویش را بی پروا ارضا می کند، لذت حاصل از آن انسان را به گردابی از لذت طلبی فرومی کشد که هر بار بیرون آمدن از آن سخت تر می شود. خود اشو در سالهای آخر عمر هنوز زیاده خواهی‌اش در لذت های این جهانی پایان نگرفته بود. هنگام اقامت در امریکا، نود رلزریز داشت که بعضی از قسمت هایش طلاکاری شده بود. مدیر برنامه هایش درپاسخ به این پرسش که چرا اشو این تعداد ماشین دارد اعلامی کرده بود: او بسیار ماشین دوست دارد و می خواهیم تعداد این خودروها را به سیصد و شست و پنج دستگاه برسانیم تا برای هر روز سال یک ماشین داشته باشد.[104]

* عشق مجازی در طرح دوم ...................................

پس از کشف عشق الاهی و برداشتن اولین گام در به اختیار آوردن عشق، نوبت به عشق مجازی در طرح دوم می‌رسد و آن پرورش عشق و پایداری و استقامت در عشق‌ورزی ست؛ تا به این ترتیب بیاموزیم که چگونه عشق الاهی را در فراز و فرودهای زندگی از یاد نبریم و همواره بر آن پایداری بمانیم. بسیاری از مردم عشق الاهی را تجربه می‌کنند اما مهارت نگهداری و پایداری بر آن را ندارند. آفت بزرگ دنیا و زندگی در این جهان غفلت و از یاد بردن است. امور عظیم برای ما عادی و تکراری می‌شود و عظمت آنها از نظرمان می‌رود. مسائل خطیر و حساس، پیش پا افتاده شده و اهمیت خود را از دست می‌دهند. عشق پروردگار هم از این روند خارج نیست. اگر چه توفیق کشف آن را بیابیم اما در گیرودار روزمرگی‌ها آن را از یاد برده و فراموش می‌کنیم.

برای ما که در این دنیا به سرمی‌بریم و با حواس ظاهری و نیازهای مادی سرگرم هستیم، خدای نامحسوس از یاد رفتنی است. به این خاطر خداوند نشانه‌های خویش را در عالم گسترانده تا این غفلت‌ها را بزداید و فراموشی‌ها را در جاری زلال آیات و نشانه‌ها بشوید. برای قدرتش، زیبایی‌اش، بخشش‌اش و همة جلوه‌های کمالش آیات و نشانه‌هایی را متجلی نموده، مودت و عشق میان همسران را نیز نشانه‌ای روشن برای عشق خویش قرار داده است. تا قطره‌ای از عشق او را احساس کرده، برای او و به یاد او عشق بورزیم. بنابراین «از نشانه‌ها و آیات خداوند مهربان این است که از شما برای‌تان همسرانی آفرید تا با آنها آرامش گیرید و عشق و محبت را در میان‌تان قرار داد. براستی که در این‌ها نشانه‌هایی برای اندیشمندان است.»[105]

در پیوند زناشویی و رابطه همسری عشقی قرار داده شده که کارگاه پایداری در عشق الاهی است. وقتی زن و مرد یا دختر و پسری که رابطة همسری دارند، عشق و کشش به یکدیگر را احساس می کنند، لازم است آن را با لطف و نرمی بپذیرند و در قلب و تن خویش جریان دهند و در حالی که غرق این احساس شورانگیزند، به مبدأ این عشق بیندیشند و کشش و جذبة الاهی را به یادآورند. و بدانند این نیاز و ارضاء و لذت در برابر نیاز به او و احساس رضایت از رابطه با او و لذت از پیوند با خداوند بسیار ناچیز است و این تنها پرتوی از آن خورشید هستی بخش است که از روزنة وجود آفریده ای کوچک در اقیانوس آفرینش بر دل او تابیده است.

وقتی انسان به جای اینکه در این پرتو محدود اسیر شود، از این روزنه سر برکشد و خورشید را بنگرد، آنگاه تمام هستی را روشن و سرشار از عشق دیده، با درک حضور خداوندگار عشق و رحمت، تمام آیات و نشانه ها نشانة عشق می شود. و ژرفای این سخن را درمی یابد که «حقیقتاً آسمان ها با عشق برپاست.»[106] در این صورت عشق همسری معنایی عظیم و مقدس پیدا کرده، ارضا کننده تر، لذت بخش تر و پایدارتر می ماند. تماشای عشق همسری به منزلة آیینه‌ای ست که عشق الاهی در آن انعکاس یافته و گره خوردن این عشق زمینی با عشق آسمانی رابطة شخص را با هر دو عشق مستحکم تر می سازد. زیرا برای موجودی که با پاره ای از زمین و پرتوی از آسمان سرشته شده و تن خاکی و روحی افلاکی دارد، نه عشق زمینی به تنهایی رضایت بخش است و نه عشق آسمانی محض نشاط انگیز و پایدار می‌ماند. برای کامیابی و پایداری در عشق تعادل و استقامت لازم است و این تعادل با ترکیبی از عشق حقیقی و مجازی و اهداف معقول زندگی نظیر گسترش روابط اجتماعی و تداوم نسل ایجاد می شود و در سایة این تعادل هم عشق حقیقی پایدار می ماند و هم عشق مجازی متعهدانه می شود.

پروردگار نه تنها آتش عشق و مودت میان همسران را در پرتو عشق و رحمت خویش برافروخت و از حرارت آن روح انسان را گرمی و هیجان بخشید، بلکه تداوم نسل بشر را نیز در همین عشق ورزی قرار داد، تا فراموش نکنند که از رحمت و عشق آفریده شده اند و به سوی آن باز خواهند گشت. همانطور که روح انسان از خداست و جلوة رحمت گسترده ای ست که آفرینش و کمال موجودات را رقم زده،[107] جسم انسان هم محصول بارقه ای از عشق اوست که زن و مرد را به هم رسانده. بدنی که از عشق پدید می آید می تواند با روحی همراه شود که از تجلی عشق الاهی است. و هر چه این عشق ناب تر باشد و تن پاک تر منعقد شود، پذیرای روحی زلال تر و زیباتر می شود.

اشو به دنبال نفی خانواده و تعریف كمونی كه روابط سكس و عشق جنسی در آن آزاد است. تداوم نسل را به عهدة لوله‌های آزمایشگاهی واگذاشته، با الهام از هاكسلی در كتاب «دنیای متهور نو» می‌گوید: «تلقیح مصنوعی تنها شیوة علمی برای داشتن بهترین اولاد است. ما باید این اندیشة كهنه را از سرمان بیندازیم كه می‌گوید «من پدر هستم.» ما باید این اندیشه را خلق كنیم كه «من بهترین فرزند را انتخاب كرده‌ام.»... به این طریق باید ارزش‌ها را دگرگون كرد... تو می‌خواهی بچه‌دار شوی و اگر واقعاً عاشق بچه باشی، دوست‌داری حتی الامكان بهترین بچه را داشته باشی. بنابراین، دیگر نباید نگران باشی كه چه كسی اسپرم و چه كسی زهدان خود را برای پرورش جنین در اختیار قرار می‌دهد.»[108] به این ترتیب «چون كودك از طریق آمیزش جنسی به عمل نمی‌آید، آمیزش جنسی به صورت كامجویی و لذتی محض در می‌آید و دیگر هیچ مسئولیت یا خطری با آن همراه نیست.»[109] به این صورت آنچه می‌توانست به طور طبیعی مهار رفتار جنسی بی‌قاعده باشد، از میان برداشته می‌شود. و اشو به خدایش می‌رسد!

* جمع دو طرح در یک رابطه............................................

تفکیك بین دو طرح عشق مجازی به معنای تجربة دو مورد متفاوت در رابطة عاشقانه نیست، بلکه تنها به معنای تماشای دو چهرة عشق و دو رابطة عاشقانه است. که در رابطه با یک معشوق هم می‌تواند رخ دهد. مثلاً دختر و پسری که می خواهند با هم ازدواج کنند، مدتی که طول می کشد تا آنها به هم برسند و در این زمان سوز هجران و درد فراق را تجربه می کنند در واقع آزمودن عشق در طرح اول است. و پس از پیوند زناشویی عشق در طرح دوم را تجربه می‌کنند. البته در صورتی که در دورة فراق و جدایی به کشف عشق حقیقی نائل شوند و پس از پیوند همراه با کشف و پیدایش عشق حقیقی به تجربه و تمرین پایداری در عشق حقیقی در صورت عشق مجازی وارد شده، بدین‌سان عشق مجازی در طرح دوم را بیازمایند.

در این شرایط عشق آنها سایه‌ای از عشق حقیقی و الاهی خواهد بود و «وصال در عشق حقیقی عاشق را با جمال و کمال بیشتر آشنا می‌کند.»[110] از این روی پیوندی كه همراه با كشف عشق حقیقی باشد دو عاشق را بسان آینه‌ای خدانما در برابر هم قرار داده و در یكدیگر جمال و كمال حق را به تماشا نشسته، می‌توانند عشقی ریشه‌دار و پایدار را تجربه کنند. در این صورت با اینكه هوس خود را به طور متعادلی برآورده می‌كنند، قلب‌شان را با عشقی الاهی و عشق الاهی مأنوس‌تر می‌سازند. این عشق نردبانی است که برای سیر به آسمان در زمین نسب شده و سنت لازم کسی است که به معراج رفت و کامل‌ترین سیر آسمانی را تجربه کرد.[111] اشو اما این راه را نشناخته و این پل را برای پیروانش شکسته است. او خدا را در زمین خلاصه کرده و در حد لذت و خوشی ناپایدار این جهانی فروکاهیده است. و سیر معنوی انسان را به سوی مردابی قرار داده که امید واهی به رویش نیلوفر در آن دارد. و حال این که نیلوفر هزار برگ روییده و تمام جهان‌های مادی و معنوی پر از رنگ و بوی اوست. و عاشقان کویش ندای «عمیت عینٌ لاتراک»[112] (كور باد چشمی كه تو ار نبیند.) سرداده‌اند.

آزمودن عشق مجازی در دو طرح با یک معشوق در فرهنگ‌هایی امکان دارد که بین آشنایی و پیوند فاصله‌ای را تعریف کرده‌اند و عشق و وصال یکی نیست. در حقیقت فرصتی می‌دهند تا نهال عشق کمی ریشه بگیرد و به اصل خود نزدیک شود، آنگاه وصل فرارسد. زیرا دست نیافتنی بودن و عزت و غرور معشوق جذابیت آور و دلرباست.[113] در فرهنگ‌هایی که بین خواستن و رسیدن فاصله‌ای نیست، این فرصت تباه شده، وصال براستی قتلگاه عشق می‌گردد. و طرفین زمان کشف یکدیگر و درک معنا و شکوه عشق میان خودشان و رسیدن به عشق حقیقی را از دست داده، نمی‌توانند با درک عمیق نیاز به یکدیگر و انتظار وصال، به اوج عشق ورزی و نهایت لذت پیوند برسند و با این تجربه در عشق پروردگارشان شناور شوند.

بدون تردید لذت‌ها و كامیابی‌های این جهان می‌تواند پنجره‌ای به روی خداوند و لطف بی‌پایان و عشق بی‌كران او باشد. اما در صورتی كه در سطح این لذت‌ها و بهره‌های دنیایی نمانده، آنها را هدف قرار ندهیم، بلكه خدا را بخواهیم و آنچه او می‌خواهد را مشتاقانه بپذیریم. محنتش را با عشق بردباری آوریم و نعمتش را محتاجانه بهرمند شویم. نه در لذت چنان غرق شویم كه عظمت و جلالش فراموش شود و نه چنان بر خود تنگ بگیریم كه لطف و رحمتش از یاد رود.

اشو عشق ورزی افسارگستخته و بی‌قید را مایة شكوفایی نیروهای درون معرفی می‌كند همین طور یله و بی‌مهابا مایة‌ رسیدن به خداوند خویش می‌داند. «تانترا فیلسوف بزرگ شرقی، آمیزش را مقدس و مهم‌ترین انرژی حیات می‌خواند. كلّ دگرگونی قرار است از طریق این انرژی اتفاق بیفتد.»[114]

در حالی که عشق انرژی است و اگر آن را رها کنی کاهش می‌یابد، به اتمام می‌رسد و فرسوده می گردد. اما با حفظ آن می‌توان خود را دگرگون کرد. اگر شخص بتواند کمی عشق و شور درونی را پنهان دارد و آن را با جان خود بیامیزد هم عشقش ناب تر و نورانی‌تر می‌شود و هم خودش نیرومندتر و زلال‌تر می شود. عشق آتش است و از این که دغدغه ایجاد می کند نباید ترسید. اگر این آتش در درون نگهداشته شود ناخالصی ها را ذوب می کند و به عشق خالصی که به معشوق حقیقی رسیده تبدیل می شود و به تمام هستی که جلوة حق تعالی است عشق می ورزد. نه اینكه تحمل معشوق خود را نیز نداشته، از آن خسته و رانده شود.

در صورت نگهداشتن عشق از هرزه گردی و پایداری در عشق همسری است كه مرزهای موهوم از بین رفته، به وسعت آسمان ها و زمین گسترش پیدا می‌کند و براستی سرای خداوند ‌شده، نور او به جلوة تمام تجلی می‌كند. بی وقفه رها کردن عشق یعنی از دست دادن این کیمیا پیش از آن که هستی‌مان را به زر ناب مبدل سازد. عشق زمینی مقدمة عشق آسمانی است به شرط اینکه این کیمیا کارگر شود.

* سردی و گرمی عشق...................................................

پس از این که عشق درون انسان را کیمیا کرد و او را به عشق حقیقی نزدیک ساخت، نوبت به ریشه‌دار کردن و پایدار نمودن عشق می‌رسد. یکی از امور مهمی که در عشق زمینی باید فراگرفت توان کنار آمدن با سردی و گرمی عشق، و مهارت گذر از پستی و بلندی‌های آن است. و تو مپندار که این سردی و گرمی وصف عشق زمینی است و عشق الاهی را با فراز و فرود چه کار که آن معشوق بی‌نقص هماره در فراز است و عشقش به سردی نمی‌گراید. نکته این است که سردی و گرمی و قبض و بسط نه وصف عشق که شرح حال عاشق است و او تا در زمین است چه اسیر عشق زمینی باشد و چه آزاد شدة عشق الاهی، اوج و افول را تجربه می‌کند و باید مهارت عبور از این بحران‌ها را به دست آورد.

در دنیایی که زمین و آسمانش زمستان و بهار را می‌بیند دل‌ها نیز حال و هوای خزان و بهار را به خود می‌گیرد. با عشق ملموس زمینی و تمرین پایداری در آن، می‌آموزیم که چه طور اقبال و ادبار قلب[115] را با هم جمع کنیم و روح را در حضور معشوق ازلی غرق سازیم. هم از این رو رسول اکرم فرمودند طلاق مقبوض‌ترین حلال نزد خداوند است.[116] زیرا کناره گرفتن و عرصه را خالی کردن از ضعف است و کنار آمدن و ماندن قدرت. البته مسلماً منظورشان این نبوده که زندگی را بدون عشق ادامه دهید. بلکه دلالت این فرمایش این است که سزاوار است پیوند زناشویی را که انباشته از آیات مودت و رحمت است حفظ کرده، با زنده نگهداشتن عشق زندگی را استمرار بخشید.

برای کسی که ژرفای عشق الاهی را درک کرده و از عشق در طرح اول گذشته، پایداری در عشق مجازی سهل است. در گرما و شور عشق زمینی كه آیات رحمت و مودت است معشوق ازلی را می‌بیند و آنگاه که عشقش به سردی می گراید هوشیار می‌شود که خداوند و عشق او را از یاد برده و عشق الاهیش فرود آمده ‌است. پس کاهش و تنشی که در عشق زمینی‌اش پدید می‌آید تذکری است تا به قلبش بازگردد و عشق حقیقی را یادآورد. به محض این یادآوری و احیای دل عشق زمین‌اش نیز از جز به مد برآمده، پرشور موج می‌زند. بدین‌سان عشق زمینی در طرح دوم راهی می‌شود برای تمرین و مهارت در پایداری عشق ورزی.

اشو می‌پندارد در اثر تداوم عشقی مصنوعی و پلاستیكی پدید می‌آید. عشقی كه زنده نیست و مثل گلهای مصنوعی روح و حیات ندارد.[117] استدلال او این است كه انسان اگر تغییر كند و روبه رشد با شد نسبت‌هایش عوض می‌شود. «اگر كسی تغییر كند، سازگاری گسیخته می‌شود.»[118] بنابراین انسان زنده رشد می‌كند و تغییر می‌یابد، پس عشقش نیز باید عوض شود. در حالی كه این تحول یك تحول درونی است كسی كه این تحول را تجربه می‌كند ادراكات و زندگی‌اش سطح برتر یافته و نسبت‌های گذشته‌اش كیفیت دیگری پیدا می‌كند. چنین شخصی از همسر خود تنها به جهت تکرار و تداوم رابطه خسته و سرد نشده، خدا را در این جلوه‌اش می‌بیند و می‌تواند هر روز و هر لحظه از منظری تازه به همسر خود بنگرد گویی او را برای اولین بار دیده و از نو او را کشف می‌کند. چون خداوند هر لحظه جلوه‌ای تازه می‌نماید و لطف و حسن و قدرت و رحمت و جذبه و جمالش پایان و نهایت ندارد. کسی که او را یافته جهان را و عشقش را همواره تازه و تازه‌تر می‌یابد و از شور و شادمانی سرشار می‌شود.

اشو افزایش و تورم عشق جنسی را توصیه می‌كند در حالی كه «تورم آمیزش جنسی مثل تورم پول در بازار به كاهش ارزش می‌انجامد.»[119] در این صورت نمی‌توان در این وضعیت ارزش‌های والای عشق را درك كرد و سرد و گرمی و اوج و افول در عشق و رابطه طبیعی خواهد شد. با محدودیت و مهار عشق و ژرفایش آن در رابطة زناشویی است كه می‌توان به اسرار آیات مودت و رحمت پی برد و خداوند را با صد هزار جلوه تماشا كرد. در این صورت اما عشق همواره گرم و پر شور خواهد بود و سردی و افسردگی و خستگی بسیار سطحی،‌ گذرا و از بین رفتنی خواهد بود.

اشو از دیدن این ژرفای عشق محروم است زیرا خدای حقیقی را كنار گذاشته و بر آستان هوس سجده آورده،‌ رابطة همسری را از شكوه الاهی تهی كرده است. هم از این رو روابط ناپایدار و دور از پیوند عمیق همسری را توصیه كرده، در حد عشقی سست و در سطح لذت و شادی را تجربه می‌كند و از لذت و شادمانی عمیق و پایدار و روبه افزایش عاشقان و عفیف و وفادار بی‌خبر است. او از همسری زنی همشه در دسترس و مردی همیشه آماده می‌فهمد و از این رو آن را مذمت كرده، روابطی آزاد با كسانی كه همیشه در دسترس نبوده‌ و نیستند و بوی تازگی می‌دهند را توصیه می‌كند. «عاشق باش. اما نباید فکر کنی بلافاصله زنی در دسترس تو خواهد بود چنین انتظاری نباید داشت. زن را فقط به مرتبه همسر بودن تنزل نده. تنها آنگاه در خطر زندگی خواهی کرد. مرد را هم فقط به شوهر تنزل نده. چون شوهر مفهوم زیبایی نیست. اجازه دهید مردتان مرد و زن‌تان زن باقی بماند و فردای‌تان را قابل پیش بینی نکنید.»[120] اشو از مشاهدة تازگی جلوه‌های نامحدود خداوند در آینة وجود همسر و تجربة شور و هیجان و لذت این تماشا محروم است؛ از این رو تعلیق میان گسیختگی و پیوند روابط عاشقانه را جایگزین این شور و هیجان معنا بخش و روبه آسمان می‌كند.

*مهارت‌های عشق‌ورزی.............................................

وقتی عشق زناشویی در پیوند با عشق نامحدود حقیقی درك شود،‌ آنگاه تمام روابط عاشقانة میان زن و مرد معانی ژرف و نامتناهی خواهند یافت. نوازش‌ها و بوسه‌هاشان عبادت، هر نگاه و لبخند عاشقانة‌شان برترین صدقه و هم آغوشی و عشق ورزی‌‌شان فوران عشق و نور خداوند است. و چگونه ممكن است از این بوسه‌، نگاه،‌ لبخند و عشق‌ورزی خسته شد. اینجا هفت آسمان معنی و روشنایی، تجلی حضور دارد و عشقی كه به عشق الاهی متصل شده است تا ابد تازه و گرم و شورانگیز خواهد بود. و به بیان دقیق‌تر خواهد شد. زیرا عشقی در حركت نو شونده و پر ظرفیت است. عشقی كه همانند قطره‌ای افتاده در آغوش اقیانوس، از حد و مرز خود فراتر رفته و به دریایی بی‌كران تبدیل شده است.

قطره دریاست اگر با دریاست                        ور نه او قطره و دریا دریاست

این عشق سرشار از صداقت و وفاداری است عشقی كه عاشق را از هر كس دیگر بی‌نیاز می‌كند. عشقی كه عشق به تمام هستی و جهان و انسان‌ها از آن سرچشمه‌ می‌گیرد. این عشق معنوی آنقدر ارضا كننده است كه دیگر هوسی را در عاشق باقی نگذاشته، تمام وجودش را با رحمت گستردة خداوند یكی می‌سازد و از عشق لبریز می‌كند.

اشو نیز به روابط هوس‌ناك خود و پیووانش جنبه‌ای معنوی می‌دهد، كه البته از ستایش انرژی جنسی و پرستش شادی و لذت آن چندان فراتر نمی‌رود. «تانترا می گوید قبل از عشق بازی با یک زن یا یک مرد، ابتدا دعا کن زیرا در این جا دیدار ملکوتی انرژی ها در راه است. خدا تو را احاطه خواهد کرد. هر جا دو عاشق هست، خدا آنجا ست. هر جا که انرژهای دو عاشق به هم می رسند و به هم می‌آمیزند زندگی آنجاست. زنده به شایسته ترین وجه، خدا تو را احاطه می‌کند. کلیساها خالی اند و کابین های عشق مملو از خدایند.»[121]

بدون تردید عشق جنسی كه به عشق حقیقی متصل شده است بدن زن و مرد را برای یكدیگر به محراب عبادت و یاد خداوند تبدیل می‌كند. هم از این رو محترم است و در تعالیم اسلامی توصیه شده است كه پاكیزه، آراسته، با طهارت كامل و با یاد خداوند به حریم رابطة عاشقانه وارد شوید. چنان كه گویی به معبد و محراب عبادت می‌روید. تن عبادتگاهی است كه روح در آن به عبادت معشوق ازلی گماشته شده و در رابطة عاشقانه‌ای كه دو روح به هم نزدیك شده، عطر یگانگی و اتحاد را استشمام می‌كنند، تن هر كدام معبد روح دیگری است و پاك و مقدس برای یاد خداوند و تسبیح و ستایش و شكرگذاری از او. در این رابطه لذت هدف نیست، لذت پاداش این همه معرفت و عبادت و شكرگذاری است. و لذتی كه بدون هدف گیری می‌آید، بسیار سرور انگیز و لذت بخش است. و پس از اتمام روح ارضا شده چنان اوجی گرفته است كه هیچ افول و پایانی را احساس نمی‌كند. در این رابطه تن‌ها و روح‌ها، پیوند با خدا و عبادت و یاد و سپاس او هدف بود و او همواره هست و حضورش هیچ گاه به غیبت و نورش به ظلمت تغییر نمی‌كند. تا او هست عبادت هست،‌ عشق هست و پاداش‌های برتر از انتظار و استحقاق‌اش باقی است.

اشو ظاهراً حرف‌هایی كه به این معانی نزدیك می‌شود، به زبان آورده و می‌گوید: «صورت هم از خداست. او در صورت هم وجود دارد. هیچ چیز صورت عیب و ایرادی ندارد. مشكل وقتی پیش می‌آید كه شما فكر می‌كنید كه صورت همه چیز است. نیازی به تعالی صورت نیست، فقط نیاز است كه صورت درك شود. صورت بسیار زیباست، بدن بسیار زیباست. اما فكر نكنید كه بدن همه چیز است. چیزهای بیشتری وجود دارد. چیزهای عمیق‌تری وجود دارد كه با چشم قابل مشاهده نیست.»[122]

اگر به راستی این را باور دارید و در ورای صورت و تن حقایق دیگری را می‌بینید،‌ و آنچه می‌بینید، فقط تجربة امیال از موضع ناظر در مراقبه نبوده، بلكه حضور خداوند و عشق و كمال نامتناهی او را درك می‌كنید، دیگر لطف این عشق عمیق پایانی نخواهد داشت و در اثر تداوم مصنوعی و پلاستیكی نشده، با تعویض معشوق و در جستجوی تنی دیگر برآمدن سازگار نخواهد بود. بلكه تاخت زدن معشوق و دنبال كیس جدید رفتن بی‌معنی می‌شود. اگر فقط همین تن را ببینی، عشقت افول می‌كند چون این محدود است، اما اگر این تن و این عشق دریچه‌ای برای زیارت كمال و جمال مطلق و هستی محض باشد، آنگاه از این پنجره خسته نخواهی شد، بلكه این پنجره هر روز و هر لحظه منظرة نوین و جلوة‌ تازه‌ای پیدا می‌كند. موقعی از آن خسته می‌شوی كه نتوانی آن را به نامتناهی مربوط سازی در خود آن فرومانی.

اشو سخنان بزرگان عرفان را خوانده و شنیده و تكرار می‌كند، اما به معانی و لوازم آنها توجهی نداشته، باز به اصل حرف و هوس خویش بازمی‌گردد.

نتیجه گیری .................................................................

اشو در سدد توجیه لذت‌طلبی است و برای این كار از خدا، عرفان و معنویت مایه می‌گذارد. او در مواردی عشق جنسی را مانعی معرفی می‌كند كه مطمئن‌‌ترین راه برطرف كردن آن برداشتن مرزها و محدودیت‌های جنسی است. در موارد دیگری آن را وسیله‌ نه هدف و مرحله‌ای گذرا دانسته، تأكید می‌كند كه عشق جنسی ابزار و وسیله‌ای برای سیر و سلوك است. و در نهایت نظرش این است كه هدف همین لذت و شادمانی در روابط جنسی و عشق‌بازی است.

تمام كوشش او در تبیین و تعلیم تز «عشق + مراقبه» این است كه مراقبه لذت و شادی لحظة عشق‌بازی را افزایش داده و اندوه و افسردگی پس از آن را فروكاهیده، تحمل پذیرتر می‌كند. اهمیت و ضرورت آمیختن یا جمع میان عشق و مراقبه به این خاطر است كه ذهن هم موقع لذت بردن مزاحم بوده، مانع این می‌شود كه با تمام حواست از معاشقه لذت ببری و هم پس از آن اندوه به بار می‌آورد. زیرا به گذشته معطوف است و خاطراتی به همراه دارد، خاطراتی از پایان لذت از خطاهایی كه وجدان اخلاقی آنها را نپذیرفته، با طبیعت و فطرت انسان سازگار نیست. هم از این رو توصیه می‌كند كه ذهن و اندیشه را در فرایند مراقبه كنار گذاشته، از امیال و هوس‌های طبیعی خود پیروی كنید، تا از لذت و خوشی زندگی بهرمند شوید. «ندای درونتان را ارج بنهید و از آن اطاعت كنید. بخاطر داشته باشید: من تضمین نمی‌كنم كه آن ندا همیشه شما را به راه راست هدایت كند. بیشتر اوقات شما را به گمراهی می‌برد،... این حق شماست كه آزادانه به گمراهی بروید. این بخشی از كرامت شماست. حتی در مقابل خداوند بایستید. ...درستی و نادرستی امور را به كنار بگذارید.»[123]

گریز اشو از خویش و از گذشته تا حدی است كه بارها نام خود را تغییر داده[124] و تصریح می‌كند كه گذشته ارزش یادآوری ندارد. و نیز می‌گوید كه «من پاسخگوی حرف‌های دیروزم نیستم.»[125] او می‌كوشد بحران معنویت انسان معاصر را بدون تغییر در شالوده‌های فكری و اصول اخلاقی آن برطرف سازد لذا معنویت و عرفان را در همین هوس‌پرستی تزریق كرده، تفسیری از عرفان ارائه می‌دهد كه امیال و اهواء انسان هبوط كرده و از خدا دور افتاده را مباح شمرده و تأمین كند. و همین كامجویی‌ها را خدا معرفی می‌كند و در این باره از میراث و ادبیات عرفانی شرق نهایت سوء استفاده و تحریف را اعمال می‌كند. در یك كلام اوشو یك فریب بزرگ در آستانة هزارة سوم بود كه خودفریبی انسان معاصر برای توجیه هوس‌رانی‌ها و نادانی‌هایش را نمایندگی كرد. و این اعتراف اوست كه خود را «سرآغاز خودآگاهی مذهبی كاملاً نوینی»[126] معرفی كرده و در بارة مذهب و این طور اظهار نظر می‌كند كه: «همه آیین‌ها بر پایه دستاویزی ساختگی بنا شده است. همه شیوه‌ها دروغین اند... می‌توان دستاویزهای تازه‌ای به بار آورده و دین‌های تازه‌ای پدید آورد. دستاویزهای كهنه فرسوده می‌شوند. دروغ‌های كهنه از رنگ و بو می‌افتند و به دروغ‌های نوتری نیاز خواهد بود.»[127]

پاورقی ها

[1][1] عبهر العاشقین ص 42.

[2] ساراها 3 ص61 تا 64.

[3] كدارنات تیواردی، دین شناسی تطبیقی. ترجمة مرضیه شنكایی. تهران: انتشارات سمت 1381 چاپ اول. ص48 و 49.

[4] ساراها 3 ص91.

[5] یک فنجان چای ص145.

[6] داریوش شایگان. ادیان و مکتب‌های فلسفی هند ج2 ص 713.

[7] ادیان و مكتب‌های فلسفی هند. ج2 ص716 تا 719.

[8] الماس های اشو ص240.

[9] ساراها 3 ص91.

[10] یك فنجان چای ص100.

[11] ضربان قلب حقیقت مطلق ص27.

[12] یك فنجانی چای ص228.

[13] الماس‌های اشو ص 296.

[14] ساراها 3 ص 125.

[15] شهامت ص80 تا 92.

[16] ساراها 4 ص15.

[17] شهامت ص47.

[18] الماس‌های اشو ص 105.

[19] الماس‌های اشو ص266.

[20] آفتاب در سایه ص72.

[21] در عرفان اسلامی قرائت قرآن كه تجلی خداوند  در این جهان و نیز نماز كه پلی میان حركت خلق و ثبات خداوند است توصیه شده و در خلال اینها تمركز بر صاحب كلام وحی و نیز معبودی كه فراتر از همة شكل‌ها و صورت‌ها و منزه از هر محدودیت و كاستی است، راهگشای درك خداوند با تمام بساطت و اطلاق است.

[22] یك فنجان چای ص4.

[23] الماس های اشو ص13.

[24] الماس‌های اشو ص341.

[25] پیوند ص162.

[26] امام علی ع در وصف دنیا فرمودند : سرورها مشوبٌ بالحزن. شادی آن با اندوه آمیخته است. بحار الانوار ج7 ص 119.

[27] شهامت ص 179.

[28] الماس‌های اشو ص130.

[29] یك فنجان چای ص49.

[30] ساراها 4 ص89.

[31] خلاقیت ص13.

[32] شهامت ص.125

[33] ساراها 4. ص107.

[34] آواز سکوت ص124و125.

[35] آواز سکوت ص125.

[36] پیوند ص 134.

[37] آواز سکوت ص131.

[38] آواز سکوت ص132.

[39] الماس های اشو ص230.

[40] عشق رقص زندگی ص 86 و 87.

[41] پیوند ص48.

[42] آیندة‌ طلایی ص98.

[43] روبرت نوزیک. پیوند عشق   مدرسه

[44] آیندة طلایی ص98.

[45] ساراها 3 ص 118 تا 124.

[46] شهامت ص 38.

[47] خلاقیت ص 113. و یك فنجان چای ص 74.

[48] ساراها 3 ص 86.

[49] ساراها 3 ص 86.

[50] ساراها 3 ص 86.

[51] آواز سکوت ص124و125.

[52] پیوند ص114و128.

[53] عشق رقص زندگی ص86.

[54]«استغفرالله من کلّ لذة بغیر ذکرک و من کل راحتة بغیر انسک و من کل سرورٍ بغیر قربک.» امام سجاد (ع) مناجات الذاکرین. مفاتیح الجنان. باب اول: ادعیه. مناجات سیزدهم از مناجات خمس عشر.

[55] عشق رقص زندگی ص59تا65.

[56] اشو در دورة اقامتش در آمریکا شهری بنا کرده، در آنجا سکس آزاد اعلام می کند و در اجتماعاتشان هم جنس و غیر همجنس در ملاء عام رفتار جنسی انجام می‌دادند. مهندس جلال الدین آشتیانی، عرفان ج اول شمانیسم . ص230.

[57] الماس های اشو ص 231.

[58] شهامت ص178.

[59] شهامت ص 178.

[60] الماس های اشو ص 231.

[61] الماس های اشو ص240.

[62] الماس های اشو ص33.

[63] ضربان قلب حقیقت مطلق ص172.

[64] الماس های اشو ص 32.

[65] آیندة طلایی ص 42 و 43.

[66] و إذ اخذ ربك من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم الست بربكم قالوا بلی شهدنا... (اعراف /172)

[67] لقد خلقنا الانسان فی کبد. بلد/4. کبَد هو ألم الکبِد. المنجد.

[68] امام خمینی، دیوان اشعار. غزل عطریار ص179.

[69] یك فنجان چای ص303.

[70] همان ص301.

[71] آواز سكوت ص 8.

[72] بحار الانوار ج 10 ص 103.

[73] ابن سینا تصریح می‌كند كه عشق در همه انسان‌ها وجود دارد تا بتوانند به سوی كمال سیر و سلوك كنند. رسائل ابن سینا ص375 به بعد.

[74] «عشق نوعی عباد است كه انسان در آن جز نیاز و نیستی، هستی‌ای در خود مشاهده نمی‌كند.» روزبهان بقلی، عبهر العاشقین ص101.

[75] منتخب         میزان الحكمه ح4270.

[76] دربارة غم‌افزایی عشق و تأثیر آن در عشق حقیقی ن.ك: صدر المتألهین ، اسفار ج 7 ص 151. فرغانی ص230. ژان كلوده، حدیث عشق در شرق ص 501ـ 515 و 314ـ 340.

[77] آواز سكوت ص66و67.

[78] آواز سکوت ص133.

[79] همان ص 133.

[80] ترجمان الاشواق ص91.

[81] فخرالدین عراقی، لمعات ص71.

[82] احمد غزالی، سوانح ص15و16.

[83] از خود بی خود

[84] اینما تولوا فثمّ وجه الله . بقره/115.

[85] ویلیام چیتیك، راه عرفانی عشق ص276و277.

[86] آواز سکوت ص132و133.

[87] آواز سکوت ص133و134.

[88] آواز سکوت ص135.

[89] شهامت ص125.

[90] آواز سکوت ص288.

[91] آفتاب در سایه ص18.

[92] همان ص 18.

[93] یا حبیب القلوب یا طبیب القلوب یا طبیب النفوس یا مفرج الهموم یا کاشف الغموم . برگرفته از دعای جوشن کبیر.

[94] یا من اسمه دواء و ذکره شفاء. دعای کمیل.

[95] سلام قولاً من رب الرحیم . یس /58

[96] آواز سکوت ص124.

[97] آواز سکوت ص131.

[98] آواز سکوت ص132.

[99] فرغانی، مشارق الدری ص204.

[100] میزان الحکمه ح13028

[101] و أنّ الراحل الیك قریب المسافه. (دعای ابوحمزة ثمالی)

[102] الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه. (فاطر/10)

[103] غضوا ابصارکم ترون العجائب. مستدرك الوسائل ج14. ص27.

[104] مهندس جلال الدین آشنیانی، عرفان. ص231.

[105] و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة ً و رحمة إنّ فی ذلک لَآیاتٍ لقومٍ یتفکرون. (روم/21)

[106] «فإنّ بالعشق قامت السماوات.» امام خمینی، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه. ص71.

[107] حب مبدأ سبب وجود عالم است.   ابن عربی فتوحات ج3 ص 167.

[108] آیندة طلایی ص88.

[109] آیندة طلایی ص87.

[110] حمید پارسانیا. دولت عاشقی فصلنامة کتاب نقد شماره 17.

[111] سورة اسراء آیه 1.

[112] حضرت اما م حسین علیه السلام، دعای عرفه. فراز پایانی.

[113] هلموت ریتر، دریای جان ج2 ص 43 ـ 45.

[114] الماس‌های اشو ص383.

[115] إن للقلوب إقبالٌ و إدبار.... منتخب میزان الحكمه ص430، ح5323.

[116] منتخب میزان الحكمه ص315. ح 3803

[117] پیوند ص238 و 122.

[118] پیوند ص96.

[119] ویكتور فرانكل، انسان در جستجوی معنا ص83.

[120] شهامت ص 141.

[121] الماس های اشو ص 117.

[122] آواز سكوت ص 288.

[123] شهامت ص26و27.

[124] اینك بركه ای كهن ص 41.

[125] ریشه‌ها و بالها ص175.

[126] الماس‌های اشو ص366.

[127] مراقبه هنر وجد و سرور ص20.

منابع:        .................................................................................................................

1.      اشو، الماسه های اشو ترجمه مرجان فرجی تهران:‌ انتشارات فرودسی چاپ چهارم 1382.

2.      اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانة ساراها (تعلیمات تانترا 4) ترجمه هما ارژنگی تهران:‌ نشر حم چاپ اول 1383.

3.      اُشن گوروجی (اشو) تفسیر آواهای شاهانة ساراها (تعلیمات تانترا3) ترجمه هما ارژنگی. تهرات: نشر حم چاپ اول 1383.

4.      اشو، شهامت، ترجمة خدیجه تقی پور . تهران: انتشارات فردوسی چاپ دوم 1380.

5.      اشو، یک فنجان چای، ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات دارینوش اول 1382.

6.      اشو، آوازسكوت، ترجمه میر جواد سید حسینی. اصفهان: انتشارات هودین چاپ اول 1384.

7.      اشو، پیوند. ترجمه عبدالعلی براتی . تهران: انتشارات نسیم دانش 85. دوم.

8.      اشو، خلاقیت، ترجمه مرجان فرجی. تهران:‌ انتشارات فردوسی. چاپ دوم 1380.

9.      اشو، عشق رقص زندگی، ترجمه بابك ریاحی‌پور و فرشید قهرمانی. تهران: انتشارات آویژه و انتشارات نگارستان كتاب. چاپ ششم 1381.

10.  اشو، ریشه‌ها و بالها. ترجمه مسیحا برزگر. تهران: انتشارات آویژ چ اول 1382.

11.  اشو، اینك بركه‌ای كهن. ترجمه سیروس سعدوندیان. تهران:‌ انتشارات نگارستان چ دوم 1382.

12.  اشو، آینده طلایی، ترجمه مرجان فرجی. تهران: انتشارات فردوسی چاپ اول 1381.

13.  اشو، ضربان قلب حقیقت مطلق (تفسیری از ایشاباش اوپانیشاد) ترجمة لوئیز شنكایی. تهران: انتشارات فردوسی 1381 چاپ اول.

14.  اشو، آفتاب در سایه، مترجم عبدالعلی براتی. تهران: نشر نسیم دانش چاپ دوم 1382.

15.  اشو، مراقبه هنر وجد و سرور، ترجمه فرامرز جواهری نیا. تهران:‌ انتشارات فردوسی چ اول 1380.

16.  ویلیام چیتیك، راه عرفانی عشق. ترجمه شهاب الدین عباسی تهران: نشر پیكان. چ اول 1382.

17.  ابوالحسن دیلمی،  عطف الالف المألوف علی اللام المعطوف. مطبعه المعهد العلمی الفرنسی للآثار الشرقبه، القاهره 1962.

18.  هلموت ریتر، دریای جان. ترجمه مهرآفاق بایبوردی تهران: انتشارات بین المللی الهدی. چ اول 1379.

19.  فخرالدین عراقی، لمعات. تهران: انتشارات مولی. چ سوم 1384.

20.  احمد غزالی، سوانح. جواد نوربخش. تهران: انتشارات یلدای‌قلم. چ دوم 1381.

21.  ویكتور فرانكل، انسان در جستجوی معنا. ترجمة احمد صبوری. تهران:‌ مركز زبان دانشگاه علوم پزشكی 1381.

22.  سعید الدین فرغانی، مشارق الدری. قم:‌ دفتر تبلیغات اسلامی چ دوم 1379.

23.  ژان كلود واده، حدیث عشق در شرق. ترجمه جواد حدیدی. تهران: مركز نشر دانشگاهی چ اول 1372.

24.  كدارنات تیواردی، دین شناسی تطبیقی. ترجمه مرضیه شنكایی. تهران: انتشارات سمت. چ اول 1381.

25.  داریوش شایگان، ادیان و مكتب‌های فلسفی هند مجلد دوم تهران: انتشارات امیركبیر چ سوم 1362.

26.  محی الدین ابن عربی، ترجمان الاشواق، شرح رینولد نیكلسون ترجمه گل بابا سعیدی. تهران: انتشارات روزنه چ دوم 1378.

27.  صدر الدین شیرازی، الحكمه المتعالیه. الجزء السابع. بیروت: دار احیاء التراث العربی. چ سوم 1981.

28.  روز بهان بقلی شیرازی،‌ عبهرالعاشقین. تهران: یلدای‌قلم چ اول 1380.

29.  روح الله موسوی خمینی، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه. تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام. چاپ دوم 1373.

30.  مهندس جلال الدین آشتیانی، عرفان مجلد اول (بخش شامانیسم) تهران:‌ شركت سهامی انتشار. چ اول 1372.

 

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin